۲۳ تیر، ۱۳۹۹

اصلاح قوانین اسلامی در سودان؛ لغو حکم ارتداد و اجازه همسر برای سفر زن

زنان سودان در یک سال گذشته برای بازگرداندن حقوق خود تلاش‌های زیادی کرده‌اند

سودان در راستای اصلاح قوانین اسلامی بعد از ۳۰ سال، بخشی از قوانین و احکام سختگیرانه از جمله ممنوعیت خوردن مشروب برای غیرمسلمانان، حکم ارتداد و اجرای حکم شلاق در ملاء عام را لغو کرده است.

در قانون جدید زنان برای سفر با فرزندان خود دیگر نیاز به اجازه مردان ندارند. همچنین ختنه یا مثله کردن اندام جنسی زنان در سودان ممنوع شده است.

نصرالدین عبدالباری، وزیر دادگستری سودان در آفریقا گفت: ما تمام قوانین ناقض حقوق بشر در سودان را لغو می‌کنیم.

اصلاحیه قانون مجازات اسلامی در سودان چندی پیش تصویب شد اما این اولین بار است که محتوای آن در رسانه‌ها اعلام می‌شود.

اصلاحات در قوانین سودان با برکناری عمرالبشیر در سال گذشته آغاز شد.

حکومت فعلی سودان ترکیبی از گروه‌هایی است که عمرالبشیر را برکنار کردند و همین‌طور متحدان نظامی او که در نهایت علیهش کودتا کردند.

خرید و فروش مشروب ممنوع بوده و مردم خودشان نوشیدنی الکلی درست می‌کنند
حق نشر عکسAFP
خرید و فروش مشروب ممنوع بوده و مردم خودشان نوشیدنی الکلی درست می‌کنند

قانون جدید درباره مصرف الکل چه می‌گوید؟

غیرمسلمانان می‌توانند در اماکن غیرعمومی مشروب بخورند هرچند مصرف الکل همچنان برای مسلمانان ممنوع است.

اما غیرمسلمانان اگر با مسلمانان در هنگام خوردن مشروب دستگیر شوند، با مجازات روبه‌رو خواهند بود.

وزیر دادگستری سودان گفته این قانون برای حمایت از حقوق غیرمسلمانانی است که سه درصد جمعیت سودان را تشکیل می‌دهند.

آنان اجازه خواهند یافت علاوه بر مصرف مشروب، نوشیدنی‌های الکلی را وارد کشور کنند و بفروشند.

دولت سودان گفته به دنبال از بین بردن تبعیض است که در حکومت قبلی علیه شهروندان اعمال می‌شد.

این قانون در ماه آوریل تصویب شد اما به گفته محمد عثمان، خبرنگار بی‌بی‌سی در خارطوم سودان به تازگی به اجرا گذاشته شده است.

تغییرات دیگر چیست؟

تا پیش از این هر کس که از اسلام روی برمی‌گرداند، با حکم ارتداد به اعدام محکوم می‌شد.

مشهورترین نمونه این حکم، مریم یحیی ابراهیم است؛ زن بارداری که در سال ۲۰۱۴ به جرم ازدواج با یک مرد مسیحی به اعدام محکوم شد.

او موفق شد از سودان فرار کند.

وزیر دادگستری سودان گفته که مرتد خواندن افراد جامعه “تهدیدی برای امنیت و سلامت جامعه” بوده است.

در حکومت عمرالبشیر پلیس مسائل اخلاقی مسئول اجرای مجازات شلاق در مکان‌های عمومی بود اما بر اساس این قانون جدید در سودان این مجازات دیگر در خیابان اجرا نخواهد شد.

نوامبر سال میلادی گذشته هم قانون مربوط به محدودیت پوشش و رفتار زنان در سودان لغو شد. اقدامی که با استقبال فعالان حقوق زنان در این کشور مواجه شد.

این قانون به دولت اجازه می‌داد که تعیین کند زنان چه بپوشند و با چه کسی ارتباط یا چه شغلی داشته باشند. مجازات نافرمانی از این قانون برای زنان از شلاق تا حتی در موارد بسیار نادر سنگسار و اعدام بود. لغو این قانون باعث شد شمار زیادی از مردم سودان برای شادمانی به خیابان بیایند.

در دهه ۱۹۸۰ میلادی، اعمال قوانین اسلام در سودان عامل مهمی در جنگ طولانی داخلی و در نهایت جدایی سودان جنوبی بود که اکثریت آن مسیحی یا پیرو آیین‌های دیگر هستند.

۲۲ تیر، ۱۳۹۹

بیانیه در حمایت از کارزار جهانی برای آزادی زندانیان سیاسی

وجود زندانی سیاسی و عقیدتی، در جمهوری اسلامی سرشت آزادی ستیزی و وستمگرانه این حکومت را باز می‌تاباند. هم‌اکنون شمار زیادی زندانی سیاسی و عقیدتی، دگراندیش و فعالان حرکت‌های صنفی و مدنی، زنان و مردان آزادی‌خواه، با اتهام‌ها و “جرم”‌های ساختگی، واهی و بی‌اساس، دردادگاه‌های فرمایشی محکوم به حبس‌های سنگین شده اندو شرایط سخت و جانفرسائی را در زندان‌های جمهوری اسلامی می‌گذرانند.

دیوار زندان اوین

در حالی که اختناق، فقر، بیکاری، کرونا، انواع و اقسام فسادهای مالی و اخلاقی در میهن ما بیداد می‌کنند و فساد و تبهکاری سران حکومت، مردم ‌و میهن ما را در یکی از سخت‌ترین دوران تاریخ اجتماعی ایران قرار داده است، دستگاه سرکوب و قوه قضائیه غیرمستقل و تحت امر رهبر همچنان با گستاخی به احضارها، بازداشت‌ها، اعتراف‌های اجباری، صدور و تایید احکام حبس و اعدام برای آزادی‌خواهان، عدالت‌جویان، معترضان و دادخواهان ادامه می‌دهند.

وضعیت نامناسب و نابسامان بهداشتی و درمانی زندان‌ها به ویژه در شرایط کرونائی، همراه با شکنجه‌های روانی و جسمانی، زندان‌ها را به قتل‌گاه انسان‌های آزادی‌خواه و مبارز و مردم بیگناه بدل کرده است. به نظر می‌رسد که مسئولان حکومت اسلامی که کشتارهای جمعی و اعدام و ترور هزاران زن و مرد آزاده ایرانی رادر کارنامه سیاه خود دارند هم‌اکنون سیاست مرگ تدریجی را برای همه زندانیان سیاسی در پیش گرفته‌اند، در حالیکه شکنجه واعدام برخی از آزادی‌خواهان و عدالت جویان ومعترضان نیزهمچنان ادامه دارد.

هموطنان عزیز‌

مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی با مبارزه در راه دستیابی به آزادی، دموکراسی و حقوق بشر در ایران گره خورده است. بیائیم برای دستیابی به آزادی زندانیان و دادخواهی چند ده هزار زن و مرد، پیرو جوان و کودک ایرانی که به دست سران جمهوری اسلامی بقتل رسیده‌اند، صداهای پراکنده و نارسای خود را به صدایی واحد، رسا و قدرتمند علیه رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی تبدیل کنیم و با برپا نمودن یک کارزار دائمی جهانی به حمایت از زندانیان سیاسی-عقیدتی وخانواده‌های آنان برخیزیم.

ما از شما هموطنان آزادیخواه و عدالت‌جو، شهروندان آزاده ایرانی، زندانیان سیاسی سابق و تمام ایرانیان دردمند و مصیبت دیده دعوت می‌کنیم ضمن امضای این فراخوان برای آغاز کاری با برنامه، سازمان یافته و فراگیر تدارک یک نشست و گردهمایی ملی را در راستای یاری رساندن به آزادی زندانیان سیاسی-عقیدتی و تحقق خواسته‌های جنبش دادخواهی فراهم آوریم.

اگر اراده کنیم می‌توانیم صدای دادخواهی مردم ایران و آزادی زندانی سیاسی را درجهان طنین‌افکن سازیم.

با احترام:

آ:
آهنگری کاوه – آصفی حمید – آل رضا تقی – آل احمد محمد – آزرم نعمت – آذری زهره – آشوری علی – آقازمانی مهدی- آذرپاد محمدرضا – آزاد آینده – آبتین آیینه – آموزگار سید نادر – آبادان توران – آذرافروز ناصر-
الف:
احراری ابراهیم – امانی الهه – اعتمادی حسن – اعتمادی مریم – انتصاری شهلا – انتصاری ناهید – اشکان فرید – جمشید انتصاری- ابراهیم زاده بهنام – اقدسی باهره – اکبری شایسته – اروند شاهین -احمدی شهناز- احمدی فرزانه – احمدی یسنا- ارجمند مهین – اسفندیاری سمانه – الماسی نسرین – اشرفیان سیما – احکامی شاهرخ – افشین جم افشین – افراسیابی شراره – افشین جم نازنین – احکامی ناهید – الله وردی محمد – افصحی حسین- امینی مسعود – امیری ناهید- امید مهر علی اکبر- اوجی علی – افتخاری جمال – اکبری داوود – اکبری فرهاد – الهامی رحمت الله – اخوان مجتبی – اسحاقی مسعود – استهبان هومن – امینی ارمکی اکبر- اروجی ایرج – اسدی هوشگ – اسدی بهمن – سارا اسدی – اسفندیارمذ شیرین – امیدی سعید – ایمانی راد جمشید – ارس کمال – ادیب بردیا – اغنمی رضا – اسکینی میترا – ابراهیم زاده مهدی – انور جمشید – انصاری وهاب – ایرانی ناتالی – ابوذرخانی تورج -اصلانی بهرام – اهدائی سیف – ابراهیمی پوران – انداچه خلیل – اسلامی حجت – استعدادی شاد مهدی – انصاری هوشنگ – انصاری رضا – انصاری ایراندخت – امیری ممد امید – اصفهانی مهران – اصولی فرید – امینی لادن – ایزدپناه تورج – امجدی کورش – ارشاد اردوان – اسکندری اسکندر- الماسی نسرین – امینی هاشم – ابراهیم زاد عیسی – ابراهیم زاده موسی – احمدلو داوود – اهری مریم – انصاری مقدم محمود- بهمن انواری
ب:
بختیاری منوچهر- بیضائی نیلوفر- باوند گشتاسب – بستجانی عشرت – بوستجانی فرزین – بهرامیان بهرام – بیرگانی ژاله – بدیعی وحید – بدیعی رضا – بهبودی محمد – برزنجه محمد – بهبودی امیرحسین – بدری محمود – برزگر سمانه – بلدی یدالله – بزازی نسترن – بی آزار حمید – بختیاری خسرو- بهبهانی سیدمحمدحسن – بوداغی کمیل – بهارآرا مهرداد – برزو علی – بابک محمود – بازرگان بابک – بازرگانی رضا – باقری رضا – بیگلری امیر – برهان ارژنگ -بندری خسرو- بهمن پور میترا
پ:
پورفاضل گیتی – پهلوان عباس – پویا حسن – پهلوان عسل – پورعبدالله فریده – پورعبدالله سعید – پل ناصر- پارسا کورش – پورنقوی علی – پارسی بهمن – پارسیان یداود- پورابراهیم نیما – پورولی احسان – پیرزاده رضا – پورجانکی حسین – پرویز مهدی – پیام زینا – پارسانژاد سهراب – پرداز حمید – پوروالی احسان – پرکار مینا – پارسائی کامران – پادبان سلیم –
ت:
تهرانی آرش – ترابی محمد – توانا اصغر- تقی زاده ایرج – تورانی آرش – تقدیری محمد- تدین هرمز
ث:
ثابت فرشته – ثابتیان خجسته – ثابت راسخ سهیل
ج:
جلالی اکرم – جهان آرا جمال – جهش ناهید – جلال زاده سعید – جعفرزاده رضی – جیلانی بهیه – جان محمدی شکوفه – جعفری حسین -جهانگیری گلرخ
چ:
چمن آرا سهراب – چالاک فرانک – چاوش سیاوش – چوبینه بهرام –
ح:
حسین بر رضا – حدادی زاده پرویز- حقیقی مینو- حاذق سیما – حاتمی عیسی خان – حق شناس محمدباقر – حیدری محمد رضا – حقیقی پژمان – حسین زاده جعفر – حمید زاده شفیقه – حیدری شهین – حسینی حمید – حجت علی – حجاریان اکبر- حنیفه (طباطبائی) یاسمن – حدادعادل شهین
خ:
خلیلی بیژن – خدیر امیر- خسروی سپهر-خسروی محمد رضا – خلف اسفندیار – خدادادی رحیم – خلیل سودابه – خورشیدی مراد – خونساری محمد رضا – خطایی ابراهیم
د:
دوستدار غلام – دوشکی عبدالستار- دانشگری رقیه – دریانی حسین – دولت آبادی حسین – درویش پور مهرداد – دریانی دٌری – دوستدار ایرج – داودی آوا – دینی پروین – دوائی خسرو- دهبان مجید – دهبان وحید – دژآلود مریم – دارابی داریوش – دیداری یعقوب – درتاج نیک – دهقانی ندا – دلجوان کامبیز – دولتی هومن
ذ:
ذوالفقاری نادر- ذوالفقاری مهدی – ذوالقرنین اکبر – ذاکری فریده –
ر:
رحمانی نژاد ناصر – رضائی فاطمه – راحمی پور راحله – رادبوی علی – رخشانی ریموند – رهنما سعید – رحیمی حمید رضا – رحمتی مریم – رجبی محمد – رحمت ماریا – رحمت مهری – رهگشا حشمت – رستمی کاووس – رفیعی مهوش – رفیعی زهرا– روحانی فلور- روحانی محمد رضا – رفیعی هنگامه – راسی فرید – رحمانیان کمال – روحبخش خسروشاهی احمد – رضاوند مهرداد (مصطفی) – رضا زاده نیما – رودکی میثم – رأفت احمد – رئیسی نسرین – رئیسی خدابخش – رادپور منوچهر- رحمانیان علی – رنجکشان ابراهیم – راسخ هایده – رستمی شهاب – رستم پرویزی- رستانی علی – رشیدی شیوا – رحمتی عباس (بابک)
ز:
زعیم کورش – زرهی حسن – زهتاب حسن – زهرائی محمود – زمانی مهدی – زراسوند حسین – رفیعی فروغ –
ژ:
س:
سپهری فاطمه – سنجابی بهزاد – سرابی شهناز- سجودی غلامرضا – سلیمی استر- سلیمی سهیلا – سلیمی علی اصغر – ستوده بهروز – ستوده لاله – ستوده محترم – ستوده نازنین – ستاری مکّرم – سپهری احمدرضا –سپهری مهران – سپهر پروانه – سلاحی ساموئل – سلطانی قدرت الله – سلیمانی محمد – سمیری پریا – سمیری مسعود- سفری نسب مسعود – سفری پرویز – سرشار بهروز- سیدعسکری مهرداد – سروی جمال –
ش:
شعله سعدی قاسم – شیرازی حمید – شجاعی ناهید – شکری صدیقه – شهابی محمود – شکری مریم – شیرازی فرشته – شیرازی علی – شجاعی صائینی ناصر- شهابدین مرسده – شهابدین مرجان – شاهین پر ناصر- شهابی عطاالله – شوشتری محمود – شفیعی ثریا – شیشه چیان مراد – شایسته محسن – شمس محسن – شمس احمد – شجاع احسان –
ص:
صنیعی فر فرح – صفرزاده اسماعیل – صارمی فریبرز- صفائی آزیتا – صوفی فرهاد – صفوی بدری – صمیمی بهزاد – صمیمی بهروز- صالح فرید – صدیق جعفر- صفری بابک – صفائیان مهران
ض:
ضیائی تورج، ضرغامی پرویز
ط:
طبرزدی حشمت الله – طاهریان هنگامه – طالبی اشکبوس
ظ:
ظفرمهر مهریار- ظروفچی رضا- ضابط حمید
ع:
عبدوس احترام – عابدی اصغر- عبقری شهلا – عبقری سیاوش – عاشوری محمود – عصاری سعید – عباسی باقر – عقیلی محمد -عارف بهروز- عزیزی نازی – علی اصغری محمد صادق – علیزاده لسانی محمود – علی زاده فخر آباد مهدی – عمرانی بهشاد- عالی نژاد احمد- علیزاده محمد- علیزاده مصدق
غ:
غلام آزاد داود – غلامی آذرحسین –
ف:
فرج زاده حوریه – فرح اندوزفریدون – فارسی محمد –فرجی حسین – فرجی سیاوش – فرجی منصور- فرد رضا – فرهادی عارفه – عبدلعلیان مرتضا – فاطمی خشایار -عابدینی مهتاب – فرهادی مارال – فاضل سمیرا – فاضل سیامک – فاضل علی – فرنژاد رضا – فرید سیامک – فکری علی – فرزین کورش – فرهاد بیژن –فروزش رضا – فارسانی عباس – فرهاد ناهید
ق:
قربانیان نگار- قائم مقام کامبیز- قصیم کریم – قوامی پرویز- قندهاری جولی – قلی زاده انیسه – قلی پور حسین – قاسمی اختر- قاسمی علیرضا – قائمی مهوش – قلیائی باقر – قاسمی وجیه – قدیری خسرو- قاسمی فرهنگ – قریشی نیلوفر- قهرمانی حمید – قائم مقام محسن

ک:
کاخساز ناصر- سعید کاظمی- کریمیان اکبر- کمالی اعظم –کشاورز اعلا- کشاورز فریبا – کشاورز بیژن – کوثری حمید – کوثری داوود – کوثری رضا – کیانزاد حسن – کیانی امیر- کیانی کیوان – کیانی نسترن – کاشفی رضا – کار صادق – کابلیان فرخ – کرمانشاهی نرگس – کلهر سیامک – کجوری امیر- علی کامرانی – کرا گری حنیف – کشاورز بهرنگ
گ:
گلنام کورش – گوشه علی – گلستان نازیلا – گرشاسبی مجید – گلبابائی حمید- گلبابائی مجید – گلرو مهدیه – گلشاهی سهیلا – گوهرزاد رضا – گلشاهی حسن – گلشن منوچهر- گیلانی فرشاد – گرگین منوچهر- گنجی حسن
ل:
لسانی جواد – لعالی نادر- لاریمی علی – لقائی پرند – لقائی جهانگیر- لاریجانی هما
‌م:
مفتی زاده اسماعیل – ملکی فاطمه – مالکی فر صدیقه – مریدی رضا- میرستاری انور- شکرائی الهه – مشعوف احمد – میرزادگی شکوه – معارفی اکبر- معارفی زهرا – مغیثی هایده – منفرد زاده اسفندیار- مؤمنی اکرم – میرزائی رؤیا – ماسالی حسن – مشفق حسین – ممتاز امیرهوشمند – مرادی فرامرز- مغبلان نادر- محجوب مازیار – مهرآسا علی – مهرآسا بهجت – مهرآسا افشین – مهران هما- ملکوتی سیروس – مؤیدی منصور- مظاهری عباس – محمودی بیژن – مشتاقی مرتضی – مهمنش همایون – مبشری بهمن – مستوفی مهرنوش – محمدی منوچهر – محمدی رضا – محمدی خبازان محمد – مختاری پرویز- مقدم رضوان – محمدپور عبدالباسط – مسیح پورسیامک – مسیح پور شکرالله – مکی پور حسین – منجزی علی – میرعمادی بیژن – میرعمادی دلارام – مگناتون مری – مرتضائی قاسم – محبتی زاده اکبر- مبارکی نیک – ملکی کیوان – مصلی نژاد عزت – مهجوریان محمد رضا – میرفطرس علی – محی الدین زرین – مقدم مو- ملک پور شهرام – مرزبان گرجی – ملک محمدی مرتضی – موسوی مریم – محمدی محمد- میرسلطانی سید محمد – مرتضی نیا علی (روماک) – مبین رضا – هوشنگ معینی
ن:
نوری زاد محمد- ناصری سحر – ناصری سپیده – نقره کار مسعود – نقره کار امید- نایب هاشم حسن – نهرینی مینا – نهرینی هانری – نژاد محسن – نقاش آرین – نیایشی شهرزاد – نوابی سیاوش – ندیم پور ثریا – نیکوکارنیکو- نصیری غلام – نجاتی احمد – نیکی مرتضی – نعیمی عالمه – نوری حمید – نیکمراد حبیب – نیکمرام محمد – نصرتی اصغر- نگهبان رحیم – ناجی حبیب زاده فرشته – نصر نیما – نوائیان داوود – نوش آذرحسین – نیروئی دارا – ناوی پرویز- نیک مراد حبیب – نیک مرام آریا – ناظمی پوران – رضا ناجی
و:
وحدانی احمد – وافی علی – وجدانی عطائیه – وکیلی علی – ورجاوند کی پرویز- ورزگر شیده
ه:
هنرمند طاهره – هادی مینو- هاشمی زینت – هاشمی تقی – هارونی سمیرا – هرندی ابراهیم – همایونی بهزاد –
‌ی:
یاسائی فرشید – یوسفی فریده – یوسفی ولی الله – یعقوبی مریم – یعقوبی ندا – یزدانی علی – یحیوی آزد رحیم – یاشار سوزی –

۲۱ تیر، ۱۳۹۹

وکیل سه متهم اعتراضات آبان ماه از تایید حکم اعدامشان در دیوان عالی خبر داد

مصطفی نیلی، وکیل سه متهم اعتراض‌های آبان‌ماه از تایید حکم اعدام موکلانش در دیوان عالی ایران خبر داده است.

آقای نیلی در توییترش نوشت: “متاسفانه احکام اعدام موکلینم در مرحله فرجام‌خواهی در دیوان‌عالی کشور تایید شده است.”

امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی هر سه از دستگیرشدگان اعتراضات آبان ماه ۱۳۹۸ هستند.

قوه قضاییه ایران پیشتر صدور حکم قطعی اعدام را تکذیب کرده بود. اما فعالان حقوق بشر از تایید حکم خبر داده بودند.

حالا وکیل این سه متهم گفته که دیوان عالی کشور با فرجام‌خواهی مخالفت کرده است. مصطفی نیلی گفته به دنبال آن است تا با “درخواست اعاده دادرسی” این حکم را نقض کند.

آقای نیلی همچنین تاکید کرد: “تاکنون اجازه ورود در پرونده به ما داده نشده است.” اما قوه قضاییه ایران با انتشار تصاویری از دادگاه امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی ادعا کرده که این سه بازداشتی به وکیل دسترسی داشته‌اند.

قاضی ابوالقاسم صلواتی این سه نفر را در اسفند ماه به اعدام محکوم کرد.

