۲۳ شهریور، ۱۳۹۹

نگاهی به محل و شرایط نگهداری برادران افکاری در زندان شیراز؛ محروم از حداقل‌ها و در معرض خطر

 

خبرگزاری هرانا – نوید، حبیب و وحید افکاری سنگری هفته گذشته همراه با ضرب و شتم به بند ارشاد زندان عادل آباد شیراز منتقل شدند. انتقال آنان همزمان با پخش ویدیویی در برنامه ۲۰:۳۰ که به نهادهای امنیتی نزدیک است صورت گرفت. انتقال این افراد که توام با ضرب و شتم آنان بود عملا امکان هرگونه واکنشی از آنان در خصوص ویدیوی پخش شده را سلب کرد. از دیگر پیامدهای این انتقال قطع ارتباط آنان با دنیای بیرون، حتی با خانواده خود است. همچنین نگرانی دیگر فضای بند مذکور است که بعنوان یکی از خشن‌ترین اماکن نگهداری زندانیان در این زندان به شمار می‌آید. خودکشی، خودزنی، تجاوز و قتل در این بند دربسته بارها گزارش شده است. قطع ارتباط و وضعیت این بند به شدت خانواده افکاری را نسبت به سرنوشت فرزندان خود نگران کرده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، نوید، حبیب و وحید افکاری سنگری طی هفته گذشته همراه با ضرب و شتم به بند ارشاد زندان عادل آباد شیراز منتقل شدند.

در پی انتقال این افراد، پدر و مادر برادران افکاری با انتشار نامه‌ای خطاب به رئیس قوه قضاییه، ضمن اشاره به ضرب و شتم فرزندانشان در بازداشتگاه انفرادی خواهان اعزام آنان به پزشکی قانونی قبل از اینکه علائم آن از بین برود شدند، آنها همچنین عدالت قضائی را برای فرزندان خود طلب کردند.

به نظر می‌رسد انتقال برادران افکاری به بند ارشاد زندان عادل آباد شیراز همزمان با پخش ویدیویی علیه آنان در برنامه ۲۰:۳۰ شبکه دو، جهت قطع ارتباط آنان با دنیای بیرون، افزایش فشار بر این افراد و جلوگیری از گسترده‌تر شدن حمایت‌های مردمی در داخل و خارج از کشور از آنان است.

انتشار گزارش محکومیت برادران افکاری توسط هرانا، در روزهای اخیر به موج گسترده‌ای از حمایت‌های بین‌المللی توسط چهره‌های شناخته شده ورزشی، هنری، سیاسی، فعالان مدنی و سازمان‌های بین‌المللی حقوق بشری و همینطور طوفان توئیتری کم‌سابقه‌ای منتهی شد.

برادران افکاری هفته گذشته پس از ضرب و شتم به بند ارشاد که برخلاف نام آن اساسا محلی دربسته و به نوعی تبعیدگاه درون زندان محسوب می‌شود منتقل شدند.

بند ارشاد حدودا ۵۰ متر مربع و متشکل از ۴ سلول ۱۲ متری است. این بند مقابل بند قرآن و دفتر حفاظت زندان و در مجاورت بند عبرت واقع شده است، در هر سلول این بند حدود ۱۰ تا ۱۲ زندانی نگهداری می‌شود اما در برخی موارد این تعداد به ۳۰ نفر نیز می‌رسد. سلول‌های ۱ و ۲ و سلول‌های ۳ و ۴ بند ارشاد در مقابل یکدیگر قرار دارند.

بند ارشاد محل نگهداری زندانیان متهم به جرایم خشن و دیگر زندانیانی است که به صورت تنبیهی و به دلیل انجام جرایم مجدد در زندان و یا نقض قوانین زندان به این بند منتقل می‌شوند. برخی از زندانیان در آستانه اعدام به منظور به تعویق انداختن اجرای حکم خود مجددا در زندان مرتکب قتل شده و برای مدتی به این بند منتقل می‌شوند. همچنین در مواردی گزارش شده که زندانیان با مشکلات روانی که سابقه درگیری و آسیب فیزیکی رساندن به سایر زندانیان را داشته‌اند به بند ارشاد منتقل می‌شوند.

در ورودی این بند یک میز سنگی قرار داده شده است و نگهبان در بدو ورود موی سر زندانیان را از ته می‌تراشد و به منظور دفع هرگونه مواد مخدر به آنان روغن کرچک داده می‌شود. افراد حق بردن هیچگونه لباس، وسیله و یا کتابی با خود را ندارند و تنها لباسی سبز رنگ در زمان ورود به آنان داده می‌شود. این لباس‌ها عموما به دلیل خودزنی و یا درگیری آغشته به خون است.

برخی از زندانیان با سابقه در زمان انتقال به این بند به دلیل شرایط خطرناک موجود سعی بر حمل اشیای برنده می‌کنند؛ از جمله متداول‌ترین آنها تیغی است که زیر زبان خود پنهان کرده و با خود می‌برند. زندانیان از این تیغ گاه به عنوان ابزار خودکشی و گاه به عنوان ابزار حمله به دیگر زندانیان یا دفاع از خود در مقابل حمله دیگر زندانیان استفاده می‌کنند.

خودکشی، خودزنی، تجاوز و درگیری منجر به قتل در این بند مسبوق به سابقه است. با این وجود نگهبانان به هیچ وجه در درگیری‌های بند دخالت نمی‌کنند. پیشتر نیز در مواردی تنها زمانی که زندانی در حال مرگ بود و یا پس از آنکه جان خود را از دست داد، به خارج از بند منتقل شد.

هر سلول دارای یک نورگیر و فاقد محافظ است که در صورت بارش باران، آب به داخل سلول می‌آید و باعث ایجاد سر و صدا و خیس شدن سر و بدن زندانیان می‌شود.

در صورت ایجاد هر گونه سر و صدا، ضرب و شتم و درگیری میان زندانیانی که به مواد مخدر اعتیاد دارند و در این مکان به اصلاح زندانیان خماری می‌کشند، محتمل است.

