۲۵ خرداد، ۱۳۹۹

روایتی تازه از فرجام غمبار آرمین ۱۱ ساله

حادثه مرگ مشکوک پسر ۱۱ ساله کرمانشاهی بار دیگر از زخم کهنه ای حکایت دارد که هر از گاهی سر باز می‌کند تا شاید کم کاری‌ها و غفلت مسئولان نسبت به وظایف‌شان را گوشزد کند. تلنگری که شاید تصمیم سازان جامعه را به این باور برساند که حتی اگر نهاد خانواده نتواند تکالیف و وظایف خود را در قبال فرزندان ادا کند، دستگاه‌های متولی موظف به انجام مسئولیت‌های اجتماعی خود هستند و هرگونه کم کاری و قصور در این زمینه می‌تواند منجر به فاجعه‌ای نظیر آنچه در شهرک جعفرآباد کرمانشاه رخ داد، شود.
به گزارش خبرنگار ایلنا، پدیده شوم خودکشی در بین مردم مناطق غربی کشور صحبت امروز و دیروز نیست. زنان، مردان و کودکانی که تاب و تحمل دشواری‌ها و ناملایمات زندگی را ندارند و فقر و بیکاری و یا حتی خشونت و روحیه مردسالاری و… بر روحیه شکننده آنها غلبه می‌کند، فرجامی تلخ و آزار دهنده را برای خانواده و اطرافیان به یادگار می گذارند.
در این میان چندی است به دلایل مختلف آمار خودکشی در استان ایلام افزایش یافته تا جایی که آسیب‌شناسان حوزه اجتماعی و صاحب نظران مختلف از ایلام به عنوان پایتخت خودکشی یاد می‌کنند.
در همین چند ماهه اخیر دست کم ۱۰ مورد خودکشی در استان‌های غربی رخ داده که اکثر آنها از بین جوانان و نوجوانان این استان‌ها بوده‌اند. از دختر نوجوان ۱۴ ساله و نوعروس ۱۸ ساله گرفته تا جانباز کرمانشاهی و اخیرا نیز آرمین ۱۱ ساله به دلیل فقر مالی و شرایط نامناسب زندگی به شیوه‌های مختلف مرگ را به جنگیدن و مبارزه کردن ترجیح دادند گو اینکه این پاک کردن صورت مسئله است نه حل مسئله.
آرمین، پسربچه ۱۱ ساله کرمانشاهی تازه‌ترین نمونه از پایان غم انگیز یک زندگی است. او که کودک کار بود و به دلیل فقدان مادر در کودکی از مهر مادری محروم ماند و در نهایت مقابل کمبودها و دشواری های زندگی تاب نیاورد و با خوردن قرص متادون به زندگی کوتاه خود برای همیشه پایان داد.
آرمین با بحران عاطفی و خلاء مادر روبرو بود
جعفر دانش‌پرور مسئول نمایندگی جمعیت خیریه امام علی(ع) در کرمانشاه که خانواده آرمین را تحت حمایت دارد و از هر نظر با مشکلات و کمبودهای این خانواده آشناست، درباره این حادثه تلخ به خبرنگار ایلنا می‌گوید: “آرمین” در محله ملاحسینی در بخش حاشیه‌نشین شهرک جعفرآباد کرمانشاه زندگی می کرد.
52
وی افزود: بسیاری از کودکان حاشیه نشین کرمانشاه خانواده‌های محروم و فقیری دارند ولی به هر سختی که هست می‌توانند از کودکانشان نگهداری کنند اما خانواده آرمین به دلیل پاشیدگی ساختار خانوادگی از محبت و گرمی خانواده محروم بود. از طرفی به دلیل اعتیاد پدر و از سوی دیگر فوت زودهنگام مادرش به دلیل بیماری باعث شد این پسر نوجوان دچار خلاء و بحران عاطفی شود.
دانش‌پرور ادامه داد: این خانواده به جز آرمین صاحب ۲ دختر و ۲ پسر دیگر هم هستند که آنها هم درشرایط مناسبی زندگی نمی‌کنند. به گفته خود اعضای خانواده آرمین، بهزیستی دختر ۹ ساله‌شان را در حال تکدی‌گری دیده اند و دیگر دختر این خانواده که نوزاد بوده به مرکز نگهداری این اداره منتقل شده است. البته دختر ۹ ساله خانواده بعد از فوت مادر نزد خانواده بازگشت.
گفته بودیم دختر ۹ ساله نباید پیش خانواده‌اش بماند
مسئول نمایندگی جمعیت خیریه امام علی در کرمانشاه عنوان کرد: بهزیستی با توجه به شناخت ما از محل زندگی خانواده آرمین خواست اطلاعاتی از نحوه زندگی‌شان در اختیار این اداره قرار دهیم که ما جزئیات وضعیت این خانواده را در اختیارشان قرار دادیم و اعلام کردیم که با شرایط موجود خانواده صلاحیت سرپرستی فرزندان را ندارد و بویژه نباید دختر ۹ ساله در کنار این خانواده زندگی کند.
وی ادامه گفت: حتی ما از مسئولان بهزیستی خواستیم که فرزندان پسر این خانواده نیز باید به بهزیستی سپرده شوند. این خانواده یک پسر ۱۷ ساله نیز دارد که همین اواخر به کانون اصلاح و تربیت سپرده شد و آرمین و برادر کوچکترش نیز در کنار پدرشان زندگی می کردند که متاسفانه آرمین فوت کرد.