در آبان ۱۳۹۸ با تایید آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران، قیمت بنزین به طور غافلگیرانه سه برابر شد و موج بی‌سابقه‌ای از اعتراضات شهرهای مختلف ایران را دربرگرفت.

هرچند آغاز تجمع‌ها مسالمت‌آمیز و با بستن خیابان‌ها بود، اعتراضات به سرعت به خشونت کشیده شد و ماموران امنیتی ده‌ها نفر از معترضان را به ضرب گلوله کشتند و هزاران نفر را بازداشت کردند.

دادگاه و محاکمه ‘ناعادلانه’

شماری از افراد مطلع از روند بازجویی و بازداشت این سه نفر می‌گویند که محاکمه آنها عادلانه نبوده و از این سه متهم “با شکنجه اقرار گرفته شده است.”

پیش از این اظهارات مصطفی نیلی در توییتر، او و حسین تاج، وکیلان دادگستری در تهران، گفته‌ بودند که نتوانسته‌اند به عنوان وکلای آقایان مرادی، تمجیدی و رجبی به پرونده این سه متهم دسترسی داشته باشند.

میزان، خبرگزاری قوه قضاییه ایران، برای تکذیب صحبت‌های وکیلان مدافع چند عکس و سند از دادگاه منتشر کرد که افرادی را در جایگاه وکیل مدافع امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی نشان می‌داد. اما کسانی که مطابق این تصاویر وکالت آقایان مرادی، تمجیدی و رجبی را به عهده داشته‌اند افرادی به جز آقایان نیلی و تاج هستند که سابقه وکالت در پرونده‌های حقوق بشری را دارند.

اعتراضات آبان ماه که با بستن اینترنت در ایران همراه بود برای حکومت تبعات سیاسی زیادی داشتحق نشر عکسUGC
اعتراضات آبان ماه که با بستن اینترنت در ایران همراه بود برای حکومت تبعات سیاسی زیادی داشت

قوه قضاییه همچنین وکالت بابک پاک‌نیا در پرونده را رد کرده، این در حالی است که آقای پاک‌نیا می‌گوید توانسته لایحه فرجام‌خواهی را به عنوان وکیل این پرونده به دیوان عالی بدهد.

آقای پاک‌نیا گفته دیوان درباره این پرونده تصمیم گرفته، اما این تصمیم هنوز به وکلا یا خود متهمان اعلام نشده است.

اتهامات این سه نفر چه بوده است؟

این بازداشت‌شدگان سوم اسفند ۱۳۹۸ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی به اتهام‌هایی از جمله “مشارکت در تخریب و تحریق به قصد مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران” و “محاربه” به اعدام محکوم شده بودند. امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی در این دادگاه همچنین به “سرقت مسلحانه مقرون به آزار در شب” به تحمل زندان و شلاق محکوم شدند.

سازمان عفو بین الملل نهم اسفند ۱۳۹۸، یک هفته پس از اعلام صدور حکم اعدام برای این متهمان سیاسی، با “به شدت ناعادلانه” خواندن محاکمه این افراد، خواستار لغو حکم شده بود.

هرانا، خبرگزاری حقوق بشری به نقل از منابع آگاه گزارش داده که سعید تمجیدی و محمد رجبی به خانواده خود گفته‌اند بسیاری از اتهامات مطروحه “مانند اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین خلق” ناروا بوده و “تحت شکنجه” چنین اقراری اخذ شده است. آنها تاکید کرده‌اند که “به هیچ وجه با هیچ گروهی در خارج از کشور ارتباط نداشتیم.”

سازمان عفو بین‌الملل گزارش داده که بعد از بازداشت امیرحسین مرادی، این دو نفر به ترکیه فرار کرده بودند، اما ماموران پلیس در ترکیه آنها را به ایران تحویل دادند.

جمال صفری: جلد پانزدهم «مصدق، نهضت ملی و رویدادهای تاریخ معاصر ایران؛ دانلود رایگان کتاب»

برای دانلود کتاب با فرمت پی دی اف لطفا اینجا کلیک کنید

پیشگفتار

یکی ازکارمندان بریتانیایی تازه وارد که دارای وجدانی تأثیر پذیربود، توجیهات مقامات شرکت را چنین بازگو نموده است: «عضوهیئت مدیره یک باربرای من (درسال ۱۹۵۰ / ۱۳۲۹) توضیح داد که بایدبه خاطربسپارم، ما دراینجا باید به عنوان یک شرکت تجاری، صرفاً برای به دست آوردن نفت عمل کنیم. ساختمان جاده ها، خانه ها، مدارس، کاشتن درخت، ایجاد باغ، ساختن بازارها وسینماها درمناطقی که اگرشرکت حضور نمی داشت، موجود زنده ای درآن یافت نمی شد، باید در نازلترین سطح ممکن انجام شود. این مطالب درپاسخ به پرسشهای جستجو گرانه من دراین مورد داده شد که چرا شرکت نفت انگلیس وایران اجازه داده است بازاری به کثیفی بازار آبادان در کنار بزرگترین پالایشگاه جهان وجود داشته باشد. من پرسیدم آیا این چیزی نیست که باید از آن شرم داشت؟ پاسخ این بود که ما نباید زیاد مداخله کنیم. اگر ما اندک امتیازی بدهیم آنها بیشتر از آن در خواست خواهند کرد. بنابراین بهترین کار این است که هر جا ارائه خدمات برای عملیات شرکت ضرورتی ندارد، اصلاً چیزی ندهیم.»

 الول ساتن «نفت ایران،  ص ۱۱۰»

 توضیح اینکه، رفتاردولت مرکزی درعصرپهلوی ها ونظام ولایت فقیه با مردم استانها و شهرستانهای ایران همچون رفتارعصر امپراطوری انگلیس با مردم کشورهای مستعمره و زیر سلطه است.

تیمورتاش، علی اکبرداور، محمدعلی فروغی، نصرت الدوله فیروز و… دستیاران معماراستبداد رضاخانی بودند که به هشدار دکتر مصدق گوش ندادند و خود نیز قربانیان آن شدند.

 

«البتّه امروزکاندیدای مسلّم شخص آقای رئیس الوزراء است. خوب، آقای رئیس الوزراء سلطان ‏‏میشوند و مقام سلطنت را اشغال میکنند، آیا امروز، در قرن بیستم، هیچ کس میتواند بگوید یک مملکتی ‏‏که مشروطه است پادشاهش هم مسئول است؟ اگرما این حرف را بزنیم، آقایان همه تحصیل کرده و‏‏درس خوانده و دارای دیپلم هستند، ایشان پادشاه مملکت میشوند آنهم پادشاه مسئول! هیچ کس چنین ‏‏حرفی‎ نمی تواند بزند و اگر سیر قهقرائی بکنیم و بگوییم: پادشاه است، رئیس الوزراء، حاکم همه چیز ‏‏است این ارتجاع و استبداد صرف است! ما میگوئیم که سلاطین قاجاریه بد بوده اند مخالف آزادی بوده اند مرتجع بوده اند، خوب حال آقای ‏‏رئیس الوزراء پادشاه شد اگر مسئول شد که ما سیر قهقرائی میکنیم. امروز مملکت ما بعد از بیست سال و این همه خونریزیها میخواهد سیر قهقرائی بکند و مثل زنگبار ‏‏بشود که گمان نمیکنم در زنگبارهم اینطور باشد که یک شخص هم پادشاه باشد و هم مسئول مملکت ‏‏باشد! اگرگفتیم که ایشان پادشاهند ومسئول نیستند، آنوقت خیانت به مملکت کرده ایم برای اینکه ایشان در ‏‏این مقامی که هستند مؤثّرهستند وهمه کار می توانند بکنند. درمملکت مشروطه رئیس الوزراء مهمّ ‏‏است نه پادشاه. پادشاه فقط می تواند بواسطۀ رأی عدم اعتماد مجلس یک رئیس الوزرائی را بفرستد‏‏ که درخانه اش بنشیند‎. ‎

یا بواسطۀ تمایل مجلس یک رئیس الوزرائی رابکار بگمارد. خوب اگر ما قائل شویم که آقای رئیس ‏‏الوزرا پادشاه بشوند، آنوقت در کارهای مملکت هم دخالت کنند و همین آثاری که امروز از ایشان ‏‏ترشّح میکند درزمان سلطنت هم ترشّح خواهد کرد، شاه هستند، رئیس الوزراءهستند، فرماندۀ کلّ قوا ‏‏هستند. بنده اگرسرم را ببرند تکّه تکّه ام بکنند و آقای سید یعقوب هزار فحش بمن بدهد زیر بار این ‏‏حرفها نمی روم، بعد ازبیست سال خونریزی! آقای آقا سید یعقوب! شما مشروطه خواه بودید، آزادی خواه بودید، بنده خودم شما را در این مملکت دیدم که پای منبر میرفتید و مردم را دعوت به آزادی ‏‏می کردید. حالا عقیدۀ شما این است که یک کسی در مملکت باشد که هم شاه باشد، هم رئیس الوزراء ‏‏باشد، هم حاکم؟ اگر اینطور باشد که ارتجاع صرف است استبداد صرف است، پس چرا خون شهداء راه آزادی را بیخود ریختند؟؟ چرا مردم را بگشتن دادید؟‎ ‎میخواستید از روز اوّل بیائید بگوئید که ما دروغ گفتیم و مشروطه نمیخواستیم یک ملّتی است جاهل ‏‏و باید با چماق آدم شود!.

اگر مقصود این بوده بنده هم نوکر شما و مطیع شما هستم. ولی چرا بیست سال زحمت کشیدیم و اگر ‏‏مقصود این بود که ما خودمان را در عرض ملل دنیا و دول متمدّنه آورده و بگوئیم از آن استبداد و ‏‏ارتجاع گذشتیم؛ ما قانون اساسی داریم، ما مشروطه داریم، ما شاه داریم، ما رئیس الوزراء داریم. ما شاه غیر مسئول ‏‏داریم که بموجب اصل ۴۵ قانون اساسی از تمام مسئولیت مبرّی است و فقط وظیفه اش این است که ‏‏هر وقت مجلس رأی عدم اعتماد خودش را به موجب اصل ۶۷ قانون اساسی بیک رئیس دولت یا ‏‏وزیری اظهار کرد آن وزیر میرود توی خانه اش می نشیند، آنوقت مجدداً اکثریت مجلس یک دولتی را ‏‏سر کار می آورد‎ ‎»(۱)

علی اکبر داوریکی ازدستیاران معمار «امنیت و ترقی» رژیم رضاخانی که خود قربانی آن شد، بعنوان موافق «ماده واحده» در جواب دکتر مصدق بیان داشت:

 «تمام گفتگوی ایشان [ دکتر مصدق] در قسمت اوّل راجع باین بود که من بر خلاف مصالح مملکت نمیخواهم ‏‏رأی بدهم. البتّه هیچ وکیلی نباید حاضرشود که برخلاف مملکت رأی بدهد، منتهی تمام صحبت در ‏‏تشخیص است که یک چنین پیشنهادی بر خلاف مصالح مملکت است و بنده هم خدا را شاهد می گیرم و ‏‏عرض میکنم که این تغییر و این پیشنهاد موافق مصالح مملکت است‎ ‎. مگر اینکه یک کسی پیدا شود و بگوید فکر من، سیاست من، بدرجه ای قوی وعالی است که تمام مردم و ‏‏وکلاء باید تابع نظر و فکر سیاست من بشوند و چون من تشخیص میدهم که این پیشنهاد بر خلاف ‏‏مصالح مملکت است و وکلاء هر کس است، هر جا هست و بهر شکل و لباسی هست، تمام باید نظر مرا تعقیب کند، والّا از این شکل که بگذریم ‏‏هر کس مطابق دستور خودش حق دارد یک مسئله را قضاوت کند. ایشان اینطور تشخیص دادند که ‏‏این کار موافق مصالح مملکت نیست. بنده عرض میکنم و معتقدم که مصالح مملکت دراین کار است و اگرغیر ازاین نکنیم.