در انتهای هر سلول یک سرویس بهداشتی قرار دارد که به وسیله یک دیوار سنگی از سلول جدا شده است. شیر دستشویی عموما خراب است. همچنین در این فضا یک عدد دوش آب نیز قرار داده شده که در تمامی فصول سال، آب آن سرد است.

ساکنین این بند فاقد پتو، بالش و وسایل سرمایشی و گرمایشی هستند. حتی حوله، صابون و شامپو نیز در اختیار زندانیان قرار نمی‌گیرد. تنها موکتی بسیار قدیمی و کثیف به عنوان کفپوش وجود دارد که در مواقع سرما زندانیان آن را روی خود می‌اندازند. غذای این زندانیان از جیره غذایی زندان است اما قاشق و چنگال نیز در اختیار آنان قرار داده نمی‌شود.

زندانیان در این بند از هرگونه امکاناتی همچون دسترسی به تلفن، هواخوری و یا امکانات فرهنگی و ورزشی و تلویزیون محروم هستند. افراد پس از انتقال به این بند تا ۶ ماه ممنوع از ملاقات اعم از کابینی، حضوری و شرعی هستند.

تنها در برخی موارد زندانیان جهت تماس تلفنی به دفتر حفاظت زندان که روبروی این بند واقع شده، منتقل می‌شوند. البته این تماس‌ها به شدت کنترل شده است و زندانی کلماتی در حد بیان حرف‌هایی ازجمله خوبم، غذا خوب است و … را می‌تواند خطاب به خانواده خود بیان کند.

هرانا پیشتر در گزارشی با عنوان “بحران کرونا؛ گزارشی جامع از زندان عادل آباد شیراز” به وضعیت زندانیان در این زندان به ویژه در شرایط شیوع کرونا در کشور و به صورت خلاصه به شرایط بند ارشاد این زندان پرداخته بود.

با توجه به نگهداری زندانیان جرایم خشن در این بند و همچنین وجود گزارشات متعدد از خودکشی، خودزنی، درگیری‌های منجر به قتل و یا تجاوز در سال‌های گذشته، اکنون سلامت و جان برادران افکاری در این بند در معرض خطر جدی قرار گرفته است.

یکی از نزدیکان خانواده افکاری به گزارشگر هرانا گفت “خانواده این شهروندان مسئولیت حفظ سلامت فرزندانشان را متوجه مقامات زندان عادل آباد شیراز می‌دانند و مشخصا تاکید کرده‌اند هر گونه آسیبی به این سه برادر نتیجه سهل انگاری این مسئولان است.”

لازم به یادآوری است، نوید و وحید افکاری در تاریخ ۲۶ شهریورماه ۱۳۹۷ و حبیب افکاری در تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۹۷ در رابطه با اعتراضات سراسری مرداد ۹۷ بازداشت شدند. این افراد در جریان بازجویی‌ها برای اخذ اعتراف بارها مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفته‌اند.

این شهروندان توسط دادگاه انقلاب و دادگاه کیفری شیراز مورد محاکمه قرار گرفتند و نوید افکاری به ۲ بار اعدام، ۶ سال و ۶ ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق، وحید افکاری به ۵۴ سال و ۶ ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق، حبیب افکاری به ۲۷ سال و ۳ ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده‌اند. از میان این احکام یکی از احکام اعدام نوید افکاری به تازگی در دیوان عالی کشور نیز تایید شده است. پرونده‌ی این افراد از بابت چند اتهام دیگر نیز در دادگاه انقلاب کماکان در دست بررسی است.

نوید (فرشید) افکاری سنگری، فرزند حسین، متولد ۱۳۷۲، مجرد، شغل گچکار و کشتی گیر (دارای چند مدال قهرمانی کشوری). وحید افکاری سنگری، فرزند حسین، متولد ۱۳۶۴، مجرد، گچکار. حبیب افکاری سنگری، فرزند حسین، متولد ۱۳۷۰، متاهل، شغل جوشکار و سعید دشتکی، ۲۲ ساله اهل شیراز هستند.

هرانا در تاریخ ۷ شهریورماه امسال نخستین بار در گزارشی به تفضیل از صدور احکام اعدام، حبس و شلاق برای نوید، وحید و حبیب افکاری خبر داد و اسناد مربوط به آن را نیز منتشر کرد.

در ادامه موج حمایت‌ها از برادران افکاری نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر زندانی روز سه‌شنبه ۱۸ شهریورماه جایزه انجمن قضات آلمان را به امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی، محمد رجبی و نوید افکاری چهار زندانی در خطر اعدام اهدا می کند و ابراز امیدواری کرد که با این کار افکار عمومی بین‌المللی علیه چنین خشونت‌های قضایی در ایران فشار آورده و به لغو این احکام کمک کنند.

همچنین اتحادیه بازیکنان جهان (WPA) به نمایندگی از ۸۵۰۰۰ ورزشکار خواستار اخراج ایران از ورزش جهانی در صورت اعدام نوید افکاری، قهرمان کشتی شد. برندان شواب، مدیر این اتحادیه در این بیانیه از هیئت های ورزشی جهانی مانند کمیته بین المللی المپیک و فیفا خواست که از اهرم فشار خود برای فشار به ایران برای لغو مجازات اعدام نوید افکاری استفاده کنند.

نرگس محمدی، سخنگو و نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر محبوس در زندان زنجان نیز طی نامه ای سرگشاده نسبت به صدور حکم اعدام علیه شرکت کنندگان تجمعات اعتراضی از جمله نوید افکاری، واکنش معترضانه نشان داد.

در خصوص اعتراضات مردادماه لازم به توضیح است، اعتراضات ۱۳۹۷ ایران مجموعه تظاهراتی اطلاق می شود که از سه‌شنبه ۹ مرداد ۹۷ در بحبوحهٔ افزایش قیمت طلا و نیز رشد شتابان قیمت سکه و کاهش شدید ارزش ریال در برابر دلار شروع شد و از منطقه شاهپور جدید اصفهان و کرج به نقاط دیگری گسترش یافت. تظاهرات به سرعت فراگیر شد و از اصفهان و مناطق مختلف کرج به شیراز، رشت، تهران، قزوین، زنجان، ساری و در روز سوم به مشهد،نیشابور؛کرمانشاه، همدان و قرچک نیز گسترش پیدا کرد و در روز چهارم اهواز و ارومیه و قم و تنکابن به تظاهرات پیوستند، این اعتراضات برای هفت روز ادامه یافت و دهها شهر و استان را در برگرفت.

