۲۸ تیر، ۱۳۹۹

فرانسه از صدور حکم اعدام برای سه معترض آبان «عمیقا شوکه شده است»

فرانسه روز جمعه ۲۷ تیر اعلام کرد که از صدور حکم اعدام برای سه جوانی که در اعتراضات آبان ماه ایران شرکت کرده‌ بودند، «عمیقا شوکه شده است».

دیوان عالی کشور ایران هفته‌ای که گذشت حکم اعدام امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی را تایید کرد و اتهام آنها را آتش زدن بانک‌ها، اتوبوس‌ها و اماکن عمومی برشمرد.

اعتراضات آبان سال گذشته در ایران به دنبال افزایش دو برابری قیمت سوخت درگرفت که گویای تنگناهای شدید اقتصادی در کشور بود، اما این اعتراضات به سرعت تغییر مسیر داد و رهبران جمهوری اسلامی را هدف قرار گرفت.

امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی

بیشتر در این باره:

اعتراض به حکم اعدام معترضان آبان؛ هشتگ «اعدام نکنید» شش میلیارد بار دیده شد

بیانیه وزارت خارجه فرانسه می‌گوید که پاریس «از این حکم عمیقا شوکه شده است».

این بیانیه در ادامه بر تعهد فرانسه نسبت به آزادی بیان و اعتراض مسالمت‌آمیز تاکید و «بر مخالفت با مجازات اعدام در هر کجا و تحت هر شرایطی پافشاری می‌کند».

یک گروه از کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل متحد روز پنج‌شنبه از ایران خواستند که احکام اعدام علیه امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی را لغو و درباره ادعای شکنجه آنها تحقیق کنند.

دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده، نیز پا به این مناقشه گذاشته و و هشدار داده که «اعدام این سه پیام وحشتناکی به جهان می‌فرستد و نباید چنین شود».

مشخص نیست که چه زمانی این احکام اجرا خواهد شد. در این حال غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی قوه قضاییه ایران، گفته که حکم نهایی هنوز ممکن است که تغییر کند.

صدور این احکام واکنش جامعه ایرانی را به دنبال داشته که خشم و نارضایتی خود را با میلیون‌ها توییت و نوشته‌هایی در شبکه‌های اجتماعی دیگر نشان دادند.

بابک پاک نیا،وکیل امیرحسین مرادی، روز چهارنشبه گفته بود، با مساعدت اجرای احکام زندان اوین او به همراه حسین تاج و مصطفی نیلی ، سه وکیل تعیینی متهمان، توانسته‌اند برای نخستین بار پرونده امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی را در مرحله اجرای احکام ببیند.

بابک پاک نیا در ادامه گفته است مقام‌های قوه قضائیه ایران اکنون پذیرفته‌اند که اجازه دهند که سه وکیل تعیینی متهمان در پرونده دخالت کنند.

نامه سهیل عربی از زندان تهران بزرگ؛ «آزمونی برای شناخت جامعه»

خبرگزاری هرانا – سهیل عربی، زندانی عقیدتی در زندان تهران بزرگ با نوشتن نامه‌ای تحت عنوان «آزمونی برای شناخت جامعه» به بیان مشاهدات خود از افزایش آمار خودکشی و خودزنی در زندان تهران بزرگ و دلایل آن پرداخته است. آقای عربی در این نامه از دو مورد خودکشی موفق و ۲ مورد اقدام به خودزنی در زندان تهران بزرگ در هفته گذشته خبر داده است. متن کامل این نامه در ادامه می‌آید.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سهیل عربی، زندانی عقیدتی در زندان تهران بزرگ با نوشتن نامه‌ای تحت عنوان «آزمونی برای شناخت جامعه» به بیان مشاهدات خود از افزایش آمار خودکشی و خودزنی در زندان تهران بزرگ و دلایل آن پرداخته است.