مصالح ‏‏مملکت را زیرپا گذاشته ایم راجع به قاجاریه و رئیس الوزراء که اظهار عقیده فرمودند دراینموضوع هیچ وارد نمیشوم ولی دو پایۀ محکم در مذاکرات ایشان پیدا شد گفتند (از نقطه نظر ‏‏داخلی و خارجی ) بنده دراین قسمت میخواهم چند کلمه جواب عرض کنم‎. ‎

فرمودند شما میخواهید بیائید این خانواده را بردارید و آقای پهلوی را شاه کنید. اولاً بنده نمیدانم در یک ‏‏پیشنهادی که هفتاد امضاء دارد این مسئله را از کجا پیدا کردند و بنده چون راجع به این پیشنهاد ‏‏صحبت میکنم، عرض میکنم در این پیشنهاد ابداً گفتگوی شاه کردن ایشان نبود، بلکه حلّ قضیّه و ‏‏ترتیب این کار واگذار شده است بیک مجلس که مجلس مؤسّسان است!‎ ‎

یک نکته را ایشان فرمودند که اساساً صحیح بود.‎ فرمودند خوب وقتی که ایشان شاه شدند، بایستی مسئول باشند یا نباشند، اگر مسئول نباشند که این ‏‏خیانت به مملکت است. بنده کلاً موافقم و تصوّر نمیکنم که هیچ کس در مملکت باشد که فکرش این قدر کوچک و عقب ‏‏مانده باشد که تصوّر بکند دادن اختیاری بدست یک نفر بدون هیچ حدّی و بدون هیچ قانونی یعنی ‏‏یکنفر بقول ایشان شاه باشد. رئیس الوزراء باشد، رئیس عالی قوا باشد وزیر جنگ باشد! یک همچو چیزی نه تنها یک مسئله ایست که همه به اوخواهند خندید، بلکه یک مسئله ایست بقدری ‏‏واضح و مسلّم که هیچ کس زیراین بار نمیرود!! بنده تعجب میکنم چطور ایشان که مدّتی است در مجلس هستند وغالب ماها را میشناسند درجۀ فهم ‏‏رفقای پارلمانی خودشان را آنقدر کوچک تصوّر کردند که ممکن است اینطور فرض کنند،  پس این قسمت فرضشان مورد نداشت.» (۲)

قبل ازاینکه به سرنوشت عبدالحسین تیمورتاش بپردازم، ذکر این نکته را لازم می بینم که منش و روش سیاسی تیمورتاش از دستیاران معماراستبداد رضاخانی نمونه بارزی است از منش و روش اکثریت کارگزاران دولت استبدادی. اشخاص وافرادی که کارگزار آنند و یا ازآن ارتزاق می کنند، زندگی انگلی پیدامی کنند. متاسفانه کثیری از گروهها و نخبگان سیاسی به این زندگی، بشدت معتادند. منش و روش اینگونه نخبگان، در زمان پهلوی اول و دوم این بود که ازطریق یک رهبر مقتدربرخورداراز حمایت قدرت سلطه گرخارجی، می توان دست به اصلاحات درجامعه ایران زد. آنان سلطه بیگانه، یعنی سیاست آن روز انگلستان را درایران، این سان توجیه می کردند. آنها این واقعیت را می دانستند که رضا خان یک فرد نظامی قلدر ودارای انواع ضعفها می باشد. این نخبگان با دست خود مکانیزمی را ایجاد کردند که خود قربانی آن شدند. بی اعتناء به آزادیها و نقض استقلال ایران، سرسپرده شخصی شدند که فرمانده قوای قزاق در کودتای ۱۲۹۹ بود. او در کابینه سیاه ۱۰۰ روزه سید ضیاء طباطبائی، وزیر جنگ شد. با حمایت دولت انگلیس و با « من حکم می کنم » که بیانگراقتدار گرائی قانون نشناس است، لقب سردار سپهی و مقام نخست وزیری یافت. هنوز هم تشنگان قدرت، بدون اینکه از تاریخ درس عبرت بگیرند، این طرز فکر و روش را دنبال می کنند.

همچون فروغی ها، تیمور تاش ها، نصرت الدوله ها و داورها و….، غالباً مستبدی را می تراشند و خود خدمتگزاراو می شوند و از «امتیازات» بندگی «رهبر» برخوردار می شوند. اینان، طرز فکر و رفتار خود را از تربیتی دارند که در خانواده و محیط اجتماعی یافته اند. آمریت ((Authority دربکار بردن زور، فروکاسته می شود و ارزش اول می گردد. بنیاد خانواده و بنیادهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و دینی بر اساس آزادی و احترام به حقوق یکدیگر تعریف نشده و شکل نگرفته است بلکه بر اساس آمریت سازمان یافته اند. در استبداد عصر پهلوی و « اسلام فقاهتی» رژیم ولایت مطلقۀ فقیه، نگرش های پندارگونه و خرافاتی و “عقده ها و گره های روانی”ذهنیت وعنیت” (subject-object) جامعه می شوند.بدون نقد و ارزیابی، آنچه را که راهنمای عمل می کنند، به حکم آمریت قدرت، می پذیرند. این «نخبه ها» بی آنکه در فراگرد رهائی و آزادی خود و جامعه شوند، درچنبرۀ این جبرها و موانع رشد اجتماعی در می غلطند و تقلا می کنند با قدرت، اینهمانی بیابند. یا نوکر و کارگزار انیران، بیگانگان و سلطه گران خارجی گردند به آمریکا، عربستان سعودی، اسرائیل و. . دخیل به بندند. … و شبکه های رسانه ای آنها مبلغ این عناصر خود فروخته وضعیف ونوکرصفت وخائن گردند.. .. درنهایت توسط این مزدوران وخائنین ایران را همانند عراق، سوریه و لیبی کنند!

بیاد شما خوانندگان ارجمند می آورم که استراتژی و اهداف آمریکا در هنگام لشکر کشی و تجاوز به عراق و منطقه خاورمیانه کنترل نفت و انرژی بود بر این نظر بودند و هستند که:

۱ – مایکل کلر نویسنده کتاب “جنگ بر سر منابع” میگوید: “هدف از کنترل عراق، تسلط بر منابع نفت آن به عنوان یک اهرم قدرت است و نه یک منبع سوخت. تسلط بر منطقه خلیج به معنای داشتن کنترل روی اروپا، ژاپن و چین است. این کار به ما قدرت کنترل باز و بستن شیر نفت را خواهد داد.” اگر تمام کره زمین را برای یافتن سرزمینی بگردیم که در جهت برپا ساختن یک امپراتوری آمریکایی اهمیت حیاتی داشته باشد، اولین جا خلیج فارس باید باشد.

۲ – از افغانستان گرفته تا جمهوریهای ازبکستان و قرقیزستان، ایالات متحده پایگاههای خود را در جاهایی مستقر کرده که مدتها منطقه نفوذ روسیه بوده است. آسیای مرکزی با ذخائر نفت غنی و موقعیت استراتژیک پراهمیت اش، اکنون حلقه اتصال شرقی زنجیره ای به هم پیوسته ای از پایگاههای نظامی، تسهیلات نظامی و متحدان نظامی است که از مدیترانه و دریای سرخ تا اقصی نقاط آسیا گسترده شده اند.

۳ – وقتی عراق را تصرف کردیم کار آسان تر خواهد شد. کویت از قبل مال ما بوده است. قطر و بحرین هم مال ما بوده اند. بنابرین صحبت بر سر عربستان است و در آن صورت امارات متحده عربی نیز به دستمان خواهد افتاد.”

۴ – نفت دیگر یک کالای معمولی نیست که درمحدوده ی سنتی قوانین عرضه و تقاضا، خرید و فروش شود. به عکس نفت به عامل تعیین کننده ی قدرت، امنیت ملی و برتری جهانی بدل شده است.

۵ – دولت کنونی “میخواهد اراده ی خود را بر جهان تحمیل کند. این یک جهان بینی و یک موضع گیری ژئوپلتیک است. نظر گردانندگان دولت این است که ما نیاز به تسلط بر منطقه داریم.”

۶ – هر کوششی توسط هر نیروی خارجی برای به دست گرفتن کنترل منطقه خلیج فارس، حمله به منافع حیاتی ایالات متحده آمریکا تلقی خواهد شد و چنین حمله ای با هر وسیله ممکن از جمله نیروی نظامی دفع خواهد شد.”

۷ – همین حالا [ماهها قبل از حمله به عراق] شرکتهای نفتی آمریکا در حال ملاقات با اپوزیسیون عراق در خارج و مذاکره برای تقسیم این غنائم بادآورده میان خود هستند.

شایان ذکر است که دراین باره در همین پیشگفتار مقاله ای از رابرت دریفوس تحت عنوان «طرح سی ساله واشنگتن برای کنترل نفت خلیج فارس » آورده ام.

علی رغم اهداف آمریکادرکنترل نفت منطقۀ خاورمیانه وخلیج فارس، جان ایکنبری(John Ikenberry) براین نظر است که « تغییر قدرت جهانی و افول قدرت آمریکا و تغییر نظام تک‌قطبی در جریان است. عصر آمریکا در حال پایان است و نظم جهانی شرقی جایگزین نظم جهانی غربی شده است. ما شاهد پیدایش قدرت­های نوظهور هستیم؛ در حالی که قدرت آمریکا در حال فرسایش است. تغییر قدرت جهانی، به این دلیل در جریان است که قدرت در حال انتقال از غرب به شرق است. کشور چین در کانون این تغییر قرار دارد و رسانه‌های آمریکا تصدیق می‌کنند که چین بزودی بزرگترین‌ اقتصاد دنیا یعنی آمریکا را پشت سر خواهد گذاشت. بنابرین جهان به نوعی در وضعیت تحول قدرت جهانی از قدرت متمرکز به نظام چند­قطبی است که می توان از آن به عنوان «سیستم انتشار قدرت» یاد کرد. کشور چین شاید بیش‌ترین بهره را از این انتقال قدرت داشته باشد.»(۳)

جان کلام اینکه، نگرش و روش این نخبگان افزون بر مزدوری وسرسپردگی سلطۀ خارجی و غفلت ازآزادی خود وانسان حقوق مداراست و زندگی آنها ترجمان “تراژدی” و تکرار”کمدی طنزآلود” (Satiric Comedy) ذهنیت جامعه زیسته در استبداد می باشد.