این اعتراضات وسیع‌ترین اعتراضات پس از تظاهرات دی ۱۳۹۶ و تا پیش از اعتراضات سراسری ۱۳۹۸ در جمهوری اسلامی ایران بود. در این اعتراضات چند معترض جان باختند و تعداد پرشماری نیز زخمی یا بازداشت شدند.

۲۰ شهریور، ۱۳۹۹

سپاه پاسداران درگیر توسعه برنامه های پیام رسان داخلی است

 

Couple using their phone at their home

در حالی که ایران در تلاش است تا برنامه های داخلی را با برنامه های داخلی که تحت کنترل دولت هستند جایگزین کند ، وزیر ارتباطات ایران محمد جواد آذری جهرمی گفت که ستاد کل نیروهای مسلح ایران که تحت کنترل سپاه پاسداران است ، به آنچه وی "توسعه زیرساخت برنامه های پیام رسان اینترنتی" توصیف می کند ، کمک خواهد کرد.


به گزارش خبرگزاری ایران "ایرنا" ، جهرمی روز یکشنبه در سخنرانی در مراسم افتتاحیه "مرکز داده برای شبکه ملی اطلاعات" ، تأیید کرد که "موتورهای جستجوی محلی موضوع مهم دیگری است که ستاد کل در ایجاد آن کمک خواهد کرد."



در حالی که پروژه های ایجاد شبکه ملی اطلاعات و برنامه های محلی با هدف جداسازی فضای داخلی ایران از شبکه جهانی وب است ، جهرمی گفت: "هیچ نگرانی در مورد قطع اینترنت و محدود کردن شبکه های اجتماعی خارجی وجود ندارد."


با این حال ، "رئیس شورای سایبری" در ایران ، ابو الحسن فیروزآبادی تهدید کرده بود که تمام سیستم عامل های خارجی را در اینترنت مسدود می کند "اگر آنها به خط قرمزهای جمهوری اسلامی مطابق نباشند" ، به گفته وی.



فیروزآبادی روز یکشنبه در یک برنامه تلویزیونی گفت: "اگر این سیستم عامل ها از قوانین ایران پیروی نکنند و موضوعات فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و امنیتی علیه رژیم را منتشر نکنند ، ممنوع می شوند."



محمد صالح گوکار ، رئیس کمیته امور داخلی در پارلمان ایران ، سه شنبه گذشته گفت که دولت با همکاری چین "یک شبکه ملی برای اینترنت" ایجاد خواهد کرد.


دولت ایران سالها در تلاش بود تا طرحی را برای جدا کردن اینترنت داخلی از شبکه جهانی اجرا کند ، زیرا مرکز تحقیقات پارلمان ایران در ماه مه گذشته گزارش کرد که حدود 190 تریلیون ریال معادل 4.5 میلیارد دلار برای تأسیس آن هزینه شده است.


در نوامبر گذشته ، هنگام سرکوب اعتراضاتی که سراسر استانهای ایران را فرا گرفت ، مقامات با دستور سرویس های اطلاعاتی و امنیتی اینترنت را کاملاً قطع کردند.

۱۹ شهریور، ۱۳۹۹

سقوط ۲ هزار تومانی قیمت دلار در بازار آزاد

 

سقوط ۲ هزار تومانی قیمت دلار در بازار آزاد

تهران- ایرنا- بازار امروز (یک‌شنبه) ارز شاهد کاهش ۲ هزار تومانی بهای دلار و یورو در بازار آزاد بود به طوری که نرخ فروش دلار در بازار غیر رسمی به رقم ۲۱ هزار و ۵۰۰ تومان عقب‌نشینی کرد.

بازار ارز امروز (یکشنبه، ۱۹ مرداد) در نرخ‌های رسمی صرافی‌ها پس از یک هفته افزایش قیمت، شاهد کاهش بهای فروش ارزهای عمده بود.

به گزارش ایرنا، بهای هر دلار آمریکا در ساعت ۱۵ امروز در صرافی‌های بانکی به کانال ۲۱ هزار تومان بازگشت و به قیمت ۲۱ هزار و ۸۰۰ تومان رسید. همچنین بهای خرید دلار در این صرافی‌ها نیز ۲۱ هزار و ۷۰۰ تومان شد.

تابلوی صرافی‌های بانکی برای فروش یورو نیز همین روند را نشان دادند و بهای آن را  ۲۵ هزار و ۸۰۰ تومان ثبت کردند. بهای خرید یورو هم در قیمت ۲۵ هزار و ۷۰۰ تومان ثبت شد.

افزایش قیمت خرید و کاهش قیمت فروش ارز در صرافی های بانکی، منجر به این شد که پس از سه هفته، فاصله قیمت خرید و فروش دلار و یورو در این صرافی‌ها به بازه ۱۰۰ تومان بازگردد.

از سوی دیگر ارزیابی بازار غیر رسمی ارز گویای آن است که نرخ خرید و فروش دلار در این بازار هم کاهشی حدود ۲ هزار تومانی داشته و این ارز در حدود قیمت ۲۱ هزار و ۴۰۰ تومان در حال معامله است.

همچنین در سامانه سنا نیز در روز کاری قبل (۱۶ مرداد)  برای فروش هر یورو مبلغ میانگین ۲۶ هزار و ۹۴۵ تومان و برای فروش دلار نیز رقم ۲۳ هزار و ۲۰۷ تومان ثبت شده است.

از سوی دیگر در سامانه نیما طی در روز معاملاتی گذشته هر حواله فروش یورو با میانگین قیمت ۲۲ هزار و ۱۳۰ تومان به ثبت رسید. فروش حواله دلار نیز با میانگین قیمت ۱۸ هزار و ۴۷۹ تومان انجام شد.