آقای عربی در بخشی از این نامه از دو مورد خودکشی موفق و ۲ مورد اقدام به خودزنی در زندان تهران بزرگ در هفته گذشته خبر داده است.

متن کامل این نامه که جهت انتشار در اختیار هرانا قرار گرفته است در ادامه می‌آید:

“آزمونی برای شناخت جامعه

وقتی خبر خودکشی یک انسان را می‌شنویم چه واکنشی نشان می‌دهیم؟ وقتی خبر خودکشی انسانی را در زندان می‌شنویم چه واکنشی نشان می‌دهیم. بعضی ها که با لنز مذهب به جهان می‌نگرند می‌گویند خودکشی گناه کبیره است! خداوند از سر تقصیراتش بگذرد و برای خانواده‌اش آرزوی صبوری می‌کنند.

هم‌بندی‌ها اظهار نظرهای متفاوتی دارند. یکی از قدیمی‌های بند می‌گوید خودکشی به دلیل شرایط دشوار و امکانات اندک زندان‌هاست. به جز صادق موسوی که پریروز در تیپ ما خودکشی کرد یک زندانی دیگر هم دیروز در تیپ ۴ خودکشی کرد. اولی با قرص و دومی از طریق بریدن رگ. هفته پیش هم دو خودزنی داشتیم که خوشبختانه منجر به مرگ نشد. دو خودکشی که به مرگ منجر شد و دو اقدام به خودزنی فقط به جراحت ختم شد. چرا؟ چون جوان‌ها امیدی به آینده ندارند. در اثر مشکلات اقتصادی مرتکب اشتباه می‌شوند، جذب باندهای خلافکار و ….  دردا که همه به ما فقط به چشم مجرم نگاه می‌کنند. ما که مشروب فروش، سارق و قاچاقچی به دنیا نیامده‌ایم. مقصر بودیم اما به جز ما هم مقصران دیگری بودند که شاید اگر آنها مسئولیتشان را درست انجام می‌دادند ما هم حالا اینجا نبودیم. شاید اگر ما به جای میدان شوش و اسلامشهر در شمال یا مرکز شهر به دنیا می‌آمدیم و در مدرسه‌های بهتری درس می‌خواندیم. اگر پدرمان سال‌ها در زندان نبود و وضعیت اقتصادیمان کمی بهتر بود، سرنوشت بهتری داشتیم. اما حالا اینکه محکوم به تحمل سالها حبس شده‌ایم چه دردی از جامعه دوا می‌کند. اصلا آیا زندان دردی را دوا می‌کند یا به دردها می‌افزاید؟

آیا قضات به این می‌اندیشند که وقتی من ۱۰ سال در زندان محبوسم چه کسی نان آور خانواده‌ام است و چه بلایی سر دو فرزندم می‌آید؟ آنها چگونه باید از پس تامین مخارج سرسام آور برآیند؟ من کارگر بودم. دو شیفت کار می‌کردم و وقتی گرانی تشدید شد مجبور به فروش مشروبات الکی شدم و چون مبتدی بودم خیلی زود هم دستگیر شدم. حالا در زندان برای تامین هزینه‌هایم باید مواد بفروشم. زندان فقط باعث شد یک مجرم کوچک و مبتدی تبدیل به مجرم بزرگتر و حرفه‌ای‌تر شود. روی تابلو نوشته شده مجتمع ندامتگاهی اما در واقع تخریب می‌کنند. بعدازظهر که خیال خلافکارها از بازرسی راحت است انواع و اقسام مواد مخدر و قرص‌های روانگردان در بند مصرف می‌شود.

اما یک کتاب، مجله، روزنامه یا مجله به ما نمی‌دهند. سالن ورزشی از بهمن ۹۸ تاکنون بسته است. وقتی هم که باز بود به ما نمی‌رسید. مثل مرخصی نوروزی که فقط به ثروتمندان رسید. انگار ما فقط برای له شدن به دنیا آمده‌ایم. خوش به حال آنها که خلاص شدند من هم اگر دو بچه قد و نیم قد نداشتم از گناهش نمی‌ترسیدم و خلاص می‌شدم.