   این منش و روش، در دوران پهلوی دوم، بویژه، پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ انگلیسی – امریکائی برضد حکومت ملی مصدق، منش و روش کارگزاران آن رژیم شد. پس از آن، در رژیم          » سلسله جلیله روحانیت شیعه»، همین منش و روش،  با طرز فکروبینش « اسلام فقاهتی» رژیم مافیائی ولایت فقیه راپدیدآورد و این رژیم سبب تداوم آن شد. دو نظام مستبد «شاهنشاهی» و «ملاشاهی»، ساز وکارهای غارت و تاراج ثروت و سرمایه ملی توسط غارتگران، رشوه خواران، رانت خواران و دزدان و در رأس آنها شاه سابق و خاندانش و اینکه در دولت اسلام مداران ولایی و سران حکومتگر نظام فاسد ولائی، تکمیل شدند. چنانکه که غارت کردن و به غارت دادن ثروتهای ملی روشی مستمر گشته است و پول و سرمایه ملی ایرانیان، توسط آنها و کارگزاران آنها، به بانکهای مطمئن کشورهای غربی و بانکهای اسمی و رسمی، بویژه مؤسسه های پولشوئی در این و آن نقطه از دنیا انتقال می یابد. از نا بختیاری ملت ایران، این بیداد، چپاول و غارتگری هم، در این برهه از تاریخ نیز، بدتر از آنچه در دوره شاه سابق بود، ادامه دارد!.

ذکاء الملک فروغی که یکی از دستیاران استبداد رژیم رضا خانی است دراصلاح رفتاروکردارو گفتار و خلقیات مردم ایران براین نظراست که«اگربزرگان ما اززیردستان خود درستی بخواهند ومؤاخذه بکنند، همه ایرانی ها درستکارمی شوند!». فروغی خوب می دانست که «اکثریت بزرگان ومسئولین دردوران عصربی خبری قاجاریه، » فاسد بودند. سپس فساد زیردستان رضاخان و شخص رضا خان در دزدی و غارتگری، درپی آمد. و شاهد آن وضعیت ازنزدیک شد. فرزند رضا خان، محمد رضا شاه و خانواده و اطرافیانش، در دزدی وغارتگری، دست کمی، از دزدان دوران پهلوی اول نداشتند. بدنبال آن استبدادها فسادپرور، ایران زمین دچار بدترین استبدادها گشت. رژیمی مافیائی ولایت فقیه بر کشورمسلط شده است که سرانش فاسد و جانی هستند. برخی ازمردم دردوران ۴۰ ساله حکومت مافیائی مذهبی با بینش «اسلام فقاهتی»، دزدی وغارتگری سران این رژیم را توجیه گر دزدی و رشوه خواری خود کرده اند. تا جائیکه دزدی را ارزش گردانده اند. این عناصر دزد و رشوه خوار را بسیاری «زرنگ » می خوانند ودرباره هریک ازآنها می گویند: « زرنگ بود وخودش را بست » !! آیا این مردم و بنیادهای خانواده جامعه ملی ما نباید مسئول ومکلف نفس خود باشند وتن به جبرها و ضرورتهای تحمیل شده، ندهند؟ آیا نباید عزم خود را برای مبارزه با این ناهنجاریهای مخرب اجتماعی جزم کنند؟ متأسفانه آنچه دردوران پهلوی ودوران حکومت «روحانیت» شیعه، دربین مسئولین واکثریت مردم وجود خارجی ندارد، اخلاق آزادگی ورعایت حقوق ملی است.

 

فروغی درادامه یادداشتهایش، می نویسد: « به اعتقاد من وجود تمام صفات رذیله و عدم صفات حسنه دراین مردم بیشتربه واسطه این است که بزرگان و صاحب اختیاران ما از رذایل متنفرنبوده وبه حسنات شایق نبوده، بلکه عکس این حال را داشته و بنابراین، این مردم چندان تقصیر ندارند که این حالات را پیدا کرده اند. همین قدر که بزرگان ما درستی و خوبی بخواهند البته بزودی اصلاح کلی خواهد شد..». (۴)

 او می افزاید:« زیرا ایرانی ها راست است که حالا اکثر متقلبند اما اولاً چاره ندارند زیرا که می بیننند ازتقلب کار بهتر پیش می رود تا از درستی. ثانیاً کسی ازایشان مؤاخذه نمی کند و خدمتی توقع ندارد و اگر بزرگان ما از زیر دستان خود درستی بخواهند و جداً مؤاخذه کنند من ضامن می شوم که در مدت قلیلی همۀ ایرانی ها مردم درستکاری بشوند. همچنین درباب علم و کمال و هنر وغیره.

  اگر ایرانیها ازآن عاری هستند به علت این است که می بینند این کمالات فایده ندارد، بلکه مانع ترقی و تنزل است. هرکس جوانی خود را صرف تحصیل میکند از مهارت یافتن در اخاذی و تقلب و سایر لوازم پیشرفت کار محروم می ماند وگرسنگی می خورد و نادراتفاق می افتد که خوشبخت واقع شده ترقی کند. این است که کسی درعقب کمال نمی رود و به محض اینکه مردم ببینند کمال قدر دارد همه با کمال می شوند. ایرانیها مستعدند و مثل بعضی از ملل نیستند که به زور باید آنها را آدم کرد. همین قدر بدانند آدم شدن فایده دارد بلکه مضر نیست آدم می شوند.» (۵)

 

حکایت ملا ها:

فروغی دریادداشتهای روزانه حکایتی از ” ملاها” آورده است که بیانگر گفتار، رفتار و کردار بزرگان و مسئولین کشور مِی باشد که بدینقرار است:

 میرپنج چون داخل درسلسلۀ فقرا ومخلص ایشان است ازاین حکایات هم می گوید. حکایتی دربارۀ ملاها از قول حاجی شیخ هادی نقل می کرد وآن این است که وقتی تاجری پسرش ناخوش شد. همه قسم نذر برای شفای اوکرد مثمر نشد. ازجمله نذرکرد که صد تومان به شقی ترین مردم بدهد. اتفاقاً پسرشفا یافت و تاجر خواست نذرخود را ادا کند. با دوستان خود مشورت کرد که قسی ترین مردم کیست. بعد از فکرها گفتند کدخدای محلّه چون مرد جابری است باید شقی ترین مردم باشد. حاجی این را پسندید و صد تومان را برداشته نزد کدخدا رفت و اظهارمطلب نمود. کدخدا گفت راست است که من مرد شقی هستم ولی مطیع کلانترم و اوازمن شقی تراست، به اوباید برسد. تاجرنزد کلانتر رفت. او محول به حاکم کرد و قس علی هذا تا به شاه رسید. شاه گفت من خیلی شقی هستم ولی فرّاش شریعتم. باید این نذر به ملا برسد. تاجرنزد ملا رفت اظهار مطللب نمود. آقا تغیر کرد که این چه تکلیفی است به من می کنی. تاجر< ترسیده خواست > برگردد. آقا صدا کرد که بیا مؤمن. چون تو آدم خوبی هستی ونذری کرده ای و باید وفا کنی من کاری می کنم که هم نذرادا شود وهم صورت شرعی داشته باشد.(۶)

 محمدعلی فروغی، یکی دوسال قبل ازانقلاب مشروطه، مردم تهران را به تصویر کشیده است. اودر«یادداشتهای روزانه» خود از کار و کردار این مردم به فغان آمده و می نویسد: « درحقیقت شهربدی شده است. شخص نمی تواند حفظ مراتب خود را بنماید. هرنانجیب بی شرمی بر انسان مسلط است. سید، درویش، گدا. آخوند، ازآن طرف تمام مردم شهر شغل و حرفۀ ایشان منحصر به دو کار شده: یکی دزدی یکی گدائی. تمام کارهای مردم شکلی از این دوشغل شریف است. ثالثی هم اگر بخواهیم برای آن پیدا کنیم غارت گری. اگر چه آن هم نوعی از دزدی است. این اواخرجاکشی هم از مشاغل متداول معزز شده است.»(۷ )

ناکفته نماند هم اکنون شهر تهران بعنوان نماد به غارت رفتن منابع طبیعی جنوب کشور و واپس رفتن تولیدات کشاورزی ایران است. این شهر، تحت دیوانسالاری گسترده کشوری و لشکری فاسد و بازار دلالی و سوداگری،  بسان انگل، بزرگ و بزرگ تر گشته است.

 

محسن فروغی فرزند محمد علی فروغی، در گفتگو با دکتر باقرعاقلی می گوید: «در تابستان ۱۳۱۹٫٫٫ وقتی فرشته، خواهرم ماجرای بیماری شوهرش [پسرمحمّدولی خان اسدی، در زندان بیرجند] را برای پدر [فروغی] بیان می‌کرد… پدرم او را به بردباری و آرامش دعوت می‌کرد… در این موقع مرحوم عموجان [ابوالحسن فروغی] که حاضر بود و با دقّت به حرف‌های برادرزادۀ خود گوش می‌داد رنگش برافروخته گردید. با وجود احترام فوق‌العاده‌ای که برای برادرش [محمّد علی فروغی] داشت با صدای لرزان و عصبانی خطاب به پدرم گفت: داداش، شما هم در به وجود آوردن این اوضاع خفقان‌آور مقصّرید. زیربنای این ساختمان جهمنی را شما و چند نفر دیگر بنا کردید، حالا دختر خودتان پاداش خدمات شما را دریافت می‌کند. پدرم با مهربانی جواب داد: من مقصّر نیستم، ولی گول خوردم.* این مرد(رضاشاه) درابتدای سلطنت دم از قانون می‌زد و می‌گفت کارها باید در پناه قانون باشد. نباید کسی کار غیرقانونی انجام دهد. حالا فهمیدم که آن گفته‌ها و تظاهرات برای اغفال بنده وامثال من بود… »!(۸)

 آیا شما این استدلال را ازذکاءالملک با ذهنیت قوی، هوش و ذکاوت و خرد تجربه گرا قبول می کنید!؟ یا او با قهربنام « امنیت» همسو شده بود و آن را مامای تحول می پنداشت!؟

*****

خواننده گرامی! شانزدهمین جلد ازسری مجلدّهای«مصدق، نهضت ملی ورویدادهای تاریخ معاصر ایران»، پیش روی شما است.

 سرنوشت تیمورتاش دررابطه باقراردادنفت وبه قتل رساندن او، تمدید قرارداد ننگین دارسی واستراتژی نفت وانرژی غرب منطقه خلیج فارس وخاورمیانه پرداخته ودردسترس شما خوانندگان ارجمند قرار می دهم.

درجلد پانزدهم « مصدق، نهضت ملی و رویدادهای تاریخ معاصر ایران »در بارۀ تاریخ نفت، امتیاز دادن به دارسی درزمان مظفرالدین شاه آورده شد، دراینجا جا دارد به خاطرات سِرآتورهاردینگ وزیرمختاربریتانیا(**) که واسطه امتیازدارسی با حکومت وقت ایران بود اشاره کنم که نشانگر دخالت انگلیسها در سیاست داخلی ایران است و درمتن خاطرات آمده است: « اولین کارو اقدام مهم من، که چند ماهی پس ازورودم به تهران انجام گرفت، گرفتن امتیازی مهم به نام یک شرکت بریتانیایی بود که نفت نواحی جنوب ایران را استخراج کند. با اینکه ازمدتها پیش حدس زده می شد که منابع زیرزمینی نفت به مقادیری کلان درکرانه های خلیج فارس وجود دارد، ولی تا این تاریخ هیچ گونه اقدام جدی برای سرمایه گذاری دراین زمینه واستفاده ازذخایرسرشارنفتی ایران به عمل نیامده بود.