رئیس کل بانک مرکزی جمعه گذشته با توجه به التهابات بازار ارز، اعلام کرده بود: قیمت واقعی دلار خیلی پایین تر از رقم ۲۴ هزار تومان است.

عبدالناصر همتی تصریح کرده بود: به مردم اطمینان می‌دهم که دولت به دنبال درآمدزایی از قیمت ارز نیست و اگر بتوانیم نرخ ارز را پایین بیاوریم که در روزهای آینده انشاالله این اتفاق خواهد افتاد، نشان خواهیم داد که دولت چنین هدفی ندارد.

به گفته وی، ثبات در بازار ایجاد شده و هنگامی که وارد ثبات می‌شویم روند پایین آوردن نرخ ارز را آغاز می‌کنیم. اگر نرخ ارز پایین بیاید، قیمت کالاها نیز در میان مدت پایین خواهد آمد.

۱۸ شهریور، ۱۳۹۹

افزایش ۴۸ درصدی قیمت تخم‌مرغ نسبت به سال گذشته

 

تازه‌ترین گزارش مرکز آمار ایران نشان می‌دهد قیمت تخم‌مرغ نسبت به سال گذشته ۴۸ درصد افزایش یافته است.

خبرگزاری ایسنا روز دوشنبه ۱۷ شهریورماه در گزارشی نوشت قیمت هر شانه تخم‌مرغ  تا ۲۵ هزار تومان افزایش یافته است.

بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، در مردادماه امسال هر کیلوگرم تخم‌مرغ با قیمت متوسط ۱۳ هزار و ۷۰۰ تومان به فروش رسید.

این عدد نسبت به زمان مشابه سال گذشته ۴۸ درصد رشد نشان می‌دهد.

تخم‌مرغ از کالاهای غذایی اصلی در سفره ایرانیان است که به گفته مدیرعامل اتحادیه سراسری مرغداران، مصرف سرانه آن در سال ۲۰۰ عدد، معادل حدود ۱۲ کیلوگرم، است.

با احتساب قیمت فعلی، هر ایرانی در سال برای مصرف تخم‌مرغ سفره خود مبلغی نزدیک به ۱۶۴هزار تومان می‌پردازد. برای یک خانواده چهارنفره این مبلغ تا ۶۵۷ هزار تومان بالا می‌رود.

ایسنا به نقل از فعالان بازار «صادرات» و «افزایش مصرف» را دلیل افزایش قیمت این کالا  گزارش کرده است.

طی ماه‌های اخیر با افزایش قیمت انواع گوشت،‌ گزارش‌ها حاکی از افزایش مصرف تخم‌مرغ به عنوان جایگزین غذایی بوده است.

پیشتر در مردادماه مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) اعلام کرده بود نتایج یک نظرسنجی نشان می‌دهد طی یک سال گذشته بیش از  دو میلیون خانوار ایرانی «اصلا» گوشت قرمز مصرف نکرده‌اند.

برگی از تاریخ: وقتی سفارت مصر در تهران اشغال شد

 

یکی از اولین اقدامات جمهوری اسلامی اعتراض به معاهده صلح مصر و اسرائیل بود

روابط ایران با مصر قطع شد و تا همین امروز نیز برقرار نشده است-عکس از موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران

توافق اخیر اسرائیل و امارات متحده عربی به واکنش‌ها و تحلیل‌های مختلفی در منطقه منجر شد، اما واکنش یک دولت از پیش معلوم بود: جمهوری اسلامی ایران از آغاز، خود را با دشمنی با اسرائیل تعریف کرده و همیشه معترض به صلح اسرائیل و کشورهای عربی بوده است. این بار نیز صدای تهران علیه «توافق ابراهیم» بلند شد و سازمان‌های مورد حمایت آن همچون حماس فلسطین و حزب‌الله لبنان در صف اول مخالفت با توافق تاریخی ابوظبی-‌تل‌آویو قرار گرفتند. این توافق البته مخالفینی وسیع‌تر دارد و مهم‌تر از همه رهبری سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) که طبیعتا به توافقی که مضر منافع مردم فلسطین می‌داند معترض است. اما مخالفت ساف با مخالفت تهران و متحدینش تفاوت ماهوی دارد. نفس به رسمیت شناختن اسرائیل نمی‌تواند مورد اعتراض رهبری فلسطینی‌ها باشد چرا که خود آن‌ها به همراه مصر، اردن و حالا امارات از معدود اعضای اتحادیه عرب هستند که با اسرائیل روابط دیپلماتیک دارند.

تاریخ جمهوری اسلامی از ابتدای آن به مخالفت با صلح بین عرب‌ها و اسرائیل پیوند خورده است. در سپتامبر ۱۹۷۸ که توافق کمپ دیوید به وساطت جیمی کارتر، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، بین مصر و اسرائیل امضا شد، آیت‌الله خمینی از پاریس در گفتگو با خبرگزاری آسوشیتدپرس مخالفت خود را اعلام کرد. در آن روزها این تصور که کمتر از چند ماه دیگر شاه از ایران فراری می‌شود و خمینی به جای او بر تخت قدرت در تهران تکیه می‌زند آسان نبود. پاییز آن سال توجه‌ها جلب کمپ دیوید، اقامتگاه تفریحی رئیس‌جمهور آمریکا در ایالت مریلند، بود. اما همان زمانی که کارتر به همراه انور سادات، رئیس‌جمهو مصر و مناخم بگین، نخست‌وزیر اسرائیل گرم مذاکره بودند، در ایران واقعه خونین ۱۷ شهریور روی داد. دانشجویان ایرانی مقیم آمریکا در مرکز مطبوعاتی کمپ دیوید تظاهرات می‌کردند و اما توجه چندانی به آن‌ها نبود. کارتر و سادات هر دو از همان کمپ دیوید با شاه تماس گرفتند تا حمایت خود را اعلام کنند اما این در میان کوه اخبار خاورمیانه گم شد. کسی خبر نداشت که جنبش انقلابی که از میدان ژاله تهران تا مرکز مطبوعاتی کمپ دیوید به میدان آمده به زودی نقش خود را بر تاریخ می‌زند.