یک زندانی دیگر می‌گوید خودکشی کار آدم‌های ضعیف است. چرا ما خودکشی نمی‌کنیم؟ شرایط برای همه دشوار است. جوان‌های این دوره و زمانه کم طاقت شده‌اند. البته تقصیری هم ندارند. دلخوشی نیست، شغل نیست. گرانی سرسام‌آور است و زندان‌های بدتر و دورافتاده‌تر نسب ما ضعیف‌ترها می‌شود. از ما بهتران و آنها که میلیارد میلیارد خوردند در هتل اوین هستند و ما فقیرها در این کویر دورافتاده! آب لوله‌کشی را که از بس شور و بد بو است نمی‌توان نوشید. آب معدنی گران است. اگر امثال ما داشتند تا یک میلیون در ماه پول آب و خوراک معمولی را فراهم کنند که خلاف نمی‌کردند. ما هم آبرودار بودیم اما زورمان به گرانی‌ها نرسید که از اینجا سر در آوردیم.

زندانی دیگری می‌گوید من سالها در زندان شمال شهر یعنی زندان اوین بودم و طی هفت سال فقط از دو اقدام به خودکشی مطلع شدم که البته هر دو هم ناموفق بود. اما در این مدت کوتاه در زندان تهران بزرگ هستم هر ماه حداقل از ۴ مورد اقدام به خودکشی می‌شنوم که معمولا از هر چهار مورد یکی منجر به مرگ می‌شود. شاید تعداد از اینها هم بیشتر بوده و من نمی‌دانم اما این مهم را به خوبی می‌دانم که اگر زندان تهران بزرگ هم امکانات زندان اوین را داشته باشد آمار خودکشی و افسردگی کمتر می‌شود. آب و هوای خوب، نزدیکی به شهر و در نتیجه آسان شدن ملاقات با خانواده، امکانات فرهنگی مثل کتاب و روزنامه، دانشگاه و مهمتر از همه برخوردی که با زندانی می‌شود.

متاسفانه برخی مامورین انتقام تمام دشواری‌هایی که در طول زندگی تحمل کرده‌اند را از ما می‌گیرند. ما که خود اسیریم و آسیب دیده! ما اگر خطا کردیم حالا در زندانیم و هزار بار زجر دیده‌ایم و تاوان داده‌ایم اما خطاکاران اصلی آنها که باعث فقر و نابه سامانی شدند چطور؟ با آنها هم برخورد شد؟ مثل ما برخورد شد؟ این خبر به قصد جلوگیری از حوادث بعدی است که منتشر می‌شود. کدامیک از افرادی که به زندان آمدند از قبل پیش بینی می‌کردند که چنین سرنوشتی داشته باشند. شاید این اتفاق برای هر انسانی رخ دهد. من گمان می‌کنم اینکه در جامعه ندامتگاه واقعی یعنی جایی برای اصلاح افراد بزهکار داشته باشیم دستکم در کوتاه مدت ضروری است اما جایی که در هواخوری یک تکه کوچک سبزه و گل ندارد و چشم انسان فقط به آجر و سیم خاردار می‌افتد و به جای کتاب، روزنامه، آموزگار و مددکار فقط هروئین، شیشه، حشیش و قرص B2 یافت می‌شود را چگونه می‌توان ندامتگاه نامید؟! چگونه می‌توان توقع داشت جوان ۲۰ ساله که به دلیل اعتراض به گرانی یا هر دلیل دیگر به زندان آمده، افسرده، ناامید و متمایل به خودکشی نشود؟ ای کاش صدای ما به گوش مسئولانی دلسوز می‌رسید. فعلا که دو سال است دادیار ناظر بر زندان به خود زحمت نداده از این زندان بازدید کند. انگار کسی دیگر به نان حلال و وجدان کاری اهمیت نمی‌دهد.

