‏نمایش پست‌ها با برچسب فساد. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فساد. نمایش همه پست‌ها

۲۹ خرداد، ۱۳۹۹

نابودی فساد اقتصادی با اقدامات مهندسی شده چون پرونده طبری ممکن نیست و نیازمند گذار از جمهوری اسلامی است

 بار دیگر پرونده‌ای جدید از فساد مالی، در جمهوی اسلامی آشکار شد. بعد از جنجال و تبلیغات گسترده حول بازداشت اکبر طبری معاون اجرائی ریاست دفتر رئیس قوه قضائیه سابق، دادگاه وی به صورت علنی در حال برگزاری است. بازداشت طبری مرد در سایه و فرد قدرتمند قوه قضاییه و همدستانش، با دستور مستقیم ابراهیم رئیسی، قاضی القضات  جدید نظام انجام شد. رییسی در گذشته در قوه قضاییه سال‌ها معاون اول و نیز دادستان کل بوده و نزدیک به بیست سال در مجموعه‌ای فعالیت داشته که طبری عضوی مهم از آن بوده‌است. انگیزه‌های شخصی ابراهیم رئیسی در برخورد با تیم طبری دخالت دارد تا صادق لاریجانی از  میدان رقابت برای جانشینی خامنه‌ای دور نماید. این امر در کنار نادیده گرفتن فسادهای بزرگ و افسانه‌ای چون پرونده محمد باقر قالیباف نشان می‌دهد که قاضی‌القضات  کنونی آهنگ مبارزه جدی با فساد را ندارد و معیارهای ریاکارانه واستانداردهای مزورانه در این قوه غالب است نه مبارزه راستین با فساد .

اکبر طبری به ١۶ فقره جرم متهم شده و پرونده او وهمدستانش ١۶٨٠٠ صفحه است. او در دادگاه گردنکشی کرده و با رد اتهامات در اظهار نظری مضحک گفته دوستان ثروتمندش حاضر هستند میلیاردها تومان به وی از سر دوستی هدیه بدهند! اما کیست که نداند این حاتم بخشی‌ها با هدف بهره‌برداری چندین برابر از اموال عمومی انجام شده و در واقع طبری و بالادستانش محبوب رانت‌خوارها و مفسدان اقتصادی هستند.

صاحبان قدرت در جمهوری اسلامی، ایران و اموال مردم را ملک خود و چپاول را حق خویش می پندارند. این  انحراف زمانی شروع شد که با واپسگرایی در ایران پس از انقلاب و استناد به احکامی از فقه شیعه اثنی عشری، ثروت‌های عمومی و بخش خصوصی “انفال” در نظر گرفته شد؛ ازاین‌رو ولی فقیه جمهوری اسلامی جواز تصرف و بخشش آن به نیروهای حکومتی را پیدا کرد. این  عامل نظری در کنار استقرار ساختار حقوقی و سیاسی نظارت گریز که قدرت زیادی را در اختیار یک فرد بدون پاسخگویی قرار داد و انحصار سیاسی و اقتصادی برآمده از آن، باعث شد تا به تدریج   فساد در جمهوری اسلامی به شکل سیستماتیک نهادینه شود . در این چارچوب ساختار  حکومتی بر  پایه  غارت اموال عمومی و تاراج منابع ملی بنا نهاده شده است. حضور پر رنگ دیکتاتوری، نبود نهادهای مدنی و رسانه‌های آزاد و فقدان دموکراسی و عدالت اجتماعی از عومل اصلی «یغما سالاری» و افسانه‌ای شدن ارقام فساد و تخلفات اقتصادی در ایران است. جمهوری اسلامی دیرزمانی‌ست که فساد را ابزار بقا و تحکیم قدرت قرارداده تا از طریق حامی‌پروری، مناصب سیاسی و بوروکراتیک به عنوان فرصتی برای بهره‌برداری مالی و اقتصادی در اختیار نیروهای تحت امرش قرار گرفته و بدینگونه وفاداری سیاسی آنها تضمین گردد. افزون بر این به سبب نفوذ عوامل فساد، بلوک قدرت اجازهٔ شفافیت در اقتصاد را نمی‌دهد و پیگیری جدی فساد اقتصادی باعث فروپاشی نظام می‌شود.