دانش‌پرور در مورد ابهامات موجود درباره علت مرگ آرمین گفت: به گفته‌ خواهر ۹ ساله آرمین، او مقدار زیادی قرص متادون مصرف کرده و هرچه پزشکان در بیمارستان تلاش کردند نتیجه نداد و او فوت کرد.
53
مسئول نمایندگی جمعیت امام علی در کرمانشاه افزود: اینکه چرا آرمین دست به چنین اقدامی زد و با خوردن قرص خودش را مسموم کرد برای ما مبهم است و باید منتظر نظریه پزشکی قانونی بمانیم که آیا این کار با قصد خودکشی بوده یا نه.
هرگونه مواد مخدر در این منطقه به وفور یافت می شود
وی در مورد مصرف قرص متادون توسط این پسر ۱۱ ساله می‌گوید: نه تنها قرص متادون بلکه انواع مواد مخدر در منطقه جعفرآباد به وفور در دسترس است و به گفته دختر این خانواده در کمتر از ۵ دقیقه دسترسی به هر نوع مواد مخدر به راحتی آب خوردن است. خواهر آرمین می‌گفت بعضی‌ها گفته اند برادرم معتاد بوده؛ حتی اگر معتاد هم بود یک ورق قرص متادون را یک جا نمی‌توانست مصرف کند.
خواهر و بردار آرمین باید به بهزیستی سپرده شوند
دانش پرور ادامه داد: اینکه نحوه مرگ این کودک به چه صورت بوده مهم نیست؛ مهم این است که از قبل ما اعلام کرده بودیم که خانواده آرمین صلاحیت نگهداری از او و دیگر خواهر و برادرانش را ندارند و الان نیز هرچه زودتر فرزندان دیگر خانواده باید قبل از هر اتفاق تلخ دیگری به بهزیستی سپرده شوند. متاسفانه باید بگویم در مناطق حاشیه‌نشین کرمانشاه ده‌ها و صدها کودک همانند آرمین وجود دارد که نیازمند حمایت هستند و ممکن است به سرنوشتی غمبارتر از آرمین دچار شوند. شناسایی و رسیدگی به مشکلات این کودکان برعهده سازمان‌هایی نظیر بهزیستی است که متاسفانه هیچ برنامه و طرحی برای تحت پوشش قرار دادن این قبیل کودکان بدسرپرست ندارد.
خانواده آرمین نان شب هم نداشتند
وی گفت: به دلیل فقر مالی این خانواده از طرف خیریه هر روز برای‌شان غذای گرم تهیه می‌کردیم چون قادر به تهیه غذا نبودند و حتی قاشقی در این خانه برای خوردن غذا وجود نداشت.
دانش پرور بیان کرد: به رغم اینکه اداره بهزیستی شهرستان اعلام کرده آرمین جزو لیست کودکان کار نبوده و این موضوع را تکذیب کرده اما خواهرش می گوید آرمین سر چهار راه‌ها شیشه ماشین‌ها را پاک می‌کرد و خود ما وقتی به منزل شان مراجعه می‌کردیم و جویای حال آرمین می‌شدیم می‌گفتند برای کار بیرون رفته است و بارها خود این دختر ۹ ساله را نیز در خیابان‌های شهر در حال تکدی گری دیدیم.
بهزیستی کرمانشاه: آرمین کودک کار نبود و مرگش خودکشی نبود
به رغم پیگیری‌های خبرنگار ایلنا برای گفت‌وگو با مسئولان اداره بهزیستی کرمانشاه در مورد مرگ آرمین، هیچ‌کدام از مسئولان بهزیستی استان حاضر به پاسخگویی نشدند و به این جمله اکتفا کردند که بهزیستی توضیحاتی را بر روی سایت خود منتشر کرده است. در بخشی از این مطلب درباره حادثه مرگ آرمین آمده است:
۱_ پس از درج خبر در فضای مجازی کارشناسان اورژانس اجتماعی و پایگاه خدمات اجتماعی مستقر در منطقه طی مصاحبه و گفت‌وگو با خانواده با حضور پدر کودک، مادر بزرگ، عمه و عموی وی و بر اساس ثبت اظهارات این افراد اعلام کردند که کودک فوت شده با هیچ‌یک از اعضای خانواده مشکلی نداشته و به هیچ عنوان خودکشی نکرده است، اما اظهار داشتند که وی اخیراً به مصرف متادون مبادرت داشته است. (بدیهی است اظهار نظر در مورد چگونگی فوت کودک را می‌بایست تا حصول نتیجه به مراجع ذی‌صلاح مربوطه واگذار کرد).
از آنجایی که در خبر نیز درج شده است، کودک مزبور تحت حمایت جمعیت امداد دانشجویی امام علی(ع)  بوده و حتی در صورت ظن به اعتیاد یا سوءمصرف دارو در کودک از طریق معرفی به دانشگاه علوم پزشکی و مراکز درمانی این امکان وجود داشت که از اتفاقات بعدی پیشگیری شود.
۲ – یادآور می‌شود که با وجود سه مرکز ارائه دهنده خدمات تخصصی به کودکان کار و خیابان در مرکز استان و تحت حمایت قرار گرفتن عده کثیری از این عزیزان به همراه خانواده‌های آنان، هیچ درخواستی از جانب خانواده و پرونده یا سابقه‌ای تحت عنوان کودک کار برای نامبرده ثبت نشده و تشکل یا مرجعی نیز بدین دلیل وی را به بهزیستی معرفی و ارجاع نکرده است.