سهیل عربی/ تیرماه ۱۳۹۹/ زندان تهران بزرگ”.

درخصوص نویسنده این نامه گفتنی است؛ سهیل عربی زندانی محبوس در زندان تهران بزرگ در تاریخ ۱۶ آبان ۹۲ بازداشت شد. او در ابتدا به دلیل نوشته‌هایش در فیسبوک به اتهام “سب النبی” (توهین به پیامبر) و “افساد فی الارض” به اعدام محکوم شد و پس از نقض این حکم به به ۷ سال و نیم حبس تعزیری محکوم شد. او در پرونده‌ای دیگر به ۳ سال حبس تعزیری محکوم شد که با ادغام این دو پرونده مجازات آنها در سال ۹۷ به پایان رسید. آقای عربی در ایام حبس در سه پرونده دیگر به ترتیب به “۲ سال حبس، ۱ سال و ۸ ماه حبس و ۳ سال حبس محکوم شد. سهیل عربی در تاریخ ۲۸ فروردین ۱۴۰۴ از زندان آزاد خواهد شد.

۲۶ تیر، ۱۳۹۹

نماینده آبادان: خوزستان با وجود رودخانه‌های پر آب، از تشنگی مرده است

محمد مولوی گفته که «۷۰۰ روستای استان خوزستان در حسرت آب شرب هستند».

محمد مولوی گفته که «۷۰۰ روستای استان خوزستان در حسرت آب شرب هستند».

نماینده آبادان در مجلس شورای اسلامی مدیران استان خوزستان را متهم کرد که برای تامین حقوق مردم، کمتر از «کت‌و‌شلوار خود» ارزش قائل هستند.

محمد مولوی روز چهارشنبه ۲۵ تیرماه در صحن علنی مجلس، عملکرد مدیران استان خوزستان در همه حوزه‌های عمرانی، تجارت، محیط زیست، آب، انرژی و سیاست را «شرم‌آور» توصیف کرد.

او با انتقاد از عملکرد مدیران استان گفته که «ای کاش مدیران استان به همان اندازه که برای ظاهر و کت و شلوار خود اهمیت قائل می‌شدند برای تأمین و صیانت از حقوق مردم استان نیز ارزش قائل می‌شدند».

این نماینده با بیان این‌که «۷۰۰ روستای استان خوزستان در حسرت آب شرب هستند»، اظهار داشت: خوزستان با وجود «رودخانه‌های پر آب»، از «تشنگی مرده است.»

استان خوزستان سال‌هاست که با کمبود آب، کیفیت نامطلوب آب شرب و آلودگی هوا مواجه است. مشکلات استان خوزستان به اندازه‌ای جدی شده که سالانه تعداد قابل توجهی از مردم این استان، به استان‌های همسایه مهاجرت می‌کنند.

۲۵ تیر، ۱۳۹۹

خط و نشان امام جمعه مشهد برای زنان: باید صورتتان هم پوشیده باشد

علم الهدی امام جمعه مشهد : «توصیه به حجاب در قرآن آمده است» – عکس از تارنمای رسمی آیت‌الله علم الهدی

نماینده رهبر نظام مدعی‌ست بی‌حجابی «دهن‌کجی» به خداست

فرارسیدن فصول گرم سال در ایران بهانه همیشگی برخی مقامات جمهوری اسلامی‌ست تا بار دیگر روایت چهل ساله اجبار و سخت‌گیری در نوع پوشش زنان را تکرار کنند و بیش از دیگر فصول سال بانی تحمیل جبر حجاب را بر آنان باشند.

چند روز پیش بود که آیت‌الله سید احمد علم‌الهدی، در خطبه مجازی نماز جمعه مشهد گفت: «بانوان باید در فصل تابستان سعی کنند حجاب خود را حفظ کنند و بی‌حجاب نباشند.»