از آسیب‌های جدی شیوع «دزد سالاری» در ارکان حاکمیتی و در رده‌های بالا و میانی حاکمیت، رواج و گسترش فساد در جامعه و قبح زدایی از این پدیده شوم است بگونه‌ای که برخی بر اساس دسترسی به منابع ، چپاول را حق خود می‌دانند و بعضا این باور وعبارت غیراخلاقی رواج یافته است که “وقتی همه می‌دزدند، ما چرا ندزدیم!؟” پیامد این روند مخرب، تباهی جامعه، تضعیف ارزش پاکدستی و سقوط موازین اخلاقی است و در حال حاضر “بحران اخلاق” از گرفتاریهای جدی جامعه ایران است.

شوربختانه سرمایه‌ای که از منابع عمومی ایجاد شده و متعلق به همه ایرانیان است و باید صرف پیشرفت و توسعه کشور، فقرزدایی و حمایت از اقشار کم‌درآمد شود، توسط سردمداران زالو صفت، باندهای مافیایی و صاحبان قدرت به تاراج می‌رود که پیآمد ان کاهش  سطح و کیفیت زندگی مردم و کاهش سطح رفاه و امنیت اجتماعی است.

 یکه‌سالاری خامنه‌ای در بیت رهبری، قالیباف  سردار فاسد در ریاست مجلس، رئیسی با کارنامه‌ی سیاه خود به عنوان قاضی القضات در قوه قضائیه، باند مفسدان اقتصادی و رانت‌خوارهای پیرامون حسن روحانی و صدها مسئول آلوده و بی‌کفایت در پنهان و آشکاردستگاه اجرایی از استوانه‌های اصلی فساد هستند و دستگیری چند نفر افراد خُرد مشکلی را حل نخواهد نمود. فساد در پیکره‌ی این حکومت لانه کرده و در کنار نفی شایسته سالاری بمثابه منشا فساد سیاسی بخشی از هویت این حکومت است. جمهوری اسلامی سال‌ها است که وارد مرحله‌ی “روسی شدن” شده است و مناسبات الیگارشیک و آلوده اقتصادی بر آن حاکم است.

همبستگی جمهوری‌خواهان ایران برگزاری دادگاه اکبر طبری را بخشی از نمایش “فساد ستیزی” حکومت می‌داند که با مهندسی کردن ماجرا قصد دارد مشکل فساد سیستماتیک را در سطح جمعی اندک با چهره‌های گمنام برای افکار عمومی تقلیل دهد، مشابه اقدامی که در قتل‌های زنجیره‌ای با انداختن تمامی بار مسئولیت برگُرده‌ی سعید امامی انجام شد. به نظر ما فرجام درست این پرونده زمانی محقق می‌شود که روسای طبری چون صادق لاریجانی و سید علی خامنه‌ای با توجه به حجم گسترده فساد‌های ادعایی، به عنوان متهمان ردیف اول محاکمه شوند اما از آنجاییکه چنین امکانی در قوه قضائیه جمهوری اسلامی ناممکن است، نابودی ویا کاهش معنادار فساد اقتصادی  ورانت خواری  به گذار خشونت‌پرهیز از حکومت ولایی  پیوند خورده و ویرانه کنونی دادگستری قابل اصلاح نیست.

۲۲ خرداد، ۱۳۹۹

شگرد قاضی منصوری برای فرار از ایران، وی به سفارت ایران در آلمان مراجعه نکرد

منصوری با انتشار یک فایل ویدیویی خود را وفادار به جمهوری اسلامی و علی خامنه‌ای دانسته و گفته بود فراری نیست و اگر مرزهای زمینی باز شود به ایران برمی‌گردد- ایسنا