۹ هزار زندانی در ایران به ایدز و هپاتیت‌ سی مبتلایند

رئیس سابق سازمان زندان‌های ایران می‌گوید که از مجموع ۲۱۱ هزار زندانی، ۲ هزار نفر مبتلا به ایدز و ۷ هزار نفر مبتلا به هپاتیت‌ سی هستند.
به گزارش خبرگزاری ایسنا، اصغر جهانگیر که روز شنبه ۲۴ خرداد در مراسم تودیع خودش از ریاست این سازمان سخن می‌گفت، از وجود ۲۶۸ زندان در ایران خبر داد.
در سال‌های اخیر گزارش‌های متعددی از نقض حقوق زندانیان، رفتارهای خودسرانه بازجویان و ماموران زندان، خرید و فروش گسترده مواد مخدر در زندان، تراکم بالای جمعیت زندان‌ها و تشدید فشار بر زندانیان سیاسی منتشر شده است.
آقای جهانگیری درباره جرائم زندانیان گفته است که ۳۸ درصد از زندانیان در جرایم مواد مخدر و ۳۰ درصد در حوزه سرقت هستند.
او درباره وضعیت کرونا در زندان گزارشی نداده، ولی گفت که برای جلوگیری از شیوع کرونا به ۱۲۸ هزار زندانی مرخصی داده شده و باید در بازگشت آنها به زندان مراقبت شود، «زیرا ممکن است موج دوم بیماری را داشته باشیم».
کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل روز ۲۹ فروردین با انتشار گزارشی با هشدار درباره خطر شیوع ویروس کرونا در زندان‌ها، خواستار آزادی فوری و موقت هزاران زندانی شدند.
به گفته کارشناسان سازمان ملل، زندان‌های ایران مدت‌هاست با مشکلات بهداشتی و سلامتی دست به گریبان است.

۲۴ خرداد، ۱۳۹۹

علت ‘سرافکندگی’ ارتش آمریکا از برخورد با معترضان چیست؟"

نیویورک تایمز
نیویورک تایمز هم از مشکلات پیش آمده برای گارد ملی در جریان برخورد با معترضان در برابر کاخ سفید گزارش داده و مارک اسپر (راست) وزیر دفاع را به علت همراهی با دونالد ترامپ تا مقابل کلیسای سنت جان، مورد انتقاد قرار داده‌ است
امیر پیام
اعتراضات به مرگ جورج فلوید همزمان با به خاک سپردن او در هیوستون تگزاس و کنار قبر مادرش، وارد فصل جدیدی شده و همچون یک موج بزرگ، جلودار جنبش مدنی سیاهان آمریکا برای مبارزه با نابرابری و تبعیض شده است.
در همین حال، با کاهش خشونت‌ها و غارت فروشگاه‌ها، دونالد ترامپ و بسیاری از فرمانداران ایالات، نیروهای گارد ملی که برای کنترل اوضاع فراخوانده شده بودند را مرخص کرده‌اند.
اما این سربازان زن و مرد که به طور معمول نیروی ذخیره ارتش محسوب می‌شوند در دو هفته گذشته شاهد وقایعی بوده‌اند که بسیاری از آنها را سرافکنده و حتی روانه مطب روانشناسان کرده است.
نشریه پولتیکو با چند نفر از اعضای گارد ملی که در دو هفته گذشته به خیابان‌ها آمریکا فرخوانده شده بودند گفتگو کرده و برخورد با اعتراضات به مرگ جورج فلوید را از نگاه آنها بازگو کرده است.

‘آنچه من دیدم اصلا درست نبود’

سیکنیا لینچ، سرباز ذخیره گارد ملی واشنگتن دی‌سی، پایتخت، که دوشنبه گذشته و هنگامی که تظاهرکنندگان با شلیک‌ گاز اشک‌آور و گلوله پلاستیکی از محوطه روبروی کاخ سفید پاکسازی شدند آنجا بود، به پولتیکو گفته او در حالی با یونیفورم گارد ملی برابر معترضان ایستاده بوده که بردارش با لباس شخصی در میان معترضان بوده.
“خوشحال بودم که برادرم را در میان معترضان می‌دیدم. من هم اگر آن روز به عنوان شهروند-سرباز به خدمت فراخوانده نشده بودم حتما در تظاهرات شرکت می‌کردم تا از هدف آنها که به نظرم درست است حمایت کنم… دیدم که بردارم به علت شلیک گاز اشک‌آور، پشت هم سرفه می‌کرد.”
دانیل لیپمن، گزارشگر نشریه پولتیکو نوشته سربازان گارد ملی که با او گفتگو کردند از ماموریتی که بر دوش آنها گذاشته شده بود رضایت نداشتند و احساس می‌کردند جای مناسبی نیستند. آقای لیپمن می‌گوید این سربازها به او گفته‌اند با خودشان دچار تعارض شده بودند چرا که احساس می‌کردند در حالی که سوگند یاد کرده‌اند از قانون اساسی کشورشان حفاظت کنند، با حضور در خیابان‌ها موجب شده‌اند که بسیاری از مردم بهراسند و نتوانند حق قانونی خود برای اعتراض و تظاهرات را به جا آورند.
پولتیکو
حق نشر عکسTHE POLITICO
سربازان گارد ملی که ۶۰ درصد آنها غیرسفیدپوست هستند به پولتیکو گفته‌اند حتی جرأت نکرده‌اند به اعضای خانواده خودشان از ماموریت مقابل کاخ‌سفید بگویند
حتی آن دسته از سربازان گارد ملی که دوشنبه گذشته در هنگام یورش ماموران به تظاهرکنندگان در نزدیکی کاخ سفید آنجا بودند به پولتیکو گفته‌اند که احساس می‌کنند از آنها استفاده ابزاری شده است.
یکی از آنها که خواسته ناشناس بماند درباره آن روز گفته: “تظاهرکنندگان خیلی پرهیاهو بودند و فریاد می‌کشیدند اما من که در صف اول هم ایستاده بودم هیچ گاه احساس خطر نکردم… بسیاری از ما (سربازان گارد ملی) هنوز در حال هضم آنچه گذشت هستیم، آنچه من مشاهده کردم چیزی نبود جز پایمال کردن حق مدنی مردم، فقط با هدف آماده کردن صحنه برای یک عکس.”
اشاره این سرباز گارد ملی به عکس دونالد ترامپ در برابر کلیسای نزدیک کاخ‌سفید و در حالی که انجیل به دست گرفته بود است.
او به پولتیکو گفته: “من به این علت سرباز گارد ملی شدم که از قانون اساسی ایالات متحده دفاع کنم اما آنچه شاهدش بودم کاملا در تضاد با سوگندی بود که خورده بودم و الان هم همه می‌خواهند بروی آن سرپوش بگذارند. آنچه من دیدم کاملا نادرست بود”.
یکی از این سربازان به پولتیکو گفته که همان روز به ژنرال مایک میلی، رئیس ستاد کل ارتش آمریکا که آن روز به کاخ سفید رفت و در کنار دونالد ترامپ حضور داشت، گفته بوده که اعتراضات صلح‌آمیز بوده است.
ژنرال میلی که حضور او با یونیفورم ارتشی در کنار دونالد ترامپ و به هنگام قدم زدن به سوی کلیسای سنت جان، با انتقاد فرماندهان استخوان درشت از جمله جیمز متیس، وزیر دفاع سابق روبرو شده، روز پنجشنبه، ۱۱ ژوئن، گفت که نباید چنین می‌کرده و از کرده خود پشیمان است. پشیمانی که ممکن است در چند روز آینده به قیمت اخراجش تمام شود.
آمریکا
حق نشر عکسAFP
ژنرال میلی و مارک اسپر (نفر وسط)، وزیر دفاع، همراه دونالد ترامپ در راه بازدید از کلیسای سنت جان در مجاورت کاخ‌سفید