محمدرضا شاه خود در رقم خوردن کمپ دیوید ۱۹۷۸ نقش بازی کرده بود، نقشی که انتظار می‌رود جزئیات آن‌را تاریخدانان در آینده بیشتر برملا کنند. یوسی آلفر، مامور اطلاعاتی سابق اسرائیل، در کتاب «پیرامون: جستجوی اسرائیل برای متحد در خاورمیانه» (۲۰۱۵) روابط اسرائیل با دو پادشاه را در هموار ساختن راهی که به سفر انور سادات به اسرائیل و سپس کمپ دیوید منجر شد کلیدی می‌داند: ملک حسنِ مراکش و محمدرضا شاه پهلوی. دوست و متحد نزدیک شاه، ملک حسینِ اردن، اما از ابتدا مخالف کمپ دیوید بود. در دسامبر ۱۹۷۷ که کارتر به ایران آمد، ملک حسین هم خودش را به تهران رساند تا با شاه و رئیس‌جمهور آمریکا گفتگو کند. او خواهان این بود که مساله خودمختاری فلسطینی‌ها از مساله خروج اسرائیل از اراضی اشغالی مصر (صحرای سینا) جدا نشود و در یکی از نامه‌های متعدد خود به کارتر در سال ۱۹۷۸ هشدار داد که توافق مصر و اسرائیل می‌تواند «باعث شود جهان عرب به سمت رادیکالیسم افراطی قدم بردارد.»

نقش شاه در هموار کردن راه کمپ دیوید هر چه بوده باشد متزلزل شدن و در نهایت ساقط شدن او که چند ماه بعد در پی آمد بی‌شک بر ادامه مذاکرات تاثیر گذاشت. بیشتر تاریخدانان معتقدند که سقوط شاه باعث شد کارتر هر چه در توان دارد برای رقم خوردن سریع‌تر معاهده صلح مصر و اسرائیل انجام دهد. سلیم یعقوب، تاریخدان برجسته و استاد دانشگاه کالیفرنیا در سانتا باربارا، می‌نویسد: «کارتر هر روز بیشتر احساس فشار می‌کرد که باید به موفقیتی سریع در مذاکرات مصر و اسرائیل برسد تا با این تصور (و در نتیجه واقعیت) که نفوذ آمریکا در منطقه کاهش یافته مقابله کند.»

ویلیام کوآنت، یکی از مذاکره‌کنندگان‌ آمریکایی کمپ دیوید می‌نویسد: «شاه ایران که در اوایل سال ۱۹۷۹ از قدرت ساقط شد همه از جا پریدند. بخصوص کارتر. او به دلایل سیاسی و استراتژیک به این نتیجه رسید که نمی‌تواند اجازه دهد فرصت صلح بین مصر و اسرائیل در حالی که ایران درگیر انقلاب است از دست برود.»

در اسناد تاریخی نیز می‌بینیم که زبیگنیف برژنسکی، مشاور امنیت ملی، در روز ۲۳ ژانویه به کارتر هشدار می‌دهد که وقت تنگ است و توافق مصر و اسرائیل باید هر چه زودتر رقم بخورد. در همین روز «کمیته بازبینی سیاست‌گذاری» آمریکا تشکیل جلسه داد و به این نتیجه رسید که جای خالی شاه به این راحتی‌ها پر نخواهد شد. کوآنت می‌نویسد که بیشتر حضار متفق‌القول بودند که بر خلاف برخی تصورها، عربستان سعودی نمی‌تواند جای خالی شاه ایران را در منطقه پر کند.

درگرفتن انقلاب در ایران اما هر چه کارتر را مصرتر کرده بود لزوما این تاثیر را بر قاهره و تل‌آویو نداشت. کوآنت در یکی از مقالات خود در سال ۲۰۱۹ می‌نویسد بگین «برای رسیدن به صلح با رهبر عربی که شاید به همان سرنوشت شاه دچار شود دچار تردید شده بود.» تحلیلگران سازمان سیا بعدها نوشتند انقلاب ایران «باعث شد مصر و اسرائیل مواضع سرسخت‌تری در مورد مسائل کلیدی حل‌ناشده در مذاکرات صلح اتخاذ کنند.» سادات طبعا نگران بود که اگر با اسرائیل صلح کند مثل شاه ایران سرنگون شود.

جمهوری نوپای اسلامی و کمپ دیوید

در پیامد سقوط شاه، کریم سنجابیِ جبهه ملی، اولین وزیر خارجه نظام جدید بود. او در همان ابتدا در پیامی به یاسر عرفات توافق کمپ دیوید را خنجر زدن از پشت به فلسطینی‌ها تعبیر کرد. یعنی حتی پیش از به قدرت رسیدن خمینیست‌ها و در زمان دولت موقت لیبرال‌ها نیز موضع جمهوری اسلامی نسبت به کمپ دیوید مشخص بود. در این فضا، عرفات هنرمندانه خود را به تهران رساند تا اولین مهمان خارجی جمهوری اسلامی نوپا باشد. دفتر اسرائیلی‌ها در تهران تعطیل شد و دیپلمات‌های اسرائیلی از ایران گریختند. در عوض حالا عرفات و ساف سفارت و کنسولگری‌های خودشان را در ایران برپاکردند.