امام‌جمعه مشهد حدود حجاب را از حد شرعی تعریف ‌شده نیز محدودتر دانست، و گفت: «مسئله استثنا وجه و کفین که صورت و دست به‌اصطلاح باز باشد و اشکالی ندارد، حجاب اضطراری است نه حجاب اسلامی، حجاب اسلامی این است که حتی صورت نیز پوشیده باشد، چادر، توصیه ‌شده قرآن برحسب آیه ۵۹ سوره مبارکه احزاب است.»

ایران از معدود کشورهایی است که در آن رعایت حجاب اسلامی، حتی برای زنان غیرمسلمان، نیز به‌حکم قانون اجباری است، اما حدود و نوع این حجاب نیز هیچ‌گاه مشخص و مدون نبوده است و هر کسب‌وکار و نهادی مطابق با سلیقه خود، نوع پوشش خاصی را «حجاب کامل» می‌داند و این آشفتگی، زندگی روزمره زنان را مختل می‌کند. درحالی‌که در اغلب کشورهای مسلمان انواع مختلفی از نوع پوشش برای زنان پذیرفته ‌شده است، اما در مدل رسمی جمهوری اسلامی ایران حتی با مدل حجاب زنان ترکیه نیز نمی‌توان در خیابان ظاهر شد و از کنار «ون»‌های گشت ارشاد گذشت.

هشت سال تمرین دمکراسی در دولت اول و دوم اصلاحات و بازخوانی دوباره قوانین از منظر انسانی و رویارویی نسلی برساخته از متولدین بعد از انقلاب با مباحث جدیدی همچون حقوق شهروندی و آزادی بیان و اندیشه و مطالبه‌گری زنان، باعث شد که مسائل این نسل در مناسبات سیاسی جدی گرفته شود و حق انتخاب پوشش دیگر به‌عنوان یک مطالبه «درجه چندم» تلقی نشود.

سخنان علم‌الهدی در نماز جمعه این هفته مشهد که بی‌حجابی زنان را عامل نزول بلا دانسته و گفته است: «بی‌حجابی دهن‌کجی به پیغمبر اسلام (ص) و خداست»، تازگی ندارد. در سالیان گذشته بارها علمای مذهبی رعایت نکردن کامل حجاب اسلامی را یکی از دلایل افزایش بلایای طبیعی در ایران اعلام کرده‌اند.

چهل سال پس از از دست رفتن حقوق اجتماعی و قانونی زنان، بخش عمده‌ای از کنشگران اجتماعی دیگر به دنبال جذب رضایت و تغییر عقیده مجتهدان در قوانین مربوط به زنان نیستند. آن‌ها می‌خواهند که قوانین مطابق با حقوق انسانی بازنویسی شود؛ حتی اگر در مواردی، مانند ارث، حقوق مدنی و شهروندی، در مغایرت آشکار با قوانین اسلامی باشد.

گروهی از زنان در سال ۱۳۸۵ برای تغییر قوانین ناعادلانه در ایران حرکتی را آغاز کردند که منسجم‌ترین فعالیت مدنی در تاریخ معاصر ایران تا آن زمان بود. هدف کمپین «تغییر برای برابری»، جمع‌آوری یک ‌میلیون امضا از شهروندان بالای ۱۸ سال به ‌منظور درخواست تغییر قوانین تبعیض‌آمیز در ایران بود. آغازگران این حرکت مدنی اعتقاد داشتند که تغییر قانون بدون آگاهی بخشی عمومی و گفت‌وگو میان شهروندان و همراهی جمعی، مؤثر نخواهد بود.

وجود شرایط حجاب اجباری در ایران باعث شده است که در مواردی چون استفاده از فضاهای مشترک شهری، وسایل حمل‌ونقل عمومی، امکانات تفریحی و ورزشی، زنان که به‌عنوان بخشی از جامعه بار ساختن آن را بر دوش دارند، از برخورداری برابر از حقوق شهروندی در استفاده از آن‌ها بی‌نصیب باشند.