افزایش مراجعات سربازان گارد ملی به روانشناس

توری اوسترهولم، مدیر بخش بهداشت روانی گارد ملی واشنگتن دی‌سی گفته بسیاری از اعضای گارد ملی در چند روز گذشته به او مراجعه کرده‌اند تا از “درد و رنج و سردرگمی” که با آن دست به گریبان شده‌اند صحبت کنند.
خانم اوسترهولم می‌گوید یکی از سربازان گارد ملی به او گفته: “هرگز باور نداشتم که روزی مردم به سوی من بطری آب پرت کنند و به من بگویند که باید بمیرم و باید خودم را سر به نیست کنم.”
به گفته این کارشناس روانشناسی: “جلیقه‌ای برای حافظت از شما در برابر چنین دشنام‌هایی که از سوی یک همزبان به شما زده می‌شود وجود ندارد.”
او گفته بعضی از سربازان گارد ملی در جلسه مشاوره به او گفته‌اند پس از فراخوانده شدن به خیابان‌ها طی دو هفته گذشته، حتی از سوی برخی از اعضای خانواده خودشان هم انتقاد شنیده و مورد سرزنش قرار گرفته‌اند. جملاتی چون: “مگر تو یک سیاه‌پوست نیستی؟ این چه کاری است که می‌کنی؟”

آیا احترام و آبروی گارد ملی یک شبه بر باد رفته است؟

یکی دیگر از سربازان گارد ملی به پولتیکو گفته نگران آبروی چندین و چند ساله‌ای گارد ملی است. نام نیکی که از برقراری نظم در روز چهارم ژوئیه هر سال (روز استقلال آمریکا) و این اواخر به علت یاری رسانی در جریان کرونا دست و پا شده بود اما طی اعتراضات چند هفته گذشته خدشه‌دار شده است.
توری اوسترهولم، روانشناس گارد ملی می‌گوید: “سربازان گارد ملی برای مواجه با موج نفرتی که روانه آنها شد اصلا آمادگی نداشتند. آنها با گفتمان ضدنظامی‌گری که در جریان مخالفت با جنگ ویتنام روی داده بیگانه‌اند. آنها شاهد این بوده‌اند که تنها ظرف چند روز از قهرمان دوران کرونا به چماقی بدل شده‌اند که به سرکوب مردم و ممانعت آنها از حق اعتراض و تظاهرات پرداخته‌ است.”
“این نسل فقط عادت کرده که روی دیوارها بخواند: ‘از سربازان دلاورمان متشکریم’. این نسل عادت کرده که به فروشگاه‌های بزرگ برود و با نشان دادن یونیفورم یا کارت نظامی خود ۱۰ درصد تخفیف بگیرد”.
ایسایاه لینچ، یکی دیگر از سربازان گارد ملی که خود آفریقایی‌تبار است به پولتیکو گفته معترضان او را خائن خوانده‌، نفرین کرده و دشنام داده‌اند. او می‌گوید برخی معترضان او را ظالمی خوانده‌اند که حامی افسران پلیس است.
با این حال او گفته لحظه‌ای که بیشتر به یادش مانده مربوط به این است که یکی از معترضانی که همان روز اول رو در رو شدن با سربازان گارد با آجر به سر او کوبیده بود، چند روز بعد برای عذرخواهی جلو آمده و به سربازان گارد ملی حاضر بطری آب آشامیدنی و یا نوشیدنی خنک تعارف کرده است.

افزایش ۲۳ درصدی آمار خودکشی در ایران نسبت به سال گذشته

محمدرضا محبوب فر، جامعه‌شناس در یادداشتی درباره خودکشی‌های سریالی در ایران هشدار داد، این موضوع، نشانگر یک زلزله خشونت و فراگیر در جامعه است و می‌تواند به زودی به اعتراض‌هایی گسترده‌تر از اعتراض‌های سالهای اخیر منجر شود.

محبوب‌فر در یادداشتی که روز شنبه ۲۴ خردادد در روزنامه جهان صنعت منتشر شده، نوشته که آمار خودکشی در ایران نسبت به سال ۹۸ افزایش ۲۳ درصدی داشته است.

او همچنین با استناد به جدیدترین بررسی‌های پژوهشگران علوم اجتماعی اعلام کرده که  آمار خودکشی در بازه چهار‌ساله ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۸، افزایشی ۶۰ درصدی داشته و هر سال ۱۵ درصد به آمار خودکشی در کشور افزوده شده است.