در دومین جلسه دادگاه فساد در قوه قضائیه، اکبر طبری اتهاماتش را رد کرد

دومین جلسه رسیدگی به پرونده فساد در قوه قضائیه صبح امروز برگزار شد و اکبر طبری، متهم ردیف‌اول این پرونده اتهاماتش را رد کرد.
تشکیل این جلسه تمهیداتی ویژه داشت. قاضی دادگاه در ابتدای جلسه گفت که رسیدگی به پرونده فساد اکبر طبری و دیگر متهمین دستگاه قضائی به معنای فراگیر بودن فساد در این قوه نیست.
مشابه این سخنان را روز گذشته غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی قوه قضائیه نیز اعلام کرد. در یک‌سال گذشته و پس از بالا گرفتن جدال بر سر فساد دستگاه قضایی، پای سه رئیس پیشین این قوه که در سی سال گذشته هدایت دستگاه قضائی را بر عهده داشتند به‌عنوان «متهم» و «مفسد» در خبرها و شبکه‌های اجتماعی مطرح شده است.
در این جلسه از دادگاه، فایل ویدیویی غلامرضا منصوری، متهم ردیف نهم پرونده نیز در اظهارات قاضی و نماینده دادستان بازتاب داشت.
غلامرضا منصوری، قاضی بازنشسته‌ای است که پیش‌تر در دادسرای فرهنگ و رسانه و همچنین شعبه اجرائیات لواسان مشغول به کار بوده و متهم است که ۵۰۰ هزار یورو رشوه گرفته و از کشور گریخته است.
گفته می‌شود که اکنون در آلمان به سر می‌برد. منصوری پس از برگزاری نخستین جلسه دادگاه در روز ۱۸ خرداد با انتشار یک فایل ویدیویی خود را وفادار به جمهوری اسلامی و علی خامنه‌ای دانست و گفت فراری نیست، برای درمان بیماری صعب‌العلاجش از کشور خارج شده و اگر مرزهای زمینی باز شود به ایران برمی‌گردد. او همچنین وعده داد که روز بعد برای انجام تمهیدات بازگشت، به سفارت ایران مراجعه خواهد کرد؛ اتفاقی که تاکنون و پس از گذشت ۴۸ ساعت رخ نداده است.
در ابتدای جلسه صبح امروز، قاضی پرونده گفت که « فایل صوتی و تصویری هر یک از متهمان پرونده که در خارج از کشور به سر می‌برند دارای اثر مثبت بوده و امیدواریم او و دیگران به سخن خویش عمل کنند و با حضور در جلسه دادگاه و دفاع از اتهامات، به روشن شدن حقایق به این دادگاه کمک نمایند.»
در مقابل، نماینده دادستان از شیوه فرار او از کشور رونمایی کرد و گفت که او یک ماه پس از دستگیری طبری از کشور گریخته و برای آنکه نیروهای امنیتی و قضایی را فریب دهد، گوشی خود را در ایران فعال نگاه داشته بود: «تلفن خود را در محلی در داخل کشور روشن گذاشته بود و ما گمان می‌کردیم که او در ایران است و در زمان موعود به سراغش خواهیم رفت.» همچنین گفته شد که او هیچ گواهی پزشکی مبنی بر ابتلا به بیماری صعب‌اعلاج ارائه نکرده است.
در این جلسه اکبر طبری نیز اتهامات مطرح‌شده در کیفرخواست دادستانی را رد کرد و گفت که او «۲۰ سال خدمت صادقانه» در قوه قضائیه انجام داده و در یک‌سال بازداشتش «نتوانسته‌اند کوچک‌ترین بهانه و دست‌آویزی برای اتهام‌زنی مرتبط با شغل و سمت من ارائه کنند».
طبری مبالغ موجود در حساب‌های بانکی و زمین‌ها و آپارتمان‌هایش را ناشی از تخصص و کار‌های ساخت و سازش دانست و گفت من «حق شرعی نسبت به مال خودم دارم».
اکبر طبری در تیرماه سال گذشته دستگیر شد. او معاون اجرایی دفتر صادق آملی لاریجانی در قوه قضائیه بوده است. آقای طبری که در دوره ریاست محمد یزدی به قوه قضائیه وارد شده است با هر سه رئیس پیشین این قوه روابط نزدیکی داشته است.
برخی رسانه‌های اصولگرا معتقدند که متهم ردیف اول پرونده فساد قوه قضائیه صادق آملی لاریجانی است و خواستار احضار او به دادگاه شده‌اند.
صادق آملی لاریجانی پس از پایان ریاستش بر قوه قضائیه با حکم علی خامنه‌ای به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب شده است.
آملی لاریجانی سال گذشته و در واکنش به افشای فساد او و نزدیکانش در نامه‌ای به محمد یزدی نوشت که سینه او مالامال اسرار مفاسد نهادها و مسئولان نظام است. او در این نامه سپاه، صداوسیما و دیگر بخش‌های منصوب رهبری را به همدستی برای تخریب چهره‌اش متهم کرد و گفت که «پروژه بزرگ‌تری» در پشت پرده در جریان است.