حجاب و کشف حجاب اجباری در ایران، با فشار قانون، ترس از دست دادن شغل یا منع از ادامه تحصیل، از دست دادن موقعیت اجتماعی، و سرانجام ترس از بازداشت و زندان برقرار شد. در نبود آمارهای موثق و دقیق، نمی‌توان گفت که میزان رضایت جامعه از وضعیت فعلی چقدر است و یا چه تعدادی از زنان داوطلبانه حجاب اسلامی را رعایت می‌کنند؟ اما مشخص است که تعداد زیادی از زنان دیگر مایل به پوشاندن بدن خود با معیارهای جمهوری اسلامی نیستند، اما معتقدند که جامعه باید همراه با زنان در پرداخت هزینه‌های این مبارزه مشارکت کند.

فعالان حقوق زن معتقدند که برای برقراری برابری، باید تمام افراد جامعه از این موانع مطلع باشند و برای رفع آن تلاش کنند. در این صورت، دیگر صدور احکام و قوانین خلع‌الساعه نمی‌تواند تمام حقوق زنان را با یک امضا از آن‌ها سلب کند. آنان همچنین معتقدند که پس از رفع موارد قانونی، زنان باید امکان استفاده از این حق را داشته باشند و از طرف جامعه و خانواده و کارفرما مجبور به رعایت نوع خاصی از پوشش به بهانه محافظت از ارزش‌های خانواده یا حساسیت‌های فرهنگی نشوند.

در اولین روز اجبار زنان به رعایت حجاب، آیت‌الله طالقانی کوشید تا زنان خشمگین را آرام کند. اما امروز حتی شخصی در جایگاه او هم نمی‌تواند به زنان ایرانی بگوید، «حالا اگر یه روسری هم سرشان بیندازند به‌جایی برنمی‌خورد.»

اختلال در اینترنت ایران در پی جهانی شدن طوفان توییتری #اعدام_نکنید

در پی تایید حکم اعدام سه نفر از معترضان تظاهرات سراسری آبان ۱۳۹۸ در ایران، اعتراضات و واکنش‌ها به این احکام بالا گرفته است.

سازمان عفو بین‌الملل و دیدبان حقوق‌بشر هر دو در بیانیه‌های جداگانه خواستار لغو حکم اعدام امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی شده‌اند. این سه نفر از دستگیرشدگان اعتراضات آبان ماه ۱۳۹۸ هستند.

به گفته این دو نهاد بین‌المللی محاکمه این سه نفر ناعادلانه بوده و با ضرب‌وجرح، شوک الکتریکی و آویزان شدن مورد شکنجه قرار گرفته‌اند.

دو نفر از این متهمان به ترکیه فرار کرده بودند، اما ماموران پلیس در ترکیه آنها را به ایران تحویل داد.

در همین حال سازمان نظارت بر اینترنت "نت بلاکز" می‌گوید از ساعت ۹ و نیم شب سه‌شنبه به وقت ایران، اینترنت در این کشور قطع یا مختل شده است.

سایت خبری آی‌تی‌ایران نیز در حساب توییتری خود با انتشار نموداری از اختلال اینترنت در برخی شهرها و اپراتورهای ایران خبر داده است.

غلامحسین اسماعیلی سخنگوی قوه قضاییه ایران روز سه‌شنبه با اعلام خبر تایید حکم اعدام این سه معترض در دیوان عالی کشور گفت این حکم برای اجرا به دادسرا رفته است.

در پی اعلام این خبر کاربران اینترنتی در ایران و خارج از مرزهای این کشور، کارزاری توییتری را با هشتگ #اعدام_نکنید آغاز کردند که ظرف چند ساعت به ترند جهانی توییتر تبدیل شد و تا زمان نشر این خبر این هشتگ بیش از دو میلیون و ۶۰۰ هزار بار منتشر شده است.