۲۲ خرداد، ۱۳۹۹

شگرد قاضی منصوری برای فرار از ایران، وی به سفارت ایران در آلمان مراجعه نکرد

منصوری با انتشار یک فایل ویدیویی خود را وفادار به جمهوری اسلامی و علی خامنه‌ای دانسته و گفته بود فراری نیست و اگر مرزهای زمینی باز شود به ایران برمی‌گردد- ایسنا

در دومین جلسه دادگاه فساد در قوه قضائیه، اکبر طبری اتهاماتش را رد کرد

دومین جلسه رسیدگی به پرونده فساد در قوه قضائیه صبح امروز برگزار شد و اکبر طبری، متهم ردیف‌اول این پرونده اتهاماتش را رد کرد.
تشکیل این جلسه تمهیداتی ویژه داشت. قاضی دادگاه در ابتدای جلسه گفت که رسیدگی به پرونده فساد اکبر طبری و دیگر متهمین دستگاه قضائی به معنای فراگیر بودن فساد در این قوه نیست.
مشابه این سخنان را روز گذشته غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی قوه قضائیه نیز اعلام کرد. در یک‌سال گذشته و پس از بالا گرفتن جدال بر سر فساد دستگاه قضایی، پای سه رئیس پیشین این قوه که در سی سال گذشته هدایت دستگاه قضائی را بر عهده داشتند به‌عنوان «متهم» و «مفسد» در خبرها و شبکه‌های اجتماعی مطرح شده است.
در این جلسه از دادگاه، فایل ویدیویی غلامرضا منصوری، متهم ردیف نهم پرونده نیز در اظهارات قاضی و نماینده دادستان بازتاب داشت.
غلامرضا منصوری، قاضی بازنشسته‌ای است که پیش‌تر در دادسرای فرهنگ و رسانه و همچنین شعبه اجرائیات لواسان مشغول به کار بوده و متهم است که ۵۰۰ هزار یورو رشوه گرفته و از کشور گریخته است.
گفته می‌شود که اکنون در آلمان به سر می‌برد. منصوری پس از برگزاری نخستین جلسه دادگاه در روز ۱۸ خرداد با انتشار یک فایل ویدیویی خود را وفادار به جمهوری اسلامی و علی خامنه‌ای دانست و گفت فراری نیست، برای درمان بیماری صعب‌العلاجش از کشور خارج شده و اگر مرزهای زمینی باز شود به ایران برمی‌گردد. او همچنین وعده داد که روز بعد برای انجام تمهیدات بازگشت، به سفارت ایران مراجعه خواهد کرد؛ اتفاقی که تاکنون و پس از گذشت ۴۸ ساعت رخ نداده است.
در ابتدای جلسه صبح امروز، قاضی پرونده گفت که « فایل صوتی و تصویری هر یک از متهمان پرونده که در خارج از کشور به سر می‌برند دارای اثر مثبت بوده و امیدواریم او و دیگران به سخن خویش عمل کنند و با حضور در جلسه دادگاه و دفاع از اتهامات، به روشن شدن حقایق به این دادگاه کمک نمایند.»
در مقابل، نماینده دادستان از شیوه فرار او از کشور رونمایی کرد و گفت که او یک ماه پس از دستگیری طبری از کشور گریخته و برای آنکه نیروهای امنیتی و قضایی را فریب دهد، گوشی خود را در ایران فعال نگاه داشته بود: «تلفن خود را در محلی در داخل کشور روشن گذاشته بود و ما گمان می‌کردیم که او در ایران است و در زمان موعود به سراغش خواهیم رفت.» همچنین گفته شد که او هیچ گواهی پزشکی مبنی بر ابتلا به بیماری صعب‌اعلاج ارائه نکرده است.
در این جلسه اکبر طبری نیز اتهامات مطرح‌شده در کیفرخواست دادستانی را رد کرد و گفت که او «۲۰ سال خدمت صادقانه» در قوه قضائیه انجام داده و در یک‌سال بازداشتش «نتوانسته‌اند کوچک‌ترین بهانه و دست‌آویزی برای اتهام‌زنی مرتبط با شغل و سمت من ارائه کنند».
طبری مبالغ موجود در حساب‌های بانکی و زمین‌ها و آپارتمان‌هایش را ناشی از تخصص و کار‌های ساخت و سازش دانست و گفت من «حق شرعی نسبت به مال خودم دارم».
اکبر طبری در تیرماه سال گذشته دستگیر شد. او معاون اجرایی دفتر صادق آملی لاریجانی در قوه قضائیه بوده است. آقای طبری که در دوره ریاست محمد یزدی به قوه قضائیه وارد شده است با هر سه رئیس پیشین این قوه روابط نزدیکی داشته است.
برخی رسانه‌های اصولگرا معتقدند که متهم ردیف اول پرونده فساد قوه قضائیه صادق آملی لاریجانی است و خواستار احضار او به دادگاه شده‌اند.
صادق آملی لاریجانی پس از پایان ریاستش بر قوه قضائیه با حکم علی خامنه‌ای به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب شده است.
آملی لاریجانی سال گذشته و در واکنش به افشای فساد او و نزدیکانش در نامه‌ای به محمد یزدی نوشت که سینه او مالامال اسرار مفاسد نهادها و مسئولان نظام است. او در این نامه سپاه، صداوسیما و دیگر بخش‌های منصوب رهبری را به همدستی برای تخریب چهره‌اش متهم کرد و گفت که «پروژه بزرگ‌تری» در پشت پرده در جریان است.