در همان روزهایی که جمهوری اسلامی تازه داشت بر پا می‌شد دور جدید مذاکرات کمپ دیوید در جریان بود. سایرس ونس،‌ وزیر خارجه، آمریکا به همراه همتایان مصری و اسرائیلی خود، مصطفی خلیلی و موشه دایان، سخت درگیر مذاکره بودند. روزنامه «نیویورک تایمز» در روز ۲۵ فوریه ۱۹۷۹ در گزارشی با عنوان «سایه خمینی بر مذاکرات صلح خاورمیانه» به نقش ایران اشاره کرد. این گزارش پیش‌بینی کرد که کشورهایی مثل اردن و عربستان سعودی حالا که شاه سرنگون شده معاهده مصر و اسرائیل را تایید نخواهند کرد. همین است که فهد، ولیعهد وقت عربستان سعودی، سفر خود به آمریکا را لغو کرده بود تا تحت فشار کارتر در این زمینه قرار نگیرد. چند ماه بعد که سفارت آمریکا در ایران اشغال شد، ملک حسین در همدردی با کارتر نوشت: «در این دوره خطرناک به شما خیلی احساس نزدیکی کرده‌ام.» اما او نیز هنوز حاضر نبود صلح قاهره-‌تل‌آویو را تایید کند تا شاید به ریاست‌جمهوری کارتر کمک کند (بعدها در زمان کلینتون چنین شد و اردن در سال ۱۹۹۴ دومین کشور عربی شد که با اسرائیل توافق صلح امضا می‌کند.)

معاهده صلح اسرائیل و فلسطین بالاخره در ۲۶ مارس ۱۹۷۹ در کاخ سفید امضا شد. مصر رسما اولین کشور عربی شد که اسرائیل را به رسمیت می‌شناسد. اتحادیه عرب، این کشور را اخراج کرد و مقر خود را از قاهره به تونس منتقل کرد. مطابق معمول اما کشورهای عربی بیشتر دست به حرکات نمادین زدند تا عمل. اردنی که آن‌قدر با کمپ دیوید مخالفت کرده بود روابط دیپلماتیک خود با مصر را قطع نکرد. عمان عملا حامی کمپ دیوید بود و در نشست اضطراری اتحادیه عرب در بغداد در مخالفت با معاهده صلح شرکت نکرد. عربستان سعودی تحریم‌هایی بر مصر اعمال کرد اما اقدام بیشتری انجام نداد. به همین علت در نشست بغداد (که فردای امضای معاهده، در روز ۲۷ مارس) انجام می‌شد یاسر عرفات وارد دعوای کلامی با سعود بن فیصل، وزیر خارجه وقت ریاض، شد. صدام حسین که تازه چند ماه بعد رئیس‌جمهور عراق می‌شد اکنون کوشید خود را متحد اصلی عرفات و حامی واقعی فلسطینی‌ها جا بزند.

اولین واکنش به معاهده در ایران، اما از سوی گروهی آمد که در بیشتر تاریخ‌های بعدی فراموش شده است. هشت صبح شش فروردین ۱۳۵۸، در حالی که خبر توافق تازه منتشر شده بود، جمعی ۵۰ نفره به سفارت مصر در تهران حمله کردند. این جمع خود را «دانشجویان عرب» مقیم ایران می‌خواندند و به نظر می‌آمد بیشتر دانشجویان کشورهای خارجی هستند و نه شهروندانِ عربِ ایران. آن‌ها شیشه‌های سفارت را شکستند و بیانیه پنج ماده‌ای‌شان هم از صدا و سیمای حکومت نوپا پخش شد.

در بیانیه این دانشجویان آمد که «قرارداد، امکان باصطلاح قانونی غصب کردن سرزمین‌های اسلام به صهیونیسم می‌دهد… هدف قرارداد صلح، ایجاد جدایی میان مردم عرب مصر از امت و تاریخ و فرهنگ اعراب است.»

نماینده دانشجویان در گفتگو با صدا و سیما شعارهای خود را به فارسی (با لهجه عربی) بازگو کرد: «پیروز باد نبرد خلق فلسطین در راه آزادی تمامی سرزمین‌های فلسطینی. پیروز باد مردم آزاد و رزمنده مصر. پیروز باد انقلاب ایران به رهبری امام خمینی. پیروز باد خلق‌های مجاهدی که در راه آزادی مبارزه می‌کنند. سرنگون باد تمام قراردادها و پیمان‌های تسلیم‌طلبانه.»

عکس جمال عبدالناصر، بنیانگذار جمهوری مصر، در سفارت بالا رفت و شعارهایی همچون «اسرائیل نابود است، فلسطین پیروز است»، «مرگ بر کارتر، بگین، سادات» و «نابود باد مثلث سادات، صهیونیسم و امپریالیسم‌» به زبان‌های فارسی و عربی بر در و دیوار سفارت قرار گرفت.

سفیر مصر در تهران پیشنهاد مذاکره با دانشجویان را داد اما این پیشنهاد پذیرفته نشد. در فضای انقلابی‌گری آن روزها دانشجویان ایرانی نیز به این گروه پیوستند. خواست اصلی دانشجویان عرب مورد حمایت خیلی از گروه‌های ایرانی نیز بود. نماینده آن‌‌ها این خواست را به روشنی بیان کرد: «ما دانشجویان عرب از برادران ایرانی می‌خواهیم برای آزاد کردن بیت‌المقدس و فلسطین از سازمان آزادیبخش فلسطین پشتیبانی کنند و همچنین از دولت ایران می‌خواهیم که با رژیم سادات قطع رابطه کند.»

از طرف وزارت خارجه ایران، پسر دکتر سنجابی (وزیر خارجه وقت) و علی اردلان به سفارت مصر رفتند و آن‌را از دانشجویان تحویل گرفتند. اردلان هم نماینده وزارت خارجه بود، هم از سران جبهه ملی و هم برادر زن سنجابی (او چند ماه بعد وزیر دارایی جمهوری اسلامی می‌شد.) اما آینده سیاست خارجه را نه لیبرال‌هایی همچون سنجابی و اردلان که انقلابیونی از جنس همان‌ها که به سفارت حمله کردند رقم می‌زدند. سنجابی حدود ۲۰ روز بعد استعفا داد و جای خود را به ابراهیم یزدی داد. در روز ۱۱ اردیبهشت، یعنی حدود یک ماه پس از این واقعه، خمینی در نامه‌ای به یزدی دستوری ساده صادر کرد: «با در نظر گرفتن پیمان خائنانه مصر و اسرائیل و اطاعت بی‌چون و چرای دولت مصر از آمریکا و صهیونیسم، دولت موقت جمهوری اسلامی ایران قطع روابط دیپلماتیک خود را با دولت مصر بنماید.»