۲۱ خرداد، ۱۳۹۹

حسین راغفر: ثروت‌های بادآورده به مرز هشدار رسیده است

raghfar.jpg
فراز ـ ۲۵ سالی می‌شود که مفسدان و اخلالگران اقتصادی در ایران به طرق محتلف محاکمه می‌شوند؛ زندانی‌های سنگین، رد مال و اعدام. از سال ۷۴ که پرونده اختلاس بانک صادارت با رقم ۱۲۳ میلیارد تومانی، با اعدام فاضل خداداد بسته شد، تازه انگار مسیر تازه‌ای در جهت فساد پیش روی اقتصاد ایران باز شد. حالا به باور بسیاری از منتقدان، ایران جولانگاه سلاطین اقتصادی شده است که در هر مقطع از زمان نبض بازار را به دست‌گرفته‌اند. حالا چند سوال اساسی در این‌باره قابل طرح است؛ اول آنکه چرا همه فسادهای اقتصادی در ایران یک منشاء تکراری دارند که آنهم استفاده از عدم نظارت بر فعالیت‌های اقتصادی است؟ پرسش دوم آنکه، با اجرای کدام قوانین می‌توان فساد اقتصادی را قبل از وقوع علاج کرد.
«فراز» درباره آسیب‌شناسی فسادهای اقتصادی در ایران با حسین راغفر، تحلیلگر اقتصادی گفت‌و‌گو کرده است: «باید توجه به اصل ۴۹ قانون اساسی جدی گرفته شود».
مشروح این گفت‌و‌گو را در ادامه می‌خوانید:
اینکه قوه قضاییه مبارزه با فساد را در دستور کار قرار داده است کار پسندیده و اتفاق مبارکی است. در واقع باید فساد در دستور کار حکومت قرار گیرد، اما در این‌باره باید علاج واقعه قبل از وقوع کرد. دستگاه‌های ناظر نباید اجازه دهند فسادهایی به این گستردگی در کشور اتفاق بیفتد. در واقع اگر می‌خواهند فساد در جامعه اتفاق نیفتد، باید شفافیت اقتصادی را در تک‌تک بخش‌های اقتصادی و سیستم‌های اقتصادی و اجتماعی‌ پیاده کنند؛ به عنوان مثال مبارزه با پولشویی باید در دستور کار حاکمیت قرار گیرد.
به نظر شما برای جلوگیری از فساد، به اندازه کافی ابزارهای نظارتی در کشور وجود دارد؟
تمام فعالیت‌های اقتصادی‌‌ای که مردم و مسئولان انجام می‌دهند قابل رصد است. فقط باید اراده آن وجود داشته باشد؛ برای مثال بهمن‌ماه سال ۹۷، در دادگاه متهمان بانک سرمایه مطرح شد رقم سه میلیارد تومان به عنوان حق مشاوره به حساب همسر پرویز کاظمی، وزیر رفاه دولت احمدی‌نژاد، واریز شده است. به چه دلیل کسی در این مورد سوال نمی‌کند؟ اینها همان مسیرهای فساد است که باید بسته شود، اما به نظر می‌رسد این مسیرها باز است.
اگر سیستم بانکی ما شفاف باشد، وقتی پول بزرگی به حساب یک خانم خانه‌دار واریز می‌شود، سیستم می‌تواند این موضوع را رصد و در اولین فرصت آن حساب را مسدود کند و ببیند این رقم هنگفت از کجا به‌ دست آمده و پیگیر مدارک باشد. این روند پیگیری حساب‌ها سال‌هاست در کشورهای توسعه‌یافته وجود دارد. فرض کنید تحریم‌ها برداشته شده، یکی از دلایلی که سیستم بانک‌های بزرگ اروپایی حاضر نیستند با بانک‌های ما کار کنند عدم شفافیتی است که در سیستم بانکی ما وجود دارد. بنابراین مجموعه حکومت باید این شفافیت را در سیتسم بانکی اجرا کند.