خودکشی یک کارگر در میدان نفتی هویزه به دلیل عدم دریافت حقوق

اندازه قلم متن
استان وایر- «عمران روشنی مقدم» یکی از کارگران شاغل در میدان نفتی شهرستان هویزه روز ۲۱ خردادماه به دلیل مشکلات مالی در محل کار خود دست به خودکشی زد و جان باخت. او یکی از کارگران «شرکت نظم آفرینان ایمان» بود که بعنوان پیمانکار در این میدان نفتی مشغول به کار بوده است.
همکاران عمران روشنی مقدم مشکلات شغلی و درآمدی را دلیل این اتفاق اعلام کرده و می‌گویند: «کارگر متوفی در تامین هزینه‌های زندگی ناتوان بود و این مساله در تصمیم برای خودکشی، بی‌تاثیر نبوده است.»
عباس جلالی رئیس اداره کار هویزه که امروز ۲۲ خرداد برای بررسی و پیگیری ماجرا به این میدان نفتی رفته به ایلنا گفته است: «همین الان ما و بازرسان اداره کار در محل هستیم و دلایل این اتفاق را پیگیری می‌کنیم. بازدید میدانی به عمل آورده‌ایم و در حال گفتگو با همکاران متوفی و کارفرمای پیمانکار هستیم.» به گفته جلالی هنوز دلیل اصلی خودکشی کارگر مشخص نیست و باید بررسی‌های بیشتر صورت بگیرد.
رئیس اداره کار هویزه در ادامه می‌افزاید: «کارگر متوفی مدت یک ماه در فروردین ماه سر کار نبوده و روز یازدهم اردیبهشت‌ماه به سر کار بازگشته و روز دوازدهم اردیبهشت، قرارداد خود با کارفرما را امضا کرده است.»
کارگران چه می‌گویند
یکی از همکاران او در توضیح علت خودکشی وی می‌گوید: «کارگری که اقدام به خودکشی کرد، به دلیل فشار اقتصادی و نداشتن پول برای خرید مایحتاج زندگی درخواست ۵۰۰ هزار تومان مساعده کرده بود ولی هیچ پولی را دریافت نکرد.» او با تشریح وضعیت پرداخت حقوق‌ها توسط پیمانکار در این میدان نفتی افزود: «پیمانکار فعلی شرکت حدود ۵ سال فعالیت می‌کند که در این پنج سال حقوق را کم‌ کرده و دریافتی ما نسبت به جاهای دیگر کمتر است.»
به گفته او ما کارگران سال‌هاست که در میدان نفتی یادآوران کار می‌کنیم. در چند ماه گذشته پیمانکار قرارداد جدیدی برای ما آورد که باید همه زیر آن را امضا می‌کردیم. اما به دلیل وجود بندهای غیرعادلانه که خیلی از مزایا مثل بدی آب وهوا را از ما می‌گرفت؛ اکثراً به ضرر کارگر و به نفع پیمانکار تمام می‌شد. در این قرارداد با کوچک‌ترین بهانه‌ای، پیمانکار اجازه داشت ما را از کار اخراج کند. ما از امضای آن خودداری کردیم ولی فشارها روز به روز بر ما بیشتر شد. به هر کس اطلاع دادیم، کسی از ما کارگران حمایت نکرد. حتی در جلسه‌ای که در فرمانداری هویزه با حضور معاون فرماندار و مسئول حفاظت اطلاعات و رئیس اداره کار هویزه برگزار شد، نتیجه‌ای که حقوق کارگران این مؤسسه را تضمین کند، بدست نیامد و شروط مؤسسه نظم آفرینان ایمان تغییر نکرد تا اینکه مجبور شدیم آن قرارداد را امضا کنیم.»
این کارگر شرکت نظم آفرینان ایمان با اشاره به شکایت‌هایی که به فرمانداری هویزه و اداره کار این شهرستان ارائه کرده‌اند و به جواب نرسیده افزود: «بندهای این قرارداد کاملا به نفع پیمانکار نوشته شده. سال جاری فقط یک حقوق برای کارگران واریز شد و حقوق اردیبهشت ما هم هنوز واریز نشده است».
یکی دیگر از پرسنل این شرکت با اعلام اینکه بعد از سال‌ها کار در شرکت، به ما‌ گفتند باید قرارداد ۶ ماهه‌ای امضا کنیم تا در صورت رضایت کارفرما به کار ادامه دهید، تصریح کرد: «برگه سفیدی روی قرارداد بود که باید روی آن برگه سفید امضا می‌کردیم. حدود نیمی از کارگران آن را امضا کردند.»
تکذیب صحت اخبار توسط رئیس اداره کار
سرپرست اداره کار شهرستان هویزه، با اعلام اینکه صحت مطالبی که در فضای مجازی در حال انتشار است هنوز تایید نشده است، افزود: «عده‌ای در فضای مجازی ادعا می‌کنند که این فرد بخاطر عقد قرارداد جدید و پرداخت نشدن حقوق اقدام به خودکشی کرده است.»
جلالی با بیان اینکه فردی که خودکشی کرده، قرارداد جدید را نیز امضا کرده می‌گوید: «حدود ۱۸۰ نفر از پرسنل، این قرارداد را امضا کردند که این قرارداد در حال استعلام بوده و تایید صحت آن از طریق اداره کل کار بررسی می‌شود. تعدادی از کارگران این قرارداد را امضاء نکردند و طبق بررسی صفحه‌ای اداره کار مشخص شد، بندهای این قرارداد اشکال داشته و هیچ اعتبار اجرایی و قانونی ندارد.»