روابط ایران با مصر قطع شد و تا همین امروز نیز برقرار نشده است. سادات اولین رهبر جهان شد که خمینی را «دیوانه» خواند و به جهان نسبت به او هشدار داد. خود او در اکتبر ۱۹۸۱ بهای صلح‌طلبی‌اش را داد و به ضرب گلوله خالد اسلامبولی کشته شد؛ اسلام‌گرایی افراطی که ایران نامش را بر یکی از خیابان‌های اصلی تهران قرار داد.

۱۷ شهریور، ۱۳۹۹

هادی خرسندی: خودکشی انیمیشنی قاضی منصوری

 

دو مشت محکم به دهان مخالفان جمهوری اسلامی

به درستی معلوم نیست «هاردی» به سبک قاضی منصوری خودکشی کرده، یا برعکس؟

انفجار پریروز خودروی حامل کپسول گاز در استان ایلام مشت محکمی بود به دهان مخالفانی که شایع کرده بودند حکومت اسلامی در انجام وظایف خود درمانده و چند روز است آتش‌سوزی و انفجاری در هیچ جای مملکت پیش نیامده.

البته از آنجا که هیچ محموله دلار و شمش طلا در کامیون انفجاری عازم عراق جاسازی نشده بوده، احتمال دست داشتن مقامات دولتی را در تدارک محمولات کامیون کم می‌کند. رهبر جمهوری اسلامی در مورد این حادثه بار دیگر جمله معروف خود «شتر در خواب بیند پنبه‌دانه» را تکرار فرمودند که معلوم نیست منظورشان چه بوده.

مشت محکم دیگر مربوط به مرگ قاضی منصوری بود که مخالفان حکومت و براندازان و ضدانقلابیون و فیس‌بوکی‌ها و توییتری‌ها و اینستایی‌ها شایع کرده بودند او را کشتند تا جعبه سیاه چپاول‌های قوه قضائیه را از بین برده باشند. دادستانی رومانی بالأخره چند روز پیش اعلام کرد که بیلاخ! قاضی منصوری خودکشی کرده.

گزارش لحظه‌به‌لحظه

***

تنها مسافر هتل دوک بخارست آمد دم میز ریسپشن، صورتحساب خواست. چاپ کردند دادند دستش. به‌دقت نگاه کرد، گفت این دایت کوک را اضافه نوشته‌اید. کم کردند. مابقی را نقد داد. ۲۰ یورو هم انعام داد. کلید اتاق را پس داد. بعد انگار یک‌چیزی یادش افتاد. (خودکشی). گفت نه ببخشید، می‌روم چمدانم را بیاورم. کلید را پس گرفت. (الکی. فقط برای حفظ ظاهر). رفت طرف آسانسور. درش باز بود. داخل شد. دگمه طبقه پنجم را زد. وقتی درها به هم می‌آمد، دستی به خداحافظی برای جوانک ریسپشنیست تکان داد. آسانسور بسته شد. چند لحظه بعد کارمند ریسپشن دید آن آقائی که با آسانسور رفته بود بالا، بدون آسانسور آمد پائین!

به‌این‌ترتیب قاضی منصوری از فضای خالی میان راه‌پله‌های هتل بخارست تالاپی افتاد توی قبری در حومه مشهد! فاتحه.

او همیشه از خوردن مال حرام گریزان بود. شب قبلش قصد خودکشی داشت اما چون چاپگر هتل خراب بود نتوانستند صورتحسابش را چاپ کنند. گفت جهنم، یک روز دیرتر خودکشی می‌کنم.

الآن تنها نکته مبهمی که در این ماجرا باقی مانده این است که آیا او واقعاً کوکاکولا را نخورده بوده یا خورده بوده و می‌خواسته سر هتل کلاه بگذارد؟

وکیل او می‌گوید «قاضی منصوری در زمانی که در آلمان بود هر دو سه شب یک‌بار یک دایت کوک سفارش می‌داد اما…» او همین‌جا قطع کرد و افزود «ببخشید. به من گفته‌اند راجع به کوکاکولا خوردن او صحبت نکنم!».

خوانندگان عزیز! این‌ها را من شخصاً ته و تویش را برایتان درآورده وگرنه خبرش در اینترنت مختصر است و توی همین ایندیپرشن هم بود که:

«به گزارش رویترز، غلامرضا منصوری، قاضی فراری ایرانی که جسدش در ماه ژوئن در هتلی در بخارست پیدا شد، از ارتفاع ۲۰ متری از طبقه پنجم هتل خود را پائین انداخته و درجا جان سپرده. منصوری اتاقش را در طبقه ششم ترک کرد و امور اداری خروجش از هتل را انجام داد، اما بعد با آسانسور از طبقه همکف به طبقه پنجم رفت و از آنجا پایین پرید.»

اینکه آن مرحوم در آخرین لحظات زندگی بدهی‌اش به هتل داده جای شک باقی نمی‌گذارد که خودکشی کرده است! قاضی‌های جمهوری اسلامی، همه‌شان همین‌جور پاک‌دامن و خوش‌حساب هستند و قبل از هر خودکشی تمامی بدهی‌هایشان را با هتل صاف می‌کنند.

تحقیقاتی که به عمل آمده حکایت دارد که قاضی منصوری از کودکی به کارتون‌های انیمیشنی و خنده‌دار علاقه‌مند بود و به همین دلیل دوست داشته لحظات آخر زندگی‌اش کارتونی تمام شود. بنابراین مثل کارتونی که از روی لورل هاردی ساخته بودند، اول بدهیش را به هتل می‌دهد و با کارمند هتل شوخی می‌کند. چند بار انگشت می‌زند زنگ روی پیشخوان را دینگ‌دینگ‌دینگ به صدا درمی‌آورد. بعد با گفتن «سی یو لی-تِر»، سوار آسانسور می‌شود. در طبقه ششم بیرون می‌آید، از پله‌ها پائین را نگاه می‌کند، می‌بیند خیلی فاصله است. ای‌بابا. دوباره می‌رود توی آسانسور. طبقه پنجم می‌آید بیرون. کات.