اگر اجرای اصل ۴۹ قانون اساسی که بر پایه از کجا آورده‌ای است، احیا شود، می‌توان با این ریشه دوانی فساد اقتصادی و رانت‌خواری در ایران مبارزه کرد؟
من بسیاری از مدیران را می‌شناسم که در دولت‌های گذشته یک‌شبه ره صد ساله رفته‌اند. از نزدیک با وضعیت مالی و زندگی‌شان در دوران قبل و بعد از انقلاب آشنا هستم. به عنوان یک کارشناس در خصوص ثروت‌های بادآورده احساس خطر می‌کنم و در این‌باره به مسئولان هشدار می‌دهم. متاسفانه شرایط جامعه طوری شده که اگر فردی سالم است، افراد دیگر به او انگ بی‌عرضه‌ بودن می‌زنند.
طی سال‌های گذشته به‌ خصوص اوایل انقلاب نگاه منفی به سرمایه‌داران وجود داشت. در آن سال‌ها هیچ‌گاه بین سرمایه‌دار پولی و سرمایه‌دار تولیدی تفکیکی قائل نشدند. همه را «زالوصفت» می‌دیدند.
وقتی تولید کننده واقعی در اقتصاد حضور نداشته باشد، قطعا فضا برای عده‌ای سودجو باز خواهد شد. بی تدبیری برای خروج رکود از تولید، بزرگترین ظلم اقتصادی به ایران است. حالا همه دلال و سفته باز شده‌اند. بهترین مثال همین شرایطی است که در آن گرفتار شدهایم. دولت تصمیم گرفته است برای جبران خسارت کسب‌و‌کارهای آسیب دیده از کرونا ۷۵ هزار میلیارد تومان به بنگاههای آسیب دیده پرداخت کند. حالا فکر می‌کنید که این رقم به کدام بنگاهها پرداخت شود؟ من به شما می‌گویم که نزدیکان و عزیزکرده‌ها در الویت دریافت این وام قرار دارند. درست مثل زمانی که محمود احمدی‌نژاد تصمیم گرفت به بنگاههای کوچک و زود بازده وام پرداخت کند که آن تسهیلات سر از بازارهای دلالی و مستغلات درآورد. همین رفتار رانتی دولتی‌ها منشاء اصلی فساد در اقتصاد است.
بسیاری از تولیدکنندگان که حالا خانه‌نشین شده‌اند می‌گویند همان تعریف ۴۰ سال گذشته، آنها را به این روز رسانده است؛ که آنها زالو صفت هستند…
زالوصفت نبودند و نیستند. منظور من افرادی است که حتی جمهوری اسلامی در موردشان کتاب نوشته است. مثل آقایان لاجوردی صاحب گروه صنعتی بهشهر، عبدالرحیم ایروانی صاحب کفش ملی، حاج‌محمدتقی برخوردار صاحب پارس‌الکتریک، که این افراد به توسعه ایران و تولید ملی خدمت کردند.
نکته‌ای که در مبارزه با فساد باید مد نظر قرار گیرد این است که اگر سرمایه‌داران بزرگ با نوآوری، کار و تلاش به ثروت‌هایی برسند، بعد به سمت اقتصاد رفاه بروند، اقتصاد قطعاً شکوفا خواهد شد. بنابراین من معتقد هستم اگر شفافیت را به اقتصاد ایران برنگردانیم، در مبارزه با فساد درجا خواهیم زد.