جلالی با اشاره به اینکه حتی اگر کسی قرارداد را امضا کرده باشد، این قرارداد از اعتبار ساقط است، افزود: «جلسه‌ای با حضور فرماندار و کارفرما تشکیل و مشخص شد که قرارداد اشکالاتی را دارد و خود پیمانکار نیز با استعلامی که از اداره کل کار گرفته بود، قرارداد مذکور را مورد تایید قرار ندادند.»
وی یادآور شد: حدود ۵۰ نفر از کارگران دست به اعتراض زده بودند که به آن‌ها گفته شد تا تایید قرارداد جدید توسط اداره کل می‌توانند قرارداد را امضا کنند. بعد از یک هفته همه پرسنل قرارداد را امضاء و با آرامش به کار بازگشتند.» او در ادامه درباره اخبار شبکه‌های اجتماعی درباره خودکشی «عمران روشنی مقدم» افزود: «خبرهای ضد و نقیض زیادی در فضای مجازی مبنی بر دلیل خودکشی فرد مرحوم منتشر شده که درست نبوده و هنوز بررسی های لازم انجام نشده است.»
جلالی سرپرست اداره کار شهرستان هویزه نیز در پایان گفته است: «این پیمانکار نزدیک به ۲۵۰ نیرو دارد که تنها حقوق اردیبهشت‌ماه آن‌ها پرداخت نشده است. اداره کار این شهرستان با حضور در محل کار گزارشی تهیه می‌کند. مراجع قضایی و فرمانداری نیز درحال پیگیری این مسئله هستند.»
روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان نیز با صدور اطلاعیه‌ای اعلام کرد: «مدیرکل این اداره دستور بررسی و پیگیری جدی این موضوع را در کمترین زمان ممکن صادر کرده است و تا حصول نتیجه شخصا پیگیر این موضوع خواهد بود.»
واکنش مدیرعامل شرکت
آن سوی ماجرا «حجازی» مدیرعامل «شرکت نظم‌آفرینان ایمان» که روشنی مقدم در آن مشغول به کار بوده، در خصوص کارگری که خودکشی کرده هم با ادعای داشتن اعتیاد وی و بازگشت به کارش پس از ترک اعتیاد در اردیبهشت‌ماه می‌گوید: «هیچ درخواست مساعده کتبی از ما نکرده بود در صورتی که به خیلی از پرسنلی که درخواست کتبی کرده بودند، مساعده پرداخت شده است. فروردین سال جاری خانواده فردی که خودکشی کرده بود با حضور در شرکت اعلام کردند که وی قصد ترک کردن اعتیاد دارد. ما هم به خانواده مرحوم و خودش گفتیم که بعد از ترک می‌تواند به کار برگردد. بعد از یک ماه با حضور در محل کار و انجام آزمایش اعتیاد در مرکز تخصصی طب کار نوین صنعت، جواب آن‌منفی اعلام شد و وی در اردیبهشت‌ماه به کار بازگشت. او تنها یک ماه حقوق دریافت نکرده بود.»
او با رد ادعای کارگران می‌گوید: «امضای برگه سفید روی قرارداد کذب بوده و حقوق کارگران به موقع پرداخت شده است. ما کسی را مجبور به امضای قرارداد نکردیم و حقوق و دریافتی آنها بر اساس قانون پرداخت می‌شد. تعدادی مشغول به تنش و جوسازی بوده که با وجود اینکه از آبان‌ماه سال گذشته از شرکت سینوپیک پولی دریافت نکردیم، ولی حقوق کارگران را تا پایان فروردین پرداخت کرده‌ایم.»
مدیرعامل شرکت نظم آفرینان ایمان، با بیان اینکه تنها حقوق اردیبهشت ماه پرداخت نشده افزود: «شرکت سینوپیک از آبان‌ماه سال گذشته بخاطر کرونا به چین برگشته و هیچ پولی از آن‌ها دریافت نکرده‌ایم. ولی حقوق کارگران پرداخت شده و برای پرداخت حقوق اردیبهشت توانایی نداشتیم.»
به گفته حجازی مستندات پرداختی‌ها در اداره کار استان وجود دارد و شرکت ما جزو معدود شرکت‌هایی است که عیدی، سنوات و حقوق کارگران را به طور منظم پرداخت کرده است.»
به گفته مدیرعامل این شرکت، آنها با قرض و فروختن وسایل، حقوق کارگران را در چند ماه اخیر پرداخت کرده‌اند و حتا با این حال عیدی و سنوات پرسنل، بصورت کامل پرداخت شده است.
یکی دیگر از کارگران شرکت نظم آفرینان ایمان در رابطه با خودکشی این کارگر و مصائب و مشکلات همکارانش گفت: «داستان این جوان هم از این قرار است که باتوجه به حقوق بسیار کم وناچیز مؤسسه، که کفاف یک هفته را هم نمی‌کند، پس از دوماه تاخیر در پرداخت حقوق، با موسسه تماس می‌گیرد و به آنها اعلام می‌کند که دیگر چیزی ندارد که به زن و بچه‌اش بدهد و از تامین نان شب عاجز است. ولی با جواب حقوق نداریم مواجه شده و متاسفانه تصمیم به خودکشی گرفته و خودش را در چاه نفتی ( F۱۹) به دار می‌آویزد».