رویا برومند از نهاد حقوق بشری بنیاد عبدالرحمن برومند در حساب توییتری خود با دعوت از غیرایرانیان در این کارزرار گفته حضور ایرانی‌ها در این کارزار چنان پررنگ بوده که به اختلال در شبکه اینترنت کشور منجر شده است.

حساب توییتری فارسی وزارت خارجه آمریکا با انتشار تصویری از اعدام‌های صحرایی نیز از این کارزار حمایت کرده و گفته است چهل و یک سال اعدام کافی است. اعدام نکنید.

لن خودروفسکی از مشاوران ارشد روابط عمومی وزارت خارجه آمریکا در حساب توییتری شخصی خود از این کارزار حمایت کرده و نوشته جهان صدای ایرانیان را می‌شنود.

غلامحسین اسماعیلی درباره تایید حکم اعدام این سه نفر در ارتباط با حوادث آبان ماه اضافه کرد: "اینکه حکم اجرا شود یا نشود ممکن است در فرآیند قانونی دادرسی های فوق العاده یا اعمال ماده ۴۷۷ یا هر موجب قانونی تغییر کند. اما خبر تایید حکم صحت دارد."

این بازداشت‌شدگان سوم اسفند ۱۳۹۸ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی به اتهام‌هایی از جمله "مشارکت در تخریب و تحریق به قصد مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران" و "محاربه" به اعدام محکوم شده بودند. امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی در این دادگاه همچنین به "سرقت مسلحانه مقرون به آزار در شب" به تحمل زندان و شلاق محکوم شدند.

چهار روز پیش، مصطفی نیلی، وکیل سه متهم اعتراض‌های آبان‌ماه گفته بود "دیوان عالی کشور با فرجام‌خواهی مخالفت کرده است" و او به دنبال آن است تا با "درخواست اعاده دادرسی" این حکم را نقض کند.

قاضی ابوالقاسم صلواتی این سه نفر را در اسفند ماه به اعدام محکوم کرد.

در آبان ۱۳۹۸ با تایید آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران، قیمت بنزین به طور غافلگیرانه سه برابر شد و موج بی‌سابقه‌ای از اعتراضات شهرهای مختلف ایران را دربرگرفت. هرچند آغاز تجمع‌ها مسالمت‌آمیز و با بستن خیابان‌ها بود، اعتراضات به سرعت به خشونت کشیده شد و ماموران امنیتی دستکم ۳۰۰از معترضان را به ضرب گلوله کشتند و هزاران نفر را بازداشت کردند.

شماری از افراد مطلع از روند بازجویی و بازداشت این سه نفر می‌گویند که محاکمه آنها عادلانه نبوده و از این سه متهم "با شکنجه اقرار گرفته شده است."

هرانا، خبرگزاری حقوق بشری، به نقل از منابع آگاه گزارش داده که سعید تمجیدی و محمد رجبی به خانواده خود گفته‌اند بسیاری از اتهامات مطروحه "مانند اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین خلق" ناروا بوده و "تحت شکنجه" چنین اقراری اخذ شده است. آنها تاکید کرده‌اند که "به هیچ وجه با هیچ گروهی در خارج از کشور ارتباط نداشتیم."

سازمان عفو بین‌الملل گزارش داده که بعد از بازداشت امیرحسین مرادی، این دو نفر به ترکیه فرار کرده بودند، اما ماموران پلیس در ترکیه آنها را به ایران تحویل دادند.

پیش از این اظهارات مصطفی نیلی در توییتر، او و حسین تاج، وکیلان دادگستری در تهران، گفته‌ بودند که نتوانسته‌اند به عنوان وکلای آقایان مرادی، تمجیدی و رجبی به پرونده این سه متهم دسترسی داشته باشند. میزان، خبرگزاری قوه قضاییه ایران، برای تکذیب صحبت‌های وکیلان مدافع چند عکس و سند از دادگاه منتشر کرد که افرادی را در جایگاه وکیل مدافع امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی نشان می‌داد. اما کسانی که مطابق این تصاویر وکالت آقایان مرادی، تمجیدی و رجبی را به عهده داشته‌اند افرادی به جز آقایان نیلی و تاج هستند که سابقه وکالت در پرونده‌های حقوق بشری را دارند.