سرهنری درامندولف (ازاسلاف من در تهران) عقیده داشت…وعقیدۀ اومورد تأیید یک سرمایه دارارمنی ایرانی به نام کتابچی خان بود…که به احتمال قوی ذخایر فراوان نفت نه تنها درجنوب ایران بلکه در مناطق باختری این کشور(مرزایران وترکیه) هم وجود دارد که به اکتشاف وبهره برداری اش می ارزد واین همان منطقه ای است که شاهراه بزرگ زوار، که از راه همدان به بغداد می رود، از آنجا می گذرد. در نتیجه، سرهنری ولف نامه ای به من نوشت و درضمن آن حامل نامه را، که شخصی به نام مستر ماریوت بود، معرفی وتوصیه کرد از نفوذ و موقعیت خود در ایران برای تحصیل امتیازی به نام یک سرمایه داراسترالیایی( که این شخص نماینده اش بود) استفاده کنم. وی(درامند ولف) در نامه اش اشاره کرده بود که خود مسترماریوت جزئیات وهدفهای اصلی مأموریتش را حضوراً برایم تشریح خواهدکرد.

طریقه ای که برای نیل به مقصود وگرفتن این امتیازدرنظرگفته شده بود، وبه نظرم استحقاق داشت از طرف سفارت پشتیبانی شود، این بود که اولیای شرکت موردنظربا تخصیص مقداری ازسهام همین شرکت به جمعی ازاعضای متنفذ حکومت ایران – ازجمله به خود صدراعظم میرزا علی اصغرخان امین السلطان – نظرموافق کابینه را با پیشنهادی که قراربود به اعضای آن تسلیم شود جلب کنند و امتیاز استخراج این مادۀ گرانبها را در ایالات نفت خیز ایران به دست آورند.

 من بیدرنگ امین السطان را ملاقات وجداً توصیه کردم که نسبت به اعطای این امتیاز، که تقاضای رسمی برای گرفتن آن مستقیماً از طرف کتابچی خان تسلیم صدر اعظم شده بود، نظرموافق مبذول دارد. در این تقاضانامه، اگر جزئیاتش درست به خاطرم مانده باشد، شرکت آتی نفت انحصاراستخراج این ماده را درسراسر ایران به جز دراستانهایی که هم مرز روسیه بودند یعنی، آذربایجان و گیلان و مازندران و خراسان، برای خود درخواست کرده بود و سرمایه داری که قرار بود این امتیاز را بگیرد، یکی از ثروتمندان مشهور استرالیایی به نام دارسی بود که سرمایه های هنگفت برای استخراج معادن مختلف دراسترالیا و جاهای دیگر به کار انداخته و ازاین راه ثروتی کلان به چنگ آورده بود. این مرد اکنون حاضرشده بود بخشی ازسرمایۀ خود را برای استخراج معادن نفت جنوب ایران به کار اندازد.

 صدر اعظم، با توجه به سهامی که برای خودش در نظر گرفته شده بود، اظهار داشت که شخصاًهیچ گونه مخالفتی با اعطای این امتیاز به مستر دارسی ندارد، ولی پییشنهاد کرد برای جلوگیری از بعضی اشکالات آتی، که ممکن است روسها ایجاد کنند، قبلاً نامه ای به امضای وزیر مختار بریتانیا – منتها به زبان فارسی – که در آن رئوس امتیاز مورد نظر تشریح شده باشد تنظیم و بیدرنگ به دفتر اتابک فرستاده شود. صدراعظم کاملاً از این موضوع خبر داشت که شخص وزیرمختار(مسیوآرگوروپولو) قادربه خواندن نامه های فارسی (مخصوصاً هنگامی که مطالب آن به خط شکسته نوشته شده باشد) نیست، چون این خط شکسته را حتی استادان زبان فارسی هم غالباً به اشکال قرائت می کنند. درعین حال بنا به اطلاعی که جاسوسان ویژه صدراعظم دراختیارش قرارداده بودند، دبیرشرقی سفارت روس (مسیواشتریتر) که تنها کسی بود درآن سفارت که می توانست خط فارسی را بخواند، درعرض همان روز یا فردایش قراربود مقر تابستانی سفارت روس درزرگنده را ترک کند وچند روزی درکوهستانهای اطراف تهران وحوالی جاجرود به شکاروتفریح بپردازد. با استفاده ازراهنمایی امین السلطان، سفارت انگلیس نامۀ مورد نظررا بیدرنگ تنظیم و به دفترصدراعظم ارسال کرد و او بعداً همان نامه را همراه با یادداشتی به خط خود پیش وزیرمختارروسیه فرستاد. در این نامه، همچنان انتظارمی رفت، برای مدتی نزدیک یک هفته، بی آنکه مترجمی دردسترس باشد که مفاد مهم آنرا برای وزیر مختار ترجمه کند، سر بسته و نخوانده روی میزمسیوآر گوروپولو باقی ماند تا اینکه دبیر شرقی سفارت ازسفر شکاربرگردد ومضمون نامه را به عرض مافوقش برساند.

 دراین ضمن تمام اعضای حکومت ایران، سکوت وزیرمختارروسیه را علامت « رضاء شمردند و از پیشنهاد صدر اعظم، که موافق اعطای امتیاز نفت به شرکت بریتانیائی بود، پشتیبانی کردند و این امتیاز را به سرمایه داراسترالیایی دادند. مسیوآرگوروپولو، موقعی که اطلاع پیدا کرد چه تصمیم مهمی از طرف دولت ایران به نفع انگلیسیها گرفته شده است، فوق العاده عصبانی شد. ولی صدراعظم مسئولیت عمل را ازگردن خود برداشت وعذرآورد که اوازکجا می دانسته است که مترجم فارسی سفارت برای شکاروهوا خوری به خارج از تهران رفته است؟! در قبال این وضع، وزیرمختارروسیه ناچارشد عمل انجام یافته را بپذیرد، ولی در ضمن به صدراعظم گوشزد کرد که دولت متبوع وی این حق را برای خود محفوظ نگاه می دارد که برای این عملی که به نفع بریتانیا صورت گرفته درموقعش غرامتی مکفی درخواست کند. پیدا کردن دستاویز برای این منظورمدتی طول کشید، ولی سرانجام به دست آمد. خلاصۀ آن ازاین قراربود که جوانی اسکاتلندی به نام مک لین که درآن تاریخ سمتی نسبتاً مهم در وزارت دارایی ایران داشت، ناگهان آماج تلافی وزیرمختار روسیه قرار گرفت. وی شروع به فشار آوردن به امین السطان کرد که این کارمند بریتانیائی حتماً باید ازسمتش برکنار شود و درتوجیه در خواست خود پروردۀ اعلام کرد که این عمل نوعی اقدام متقابل در مقابل نیرنگ بازی انگلیسی هاست که به روسها نارو زده وامتیازنفت را گرفته اند. هنگامی که قضیه به گوش من رسید با این عمل دولت ایران که حاضرشده بود مک لین را از خدمت برکنار کند، به شدت مخالفت کردم و برای اولین بار از تاریخ انتصابم به سمت وزیرمختاری در ایران، مصاحبه ای بسیارتند و ناگوار با صدراعظم داشتم که درضمن آن مشارالیه کوشید مرا متقاعد کند که انفصال این مستخدم اسکاتلندی فقط ناشی ازملاحظات صرفه جوئی درمخارج دولتی بوده و احساسات ضد انگلیسی سفارت روس، که از سن پترزبورگ الهام می گرفت، نقشی در این قضیه نداشته است. و به هرتقدیر فقط خود اعلیحضرت ( مظفر الدین شاه ) می توانسته است. این دلیل آخری ( که گیرندۀ تصمیم در این گونه موارد خود شاه است. البته به ظاهر صحیح بود، به طوری که من ناچار شدم برای خثنی کردن نقشه روسها و نگاه داشتن مک لین در ایران تحت فشار سفارت روس این کارمند جوان را از کاربرکنارکرد، دیگربرایم جای تردید باقی نماند که درآتیه، هرجا که پای منافع روسیه در کار باشد، ابداً نمی توان به بیطرفی امین السلطان واستقلال او درعمل اطمینان کرد. و خود شاه هم ) که به حقیقت نوعی بچۀ سالمند بود. چیزی نیست جز ساقه ای شکسته که آماده است درمقابل هربادی بلرزد. حتی به این نتیجه رسیدم که دستگاه سلطنت ایران خودش، به علت طول زمان و سوء ادارۀ کارها، کاملاً از حیز احترام افتاده است و همیشه حاضر است در مقابل هردولت خارجی که رشوۀ بیشتری بدهد، یا اینکه زمامداران فاسد و بیدفاع کشور را با نعره ای مهیب تر بترساند، سر تسلیم فرود آورد.» (۹)

 الول ساتن نویسنده انگلیسی در کتاب« نفت ایران» اذعان می کند که: « شرکت نفت انگلیس و ایران تجسم و خلاصه ای از دخالت بیگانگان بود. این مؤسسه یکی از بزرگترین منابع و ثروت ایران را در اختیار داشت و از آن بهر برداری می کرد و در ازای میلیونها که از کشورمی برد مبلغ ناچیز به دولت می داد. با چنان استقلالی رفتار می کرد که دولت ایران از هیچ رئیس ایل وقبیله ای هر قدرهم مقتدر بودتحمل نمی نمود. در طرز رفتار با ایرانیان از عالی و دانی چنان نخوتی نشان می داد که برای نژادی که بیش ازهر وقت به عظمت گذشتۀ خود فخر می کرد و به آیندۀ درخشان خود اعتماد داشت قابل تحمل نبود. »(۱۰)

ساتن می نویسد:« پس ازجنگ جهانی اول، سه رقیب عمده بازارهای جهانی عبارت بودند ازشرکت نفت انگلیس وایران، رویال داچ – شل وشرکت نفت استاندارد نیوجرسی. رقابت بین دوشرکت اول به زودی به ادغام تسهیلات بازارهای آنها درسراسرجهان ازبین رفت وعملاً تاسال۱۹۲۸ / ۱۳۰۷ کامل شد.  این تحول، به لحاظ زمینه های سیاسی وازنظرمنافعی که شرکت نفت برمه ازگذشته درگروه شل داشت، عملاً غیرمنتظرنبود. پیش ازسال ۱۹۱۹ / ۱۹۲۸ دلایلی برای این تصور وجود داشت که دولت بریتانیا ازطریق«کمیته سلطنتی سیاست گذاری نفت» Petroleum Imperial Policy Cmmittee) می کوشید تا منافعی شبیه به انچه در شرکت نفت انگلیس وایران به دست آورده بود در گروه رویال داچ – شل به دست آورد. دراین کمیته سرجان کدمن، سرفردریک بلک و دیگران عضویت داشتند. البته معلوم نیست که آیا دولت دراین کارموفق شد یا خیر. اما، ای. جی. پرتی من که برای آخرین بار در ژوئیه ۱۹۱۹ / تیر ۱۲۹۸، نیروی دریایی را ترک کرده بود، در ۷ مه / ۱۷ اردیبهشت همان سال  اظهارداشت که دولت درآستانه به دست آوردن کنترل نیمی از ذخایر نفت جهان است. این گفته تنها می توانست به ذخایری اشاره داشته باشد که متعلق به دوگروه بزرگ بریتانیایی، و بریتانیایی – هلندی بود.