۲۱ خرداد، ۱۳۹۹

حسین راغفر: ثروت‌های بادآورده به مرز هشدار رسیده است

raghfar.jpg
فراز ـ ۲۵ سالی می‌شود که مفسدان و اخلالگران اقتصادی در ایران به طرق محتلف محاکمه می‌شوند؛ زندانی‌های سنگین، رد مال و اعدام. از سال ۷۴ که پرونده اختلاس بانک صادارت با رقم ۱۲۳ میلیارد تومانی، با اعدام فاضل خداداد بسته شد، تازه انگار مسیر تازه‌ای در جهت فساد پیش روی اقتصاد ایران باز شد. حالا به باور بسیاری از منتقدان، ایران جولانگاه سلاطین اقتصادی شده است که در هر مقطع از زمان نبض بازار را به دست‌گرفته‌اند. حالا چند سوال اساسی در این‌باره قابل طرح است؛ اول آنکه چرا همه فسادهای اقتصادی در ایران یک منشاء تکراری دارند که آنهم استفاده از عدم نظارت بر فعالیت‌های اقتصادی است؟ پرسش دوم آنکه، با اجرای کدام قوانین می‌توان فساد اقتصادی را قبل از وقوع علاج کرد.
«فراز» درباره آسیب‌شناسی فسادهای اقتصادی در ایران با حسین راغفر، تحلیلگر اقتصادی گفت‌و‌گو کرده است: «باید توجه به اصل ۴۹ قانون اساسی جدی گرفته شود».
مشروح این گفت‌و‌گو را در ادامه می‌خوانید:
اینکه قوه قضاییه مبارزه با فساد را در دستور کار قرار داده است کار پسندیده و اتفاق مبارکی است. در واقع باید فساد در دستور کار حکومت قرار گیرد، اما در این‌باره باید علاج واقعه قبل از وقوع کرد. دستگاه‌های ناظر نباید اجازه دهند فسادهایی به این گستردگی در کشور اتفاق بیفتد. در واقع اگر می‌خواهند فساد در جامعه اتفاق نیفتد، باید شفافیت اقتصادی را در تک‌تک بخش‌های اقتصادی و سیستم‌های اقتصادی و اجتماعی‌ پیاده کنند؛ به عنوان مثال مبارزه با پولشویی باید در دستور کار حاکمیت قرار گیرد.
به نظر شما برای جلوگیری از فساد، به اندازه کافی ابزارهای نظارتی در کشور وجود دارد؟
تمام فعالیت‌های اقتصادی‌‌ای که مردم و مسئولان انجام می‌دهند قابل رصد است. فقط باید اراده آن وجود داشته باشد؛ برای مثال بهمن‌ماه سال ۹۷، در دادگاه متهمان بانک سرمایه مطرح شد رقم سه میلیارد تومان به عنوان حق مشاوره به حساب همسر پرویز کاظمی، وزیر رفاه دولت احمدی‌نژاد، واریز شده است. به چه دلیل کسی در این مورد سوال نمی‌کند؟ اینها همان مسیرهای فساد است که باید بسته شود، اما به نظر می‌رسد این مسیرها باز است.
اگر سیستم بانکی ما شفاف باشد، وقتی پول بزرگی به حساب یک خانم خانه‌دار واریز می‌شود، سیستم می‌تواند این موضوع را رصد و در اولین فرصت آن حساب را مسدود کند و ببیند این رقم هنگفت از کجا به‌ دست آمده و پیگیر مدارک باشد. این روند پیگیری حساب‌ها سال‌هاست در کشورهای توسعه‌یافته وجود دارد. فرض کنید تحریم‌ها برداشته شده، یکی از دلایلی که سیستم بانک‌های بزرگ اروپایی حاضر نیستند با بانک‌های ما کار کنند عدم شفافیتی است که در سیستم بانکی ما وجود دارد. بنابراین مجموعه حکومت باید این شفافیت را در سیتسم بانکی اجرا کند.
اگر اجرای اصل ۴۹ قانون اساسی که بر پایه از کجا آورده‌ای است، احیا شود، می‌توان با این ریشه دوانی فساد اقتصادی و رانت‌خواری در ایران مبارزه کرد؟
من بسیاری از مدیران را می‌شناسم که در دولت‌های گذشته یک‌شبه ره صد ساله رفته‌اند. از نزدیک با وضعیت مالی و زندگی‌شان در دوران قبل و بعد از انقلاب آشنا هستم. به عنوان یک کارشناس در خصوص ثروت‌های بادآورده احساس خطر می‌کنم و در این‌باره به مسئولان هشدار می‌دهم. متاسفانه شرایط جامعه طوری شده که اگر فردی سالم است، افراد دیگر به او انگ بی‌عرضه‌ بودن می‌زنند.
طی سال‌های گذشته به‌ خصوص اوایل انقلاب نگاه منفی به سرمایه‌داران وجود داشت. در آن سال‌ها هیچ‌گاه بین سرمایه‌دار پولی و سرمایه‌دار تولیدی تفکیکی قائل نشدند. همه را «زالوصفت» می‌دیدند.
وقتی تولید کننده واقعی در اقتصاد حضور نداشته باشد، قطعا فضا برای عده‌ای سودجو باز خواهد شد. بی تدبیری برای خروج رکود از تولید، بزرگترین ظلم اقتصادی به ایران است. حالا همه دلال و سفته باز شده‌اند. بهترین مثال همین شرایطی است که در آن گرفتار شدهایم. دولت تصمیم گرفته است برای جبران خسارت کسب‌و‌کارهای آسیب دیده از کرونا ۷۵ هزار میلیارد تومان به بنگاههای آسیب دیده پرداخت کند. حالا فکر می‌کنید که این رقم به کدام بنگاهها پرداخت شود؟ من به شما می‌گویم که نزدیکان و عزیزکرده‌ها در الویت دریافت این وام قرار دارند. درست مثل زمانی که محمود احمدی‌نژاد تصمیم گرفت به بنگاههای کوچک و زود بازده وام پرداخت کند که آن تسهیلات سر از بازارهای دلالی و مستغلات درآورد. همین رفتار رانتی دولتی‌ها منشاء اصلی فساد در اقتصاد است.
بسیاری از تولیدکنندگان که حالا خانه‌نشین شده‌اند می‌گویند همان تعریف ۴۰ سال گذشته، آنها را به این روز رسانده است؛ که آنها زالو صفت هستند…
زالوصفت نبودند و نیستند. منظور من افرادی است که حتی جمهوری اسلامی در موردشان کتاب نوشته است. مثل آقایان لاجوردی صاحب گروه صنعتی بهشهر، عبدالرحیم ایروانی صاحب کفش ملی، حاج‌محمدتقی برخوردار صاحب پارس‌الکتریک، که این افراد به توسعه ایران و تولید ملی خدمت کردند.
نکته‌ای که در مبارزه با فساد باید مد نظر قرار گیرد این است که اگر سرمایه‌داران بزرگ با نوآوری، کار و تلاش به ثروت‌هایی برسند، بعد به سمت اقتصاد رفاه بروند، اقتصاد قطعاً شکوفا خواهد شد. بنابراین من معتقد هستم اگر شفافیت را به اقتصاد ایران برنگردانیم، در مبارزه با فساد درجا خواهیم زد.