ناگهان با یک موزیک پرهیجان وسط سرسرای هتل گُرُمبی پخش زمین می‌شود و یک مقدار جرقه و ستارهء کارتونی دور سرش می‌چرخد و یک سری حرف‌های لاتین هم رنگ و وارنگ، بازی کنان، لای ستاره‌ها و جرقه‌ها بالا و پائین می‌رود و محو می‌شود (پایان کارتون): Enna Lellah va Enna Elayhe Rajeoon

مصاحبه اختصاصی با رئیس دادستانی رومانی:
-چرا اعلام کردید قاضی منصوری قبل از خودکشی، با هتل تسویه‌حساب کرد. اینکه خیلی لایش باز است؟
-ما اعلام نکردیم. متأسفانه کارمند احمق هتل همان روزهای اول این موضوع را گفت و مخابره شد و دیگر ما نمی‌توانستیم آن را خط بزنیم. همین مسئله یک مقدار ماجرای خبر خودکشی او را با مشکل مواجه کرد. به نظر معقول نمی‌رسید کسی که قصد خودکشی دارد، با هتل تسویه‌حساب کند. خیلی مسخره است. اصلاً طبیعی نیست. برای حل این موضوع و کمرنگ کردن اخبار اولیه، سناریوی اول چنین بود که قاضی قبل از خودکشی بیاید پرداختی خود را از هتل پس بگیرد، بعد خودکشی کند، اما این هم معقول به نظر نمی‌رسید. بنابراین ضمن تبادل‌نظر با قوه قضائیه جمهوری اسلامی، دیدیم به‌هرحال ارزشش را دارد که با همین یک سوراخی که در قضیه هست، موضوع را صیقلی دهیم؟
-صیقلی؟
-منظور همان فیصله است. اشتباه مترجم رسانه است!
-اشاره به خبرهای روز اول کردید. قاضی منصوری تلفنی به خانواده‌اش گفته بوده که جانش در خطر است. این را چطور توجیح می‌کنید؟
-توجیح؟
-ببخشید توجیه. در سایت‌های فارسی از این اشتباهات زیاد است. این را چطور توجیه می‌کنید؟
-بله، او به خانواده‌اش گفته جانش در خطر است. احتمالاً از طرف خودش جانش در خطر بوده. گویا به او الهام می‌شده که می‌خواهد خودکشی کند.
-اتاقش در طبقه ششم بوده، چرا به طبقه پنجم رفته و خودش را انداخته؟
-شاید فکر می‌کرده اگر تا طبقه ششم برسد، توی راه از خودکشی منصرف می‌شود و ما ناراحت می‌شویم. این بوده که تا تنور گرم بوده، نان را چسبانده. ضمن اینکه حساب کرده ارتفاع بیست متر برای خودکشی یک قاضی کافی است و نخواسته اسراف شود.
-از اطلاعاتی که در اختیار ما گذاشته‌اید سپاسگزاریم.
-خواهش می‌کنم. باید از ریاست محترم قوه قضائیه جمهوری اسلامی سپاسگزار باشید.
از: ایندیپندنت فارسی

پخش اعترافات اجباری نوید افکاری از صدا و سیما




 صدا و سیما با پخش تصاویر دوربین مداربسته مدعی شد که این قتل توسط برادران افکاری صورت گرفته است. این در حالی است که پیش از این، حسن یونسی، وکیل پرونده برادران افکاری، گفته بود که ویدیوی دوربین مداربسته که دادگاه بر اساس آن می‌گوید نوید افکاری این قتل را انجام داده است، «مربوط به یک ساعت قبل از زمان قتل است.»

صدا و سیما در بخشی از اعترافات اجباری از کارزار فعالان مدنی، حقوق بشری و رسانه‌های فارسی زبان برای جلوگیری از اعدام نوید افکاری انتقاد کرد و به طور ضمنی از اعدام او دفاع کرد. جمهوری اسلامی ایران یکی از بالاترین آمارهای اعدام در جهان را دارد.

نوید افکاری، از قهرمانان کشتی، در پی اعتراضات مرداد ۹۷ بازداشت شد.

دادگاه انقلاب شیراز در روز ۹ مرداد، نوید افکاری را به اتهام قتل یک مامور امنیتی، به دو بار اعدام محکوم کرد.

صدور حکم اعدام برای نوید افکاری با واکنش‌های زیادی از سوی رهبران سیاسی و فعالان حقوق بشر مواجه شده است.

اعترافات اجباری نوید افکاری از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در حالی پخش می‌شود که پیش‌تر هم مجری‌های برنامه «بیست و سی» به همکاری با نهادهای اطلاعاتی و امنیتی برای گرفتن اعترافات اجباری از بازداشت‌شدگان سیاسی و عقیدتی متهم شده بودند.

پسر کاووس سیدامامی، فعال محیط زیست که بهمن سال ۱۳۹۶ در زندان اوین و در دوران بازجویی‌اش جان خود را از دست داد، گفته بود که علی رضوانی، مجری صدا و سیما، در شب ساخت مستند علیه پدرش به خانه آنها رفته بود.

سپیده قلیان، فعال مدنی و زندانی سیاسی نیز آمنه‌سادات ذبیح‌پور، دیگر مجری صدا و سیما، را متهم کرده بود که هنگام بازجویی در اتاق حضور داشته است. اخیرا نیز صدا و سیما به همکاری در ضبط و پخش اعترافات اجباری علیه روح‌الله زم، مدیر سایت آمدنیوز، پرداخته بود.

 شمار زیادی از فعالان مدنی و سیاسی منتقد و مخالف جمهوری اسلامی ایران نیز در سال‌های گذشته از همکاری صداو سیما با نهادهای اطلاعاتی و امنیتی برای ضیط و پخش اعترافات اجباری علیه خود خبر داده بودند و برخی از آنها اقدام به شکایت در دادگاه علیه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران کرده بودند.