 چند سال بعد جریان تقریباً برعکس شد. درطول سال ۱۹۲۳ / ۱۳۰۲ مذاکرات موفقیت آمیزی بین دولت بریتانیا ومدیرات نفت انگلیس وایران، شرکت نفت برمه وگروه رویال داچ – شل انجام شد. در نتیجه این مذاکرات، اطلاعیه ای درماه نوامبر / آبان صادر شد مبنی بر اینکه دولت تصمیم گرفته است سهام خود را درشرکت نفت انگلیس و ایران واگذارکند. متعاقباً افشا شد که این مسئله به این معنی است که قراراست شرکت نفت برمه سهام دولت را خریداری کند و سپس به گروه رویال داج – شل بپیوندد. دراین هنگام ۶۰ درصد مالکیت گروه اخیرمتعلق به هلند، و۴۰ درصد متعلق به شرکتهای بریتانیایی بود.

با پیوستن شرکت جدید بریتانیایی، بیشترین آرا متعلق به بریتانیا می شد وبه این ترتیب به جای دولت، شرکتهای خصوصی بریتانیا کنترل« نیمی ازذخایرنفت دنیا» را به دست می آوردند. سر چارلزگرنیوی نسبت به اطلاعیه، اظهاربی اعتنایی کرد. درهرصورت، درماه ژانویه / دی، دولت جدید کارگری، سیاست دولت پیشین خود راتغییرداد. این اقدام، خشم پنهانی مدیران شرکت نفت برمه را بر انگیخت. مواضع دولت کارگری بریتانیا درملی کردن شرکیتهای خصوصی آن کشور، مغایرت آشکاری رابا موضع سرسختانه آن دولت دربرابر ملی کردن صنعت نفت ایران درسال ۱۹۵۱ / ۱۳۳۰ نشان می دهد.

به هرحال، تا سال ۱۹۲۸ / ۱۳۰۷ دوشرکت عظیم بریتانیای برای دستیابی به مقاصد وهدفهای خود مشترکاً درسراسرجهان عمل می کردند. مرحله بعد حذف رقابت وهمسو کردن آمریکایی ها دراین زمینه بود. شرکت نفت استاندارد نیوجرسی سخنگوی قسمت اعظم شرکتهایی بود که علاقه مند به منابع و بازارهای خارجی بودند. درگزارش کارتل بین الملل نفت که به وسیله کمیسیون تجارت فدرال  ایالات متحده درتابستان ۱۹۵۱ – ۱۳۳۰ تهیه شده چنین آمده است:

لزوم کنترل بیتشر بازارهای پخش دراواسط دهه ۱۹۲۰ / ۱۲۹۹احساس می شد. در آن هنگام آشکار شد که کنترل تولید، حتی درمیان بزرگترین شرکتها، مبنای نارسایی برای کنترل رقابت قیمتها به وجود می اورد. زیرا ناگهان جنگ قیمت بین دو شرکت از بزرگترین شرکتهای بین المللی درآسیا آغاز شد. ازآن پس درسال ۱۹۲۸ / ۱۳۰۷ توافقی برای ایجاد یک کارتل بین المللی بین شرکتهای اصلی بین المللی شکل گرفت. هدف کارتل جلوگیری ازرقابت بازار، در میان اعضا وبا دیگران آن هم ازطریق کنترل تولید وصادرات بود. با وجود این قرارداد، فعالیت آن دسته از شرکتهای مهم و مستقل که طرف این قرارداد نبودند، به صورت گستردهای غیرقابل کنترل باقی می ماند وپس از آن موافقت نامه های دیگری تنظیم شد. دراین موافقت نامه ها قرارشد که، اولاً، ازرقابت طرفهای اصلی بیشتر جلوگیری شود، ثانیاً، به وسیلۀ توافقهای بازریابی محلی که جداگانه تنظیم می شد، کنترل راههای بین المللی به فعالیت شرکتهای مستقل گسترش یابد، درعین حال، این اقدامات تا آنجا ممکن است براساس اصول و رویه هایی انجام یابد که از جانب طرفهای اصلی قرارداد مورد توافق قرارگرفته است.

 اولی قرارداد به وسیله سرهنری دیتردینگ ازرویال داچ – شل، سرجان کدمن ازشرکت نفت انگلیس – ایران و والتر سی. تیگل (Walter C. Teagle) ازشرکت نفت استاندارد نیوجرسی در۱۷ سپتامبر ۱۹۲۸ / ۲۶  شهریور۱۳۰۷، امضا شد که اصول زیر را مقرر می داشت:

– پذیرش حجم موجود کار به وسیله شرکت کنندگان، وموفقت برای افزایشهای متناسب.

–  استفاده مشترک از تسهیلات موجود برای تولید، تصفیه وغیره، براساس هزینه تمام شده.

– پیش بینی ساخت تسهیلات اضافی که تنها برای تدارک تقاضای افزایش یافته عامه لازم است.

 – تولید، برتری شرایط جغرافیایی خود راحفظ کند. به عبارت دیگر، قیمتها درمحل اصلی یکسان و هزینه حمل و نقل به آنها افزوده شود. به ترتیبی که انحصارنزدیکترین بازارها رااز لحاظ جغرافیایی به هرمنطقه تولدی واگذارکند. (موافقت نامه به نتیجه منطقی این قرارداد اشاره نکرده است که مصرف کنندگان دردیگر مناطق تولیدی مانند

خاورمیانه، علی رغم هزینه تولید ارزانترنفت خود، باید قیمت پایه سطح جهانی را بپردازد.)

– تدارکات ازنزدیکترین منطقه تولیدی تامین شود.

– « مازاد تولید» باید قطع شود ونباید برای درهم ریختن ساخت قیمت درمناطق جغرافیایی دیگر، به کارگرفته شود.

– از اقداماتی که به لحاظ مادی موجب افزایش هزینه ها می شود باید جلوگیری به عمل آید.

 اگرچه این سند به شکل قرارداد مناسبی هرگز رسمیت نیافت، مبنای موافقت نامه هایی شد که در خلال هشت یا نه سال بعد بین شرکتهای مختلف مورد علاقه به امضا رسید. علاوه برسه شرکتی که محرک اولیه این طرح بودند، سیاستهای کلی این موافقت نامه درفواصل مختلف ازطرف بیشتر  شرکتهای عمده نفت امریکایی فعال در خارج از امریکا و حتی برای مدت کوتاهی در دهه ۱۹۳۰ / ۱۳۰۹ از سوی شرکت نفت روسیه پذیرفته شد. جریان جذب و دفع، تدریجاً تعداد شرکتهای درگیر را کاهش داد. تا اینکه در سال ۱۹۴۹ / ۱۳۲۷ کارتل بین المللی نفت از هفت شرکت زیرتشکیل شد: شرکت نفت انگلیس و ایران، گروه رویال داچ – شل، شرکت نفت استاندارد نیوجرسی، شرکت نفت استاندارد کالیفرنیا، شرکت نفت سوکونی – وکیوم، شرکت نفت گلف و شرکت تگزاس.

 کارتل نفت سلطه گسترده ای برذخایرنفتی جهان داشت. به استثنای ذخایرایالات متحده، روسیه و مکزیک که به ترتیب، دراولی شرکتهای متعدد کوچک بزرگ محلی به کار تدارک احتیاجات مردم  امریکا پرداخته بودن، در دومی شرکت دولتی نفتی صادرنمی کرد یا صادراتش اندک بود و در سومی،  تولید نفت ملی شده و روندی رو به کاهش داشت، کارتل نفت درسال ۱۹۴۹/ ۱۳۲۸ – پیش از جدا شدن ایران- ۹۲ درصد ذخایرنفت جهان، ۸۸ درصد تولید جهان، ۷۷ درظرفیت پالایش،  ۷۰ درصد ظرفیت تانکرهای تحت مالکیت خصوصی ودربعضی نقاط حدود ۹۹ درصد سازمانهای بازاریابی را کنترل می کرد.

به این ترتیب هیچ توسعه ای درهیچ بخشی بدون موافقت تمام اعضای کارتل نمی توانست صورت بگیرد. برعکس، درصورت اقتضای شرایط، تدارکات و تسهیلات می توانست با طرطهای هماهنگ  افزایش یابد یا آنچه که برای مقاومت کارتل مصلحت نبود ازهریک ازاعضا سلب شود.

 این شرایط،  عامل عمده ای درخفه کردن تولید نفت ایران پس ازملی شدن آن درسال ۱۹۵۱ / ۱۳۳۰ بود.»(۱۱)

۱۹ تیر، ۱۳۹۹

گزارش رویترز از «روز به روز فقیرتر شدن» مردم ایران

خبرگزاری رویترز در گزارشی میدانی که روز سه‌شنبه ۱۷ تیر از وضعیت معیشتی مردم در ایران منتشر کرده به بررسی تأثیرات بحران سقوط ارزش پول ملی بر وضع اقتصادی ایرانیان پرداخته است. این گزارش را در زیر می‌خوانیم:

«مریم حسینی، معلم بازنشسته و مسن ایرانی در آخرین تلاش‌های خود برای رساندن هزینه شهریه دانشگاه به دخترش در خارج، همه پس‌انداز خود را از بانک بیرون کشید و با آن دلار خرید.

اما آن هم کافی نبود. دخترش که سه سال از درس دانشگاهش باقی مانده ناچار شد برنامه‌های آینده خود را کنار گذاشته و به ایران برگردد.

داستان بی‌پول شدن خانواده حسینی داستان هرروزه بسیاری از خانواده‌های ایرانی است که برای تأمین مالی فرزندانشان از پس‌انداز خود زده و برای آنها دلار می‌فرستند.

خانم حسینی می‌گوید: دخترم مجبور است آرزوی تحصیل در خارج را به خاک بسپرد و برگردد. من دیگر از پس هزینه‌ها بر نمی‌آیم.

دلیل بی‌پول شدن خانم حسینی سقوط شدید ارزش ریال ایران به پایین‌ترین نرخ خود نسبت به دلار آمریکاست.

این سقوط ارزش نه تنها زندگی در ایران را بسیار گران‌تر کرده بلکه سرپا نگه داشتن اقتصاد کشور را در مسیر تندباد تحریم‌های فلج‌کننده ایالات متحده و ویروس جدید کرونا به امری بسیار دشوار تبدیل کرده است.»

برداشت از ذخایر، تا کی؟

خبرگزاری رویترز اشاره می‌کند که هر دلار در ایران در رکوردی تاریخی از مرز ۲۰ هزار تومان گذشته و پس از آن نیز به طور خزنده در حال افزایش است.

این خبرگزاری ادامه می‌دهد:

«سقوط ارزش ریال ایران در هفته‌های اخیر، بانک مرکزی را مجبور کرد تا صدها میلیون دلار برای تثبیت ریال وارد بازار کند.

عبدالناصر همتی، رئیس بانک مرکزی ایران، این مداخله را ‘معقولانه و هدفمند’ توصیف کرده است.

آقای همتی می‌گوید که بانک مرکزی ذخایر خارجی کافی دارد اما به میزان این ذخایر اشاره‌ای نکرده است.

اقتصاددانان هم می‌گویند که برای رویارویی با کسری بودجه ناشی از بحران اقتصادی، ایران ناچار خواهد بود از آن ذخایر برداشت کند، اما این به نوبه خود توان ایران برای مهار تورم را ضعیف می‌سازد.

گاربیس ایرادیان، اقتصاددان ارشد مؤسسه بین‌المللی مالی، می‌گوید که ذخایر خارجی ایران برای تزریق به بازار محدود است و با این کار نیز نخواهد توانست کاهش ارزش پول کشور را مهار کند، به ویژه با وجود تحریم‌های ایالات متحده و انزوای ایران در جامعه جهانی.»

رویترز ادامه می‌دهد که «از زمان خروج ایالات متحده از توافق هسته‌ای با ایران، واحد پول ایران ۷۰ درصد از ارزش خود را از دست داده است.

دولت ایران برای جبران این وضعیت چند نرخ مختلف برای تبدیل ارز در نظر گرفته تا به‌ویژه از فشار مالی بر واردکنندگان بکاهد.

اما در بازار آزاد، پس از آخرین مداخلات از سوی بانک مرکزی هم، ریال همچنان به سقوط خود ادامه داده است.

یکی از دلایل تازه‌‌ترین افت ارزش تومان، تنش بین جمهوری اسلامی و آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای در مورد مسئله اجازه بازرسی از دو سایت مشکوک هسته‌ای ایران است. دلیل دیگر نیز به آسیب‌های اقتصادی ناشی از ویروس کرونا برمی‌گردد.»

یک دگرگونی عمیق؟

رویترز می‌نویسد که این سقوط‌های پی‌درپی در ارزش پول می‌تواند نشانگر یک دگرگونی عمیق‌تر باشد.

این خبرگزاری ادامه می‌دهد:

«نیلس دِهوخ، اقتصاددان در آترادیوس، یک شرکت بیمه اعتبار تجاری، می‌گوید که یک عامل اساسی‌تر در اقتصاد ایران، تغییر الگو از وجود ذخایر اضافی سنتی به حالت کسری بودجه در سال ۲۰۲۰ است که به خاطر کاهش شدید درآمدهای نفتی پدید آمده است.

او می‌گوید که برآورد می‌شود بانک مرکزی ایران هنوز ذخایر کافی برای پشتیبانی از ریال را داشته باشد اما با ادامه یافتن کمک آنها به رفع کسری‌های بودجه، این ذخایر نیز در حال ته کشیدن است.

ایران که در آوریل ۲۰۱۸ هنوز بیش از دو و نیم میلیون بشکه در روز نفت صادر می‌کرد به خاطر تحریم‌های آمریکا تخمیناً اکنون بین ۱۰۰ هزار تا ۲۰۰ هزار بشکه بیشتر نمی‌تواند صادر کند.

صندوق بین‌المللی پول تخمین می‌زند که ایران در حدود ۲۰ میلیارد دلار از ذخایر مالی خود را امسال و ۱۶ میلیارد دلار دیگر را سال آینده برداشت خواهد کرد.»

روز به روز فقیرتر

رویترز می‌نویسد: «برآورد می‌شود که کسری بودجه دولت ایران تا مارس ۲۰۲۱ به ۱۰ میلیارد دلار بالغ شود. این برآوردی است که مسعود خوانساری، رئیس اتاق بازرگانی تهران در گفت‌وگو با رسانه‌ها اعلام کرده است.

او اضافه کرده است که افزایش کسری بودجه و تأمین پولی، تورم را بیشتر خواهد کرد، قدرت ریال را پایین‌تر خواهد آورد و قدرت خرید مردم نیز افت خواهد داشت.

به گفته تاجری در تهران به نام سروش که نخواسته نام خانوادگی‌اش فاش شود، دولت ایران از مردم خواسته تا از تومان فرار نکنند و ارز خارجی نخرند و بیشتر صرافی‌های مرکز شهر نیز از فروش دلار به مشتریان خودداری می‌کنند.

او توضیح داد که وقتی قیمت دلار نسبت به تومان بالا رفت مردم برای خرید دلار به صرافی‌ها هجوم آوردند اما الان وضع آرام‌تر شده است.»

رویترز اضافه می‌کند که «اکنون در ایران تعداد کسانی که از سختی اقتصادی در امان می‌مانند کمتر شده است. از نخبگان تجاری گرفته تا کارگران معمولی اکنون همه تأثیر سقوط ارزش پول را حس می‌کنند.

با افزایش مالیات، کاهش یارانه‌ها، محدودیت دسترسی به بازارهای خارجی به خاطر تحریم و دشواری دست یافتن به ارز لازم برای بازرگانی، هرروزه کسب و کارهای بیشتری از برخورد با مشکلات عدیده خبر می‌دهند.

صاحب یکی از مبل‌سازی‌های شهر رشت، در شمال ایران، می‌گوید که بحران ارز و تحریم‌های تجاری ما را فلج کرده است. در زمینه ماده خام هم الان کمبود داریم.

قیمت کالاهای اساسی مثل نان، گوشت و برنج روز به روز بیشتر می‌شود. گوشت با قیمت ۱۰ دلار در هر کیلو الان برای بسیاری دیگر قابل پرداخت نیست. رسانه‌ها مرتباً در مورد اخراج کارگران یا اعتصاب کارگرانی که ماه‌هاست حقوقی دریافت نکرده‌اند گزارش می‌دهند، از جمله در کارخانه‌هایی که صاحب آنها دولت است.

رضا محمودزاده، از کارمندان دولت، می‌گوید: زندگی بسیار گران شده و حقوق‌ها دیگر کفاف نمی‌دهد. ما هر روز داریم فقیرتر می‌شویم.

با برآوردی که صندوق بین‌المللی پول از تورم ایران کرده یعنی برآورد ۳۴.۲ درصدی تورم برای سال جاری، بیشتر ایرانیان باید خود را برای افزایش بازهم بیشتر قیمت‌ها آماده کنند.

در همین حال حاکمان مذهبی ایران قصد دارند از سر برآوردن دوباره ناآرامی‌ها به شکل خیزش نوامبر ۲۰۱۹ جلوگیری کنند؛ ناآرامی‌هایی که به خاطر سختی اقتصادی شروع شد اما شکل سیاسی به خود گرفت و طی آن معترضان خواهان برکناری مقام‌های ارشد حکومتی شدند.»

۱۸ تیر، ۱۳۹۹

تنش تهران و کی‌یف درباره هواپیمای مسافربری؛ اوکراین: از روز اول می‌دانستیم باید به دادگاه لاهه برویم

ر حالی که ‌معاون وزیر امور خارجه ایران ‌می‌گوید تهران در پرونده هواپیمای مسافربری اوکراین که با شلیک پدافند سپاه پاسداران، منهدم شد «حسن نیت زیاد» نشان داده است، معاون وزیر خارجه اوکراین ضمن انتقاد از تعلل تهران، دوباره درباره شکایت از ایران به دادگاه لاهه هشدار داد.

محسن بهاروند، معاون حقوقی و بین‌الملل وزارت امور خارجه ایران، سه‌شنبه ۱۷ تیر در گفت‌وگو با خبرگزاری میزان در این‌باره گفت: «هر کشوری که در این موضوع بخواهد شیطنت انجام دهد به ضرر خودش تمام می‌شود. ما قبلا با حسن نیت و به درخواست اوکراین موافقت کردیم که جعبه سیاه هواپیما به اوکراین منتقل شود.»

او درباره اختلاف نظرها درباره ارسال جعبه سیاه افزود: «به هر حال گاهی حسن نیت زیاد باعث سوء‌تفاهم طرف مقابل می‌شود.»

بهاروند بدون هیچ‌گونه توضیحی در مورد جزئیات، اشاره کرد تهران پیش‌نویسی در ارتباط با بازخوانی جعبه سیاه به اوکراین ارائه کرد که، به گفته او، اوکراین وارد آن نشد.

این مقام وزارت امور خارجه ایران در ادامه افزود به دلایلی، از جمله «عدم توانایی خوانش جعبه سیاه»،‌ «احتمال انتقال آن به کشور ثالث» و «تلف کردن وقت» از سوی اوکراین، ایران تصمیم گرفت جعبه سیاه را به فرانسه بفرستد.

به گفته بهاروند، قرار است جعبه سیاه در روز ۳۰ تیرماه به فرانسه منتقل شود.

بهاروند همچنین موضوع توافق درباره پرداخت غرامت به خانواده‌های کشته‌شدگان خارجی این هواپیما را رد کرد. روز پنجشنبه، آن لینده، وزیر خارجه سوئد، اعلام کرده بود تهران پذیرفته است به خانواده قربانیان خارجی این حادثه غرامت بپردازد.

معاون حقوقی وزارت امور خارجه در ادامه فایل صوتی منتسب به گفت‌وگوی یک مقام ارشد ایرانی با خانواده یکی از کشته‌شدگان درباره شب حمله به پایگاه نظامی آمریکا در عراق و شلیک به هواپیما را فاقد «وجاهت و سندیت» عنوان کرد.

شبکه سی‌بی‌سی کانادا پیش‌تر اعلام کرده بود بر اساس یک فایل صوتی منتشر‌شده، بالاترین مقام‌های جمهوری اسلامی برای فاش نشدن برنامه حمله به پایگاه آمریکا در عراق در حین فعالیت‌های شدید نظامی، به هواپیماهای مسافربری اجازه پرواز دادند که در نتیجه آن، به پرواز ۷۵۲ شلیک شد و ۱۷۶ سرنشین آن جان باختند.

اوکراین: ایران به چهار درخواست مذاکره پاسخ نداد

در حالی که بهاروند از تعلل طرف اوکراینی در مذاکره درباره این پرونده سخن گفته است، یوین ینین،‌ معاون وزیر خارجه اوکراین،‌ می‌گوید این طرف ایرانی بوده است که با وجود چهار درخواست «مذاکره در اولین فرصت ممکن»، هنوز پاسخی نداده است و تمایل به مذاکره را فقط در مصاحبه‌‌ها اعلام می‌کند.

معاون وزیر خارجه اوکراین در همین زمینه گفت: «از روز اول، می‌دانستیم که دیر یا زود باید به دادگاه سازمان ملل متحد برویم.»

او که پیش‌تر نیز درباره شکایت بین‌المللی از تهران در همین پرونده هشدار داده بود، در ادامه افزود اوکراین در این زمینه نیاز دارد یک «تیم قوی وکلا» استخدام کند.

ینین گفت ایران را در صورت تشکیل پایه شواهد مناسب، می‌توان به «حل‌و‌فصل پیش از موعد» وادار کرد. به گفته این مقام وزارت خارجه اوکراین، «در صورتی که این پایه قوی‌تر باشد، بخت رسیدن به توافق بیشتر خواهد بود».

او اشاره کرد اگر در نهایت تصمیم بر شکایت به دیوان کیفری بین‌المللی باشد، اوکراین این کار را از طریق شورای سازمان بین‌المللی هوانوردی و بر اساس مفاد کنوانسیون شیکاگو، که صلاحیت این دادگاه را تصریح می‌کند، انجام خواهد دا و در ادامه افزود در صورت شکایت، این روند طولانی خواهد بود.

ینین گفت: «اوکراین باید ارزیابی شورای ایکائو را تامین کند تا بعد، بر اساس کنوانسیون شیکاگو، بتواند به دادگاه سازمان ملل متحد مراجعه کند.»

پیش از این نیز یک بار دیگر موضوع بررسی پرونده این هواپیما به تقابل این دو مقام دیپلماتیک تهران و کی‌یف تبدیل شده بود.

در خردادماه سال جاری، در پی سخنان بهاروند مبنی بر «اتمام تقریبی تحقیقات» درباره هواپیمای اوکراین، ینین این ادعا را «نادرست» خوانده و بر لزوم بازخوانی جعبه سیاه تاکید کرده بود.

تصویری از الهاشمی در بیمارستان «ابن النفیس» پس از عملیات ترور او در بغداد، پایتخت عراق

محمود الشمری