اعدام یک نفر به اتهام جاسوسی

آقای اسماعیلی همچنین امروز در نشست خبری خود با اشاره به پرونده‌ متهمان جاسوسی در ایران گفت "هفته قبل حکم اعدام رضا عسگری یکی دیگر از جاسوس‌هایی که کارمند بازنشسته هوافضای وزارت دفاع کشور بود، اجرا کردیم".

سخنگوی قوه قضاییه درباره رضا عسگری گفت "او در سال ۹۵ بازنشست شد، اما در سال‌های پایان خدمت به سرویس سیا وصل شد و به جهت اطلاعاتی که در حوزه موشک‌های ما داشت، آن‌ها را به سازمان سیا فروخت و از آن‌ها پول گرفت اما شناسایی، محاکمه و محکوم به اعدام شد".

یکسال پیش هم قوه قضائیه حکم اعدام جلال حاجی ‌زوار، کارمند قراردادی سازمان هوافضای وزارت دفاع را به اتهام جاسوسی اجرا کرده بود.

اکنون آقای اسماعیلی با اشاره به اجرای حکم رضا عسگری گفته حکم محمود موسوی مجد از نیروهای پیشین سپاه قدس نیز قطعی و لازم‌الاجراست. او حکم این دو نفر را مشابه خوانده است.

این مقام قضایی گفته "ما با کسی تعارف نداریم و با امنیت کشورمان معامله نمی‌کنیم".

قوه قصائیه ایران گفته است که محمود موسوی مجد از نیروهای پیشین سپاه قدس برای اسرائیل و آمریکا جاسوسی کرده و حکم اعدام او در دیوان عالی کشور تایید شده و به‌زودی اجرا خواهد شد اما موسوی مجد در پیام صوتی منتسب به او، به فارسی و عربی که از زندان ارسال کرد، از "روند ناعادلانه دادگاهش" خبر داده و گفته: "کسانی بنا دارند با اعدام زودهنگام بنده برخی منافع شخصی خود را محفوظ نگه دارند.

۲۴ تیر، ۱۳۹۹

طوفان توییتری؛ رژیم ایران با کرونا، زندانیان سیاسی را شکنجه می‌کند

نرگس محمدی از ابتلای خود و تعدادی از زندانیان به کرونا در زندان خبر داد.

در پی انتشار نامه نرگس محمدی، فعال مدنی زندانی در زندان زنجان که از ابتلای خود و تعداد دیگری از زندانیان به کرونا و نبود امکانات درمانی و بهداشتی خبر داد، کاربران ایرانی با انتشار پیام هایی با هشتگ #شکنجه_با_کرونا یک طوفان توئیتری به راه انداختند.

کاربران در توئیتر با انتشار پیام‌هایی، با اشاره به این بخش از نامه خانم محمدی که اعلام کرد «با ابتلا به کرونا بدون دارو وخدمات پزشکی بسر میبرم»، عنوان کردند که ممانعت از اعطای مرخصی به زندانیان مبتلا به کرونا را مصداق شکنجه دانسته و آن را تلاش برای خاموش کردن صدای فعالان مدنی عنوان کردند.

ضیا نبوی در یک پیام توئیتری نوشت: انگار سیستم یک ویروس را در استخدام خود درآورده، تا با آن زندانیان سیاسی را شکنجه کند!
بهاره هدایت هم در توئیت خود به بخشی از گفت و گوی برادر نرگس محمدی اشاره کرده که محروم کردن این زندانی مبتلا به کرونا را از دارو و مراقبت، اقدام برای مرگ خاموش او عنوان کرد.

شاهین میلانی هم در پیام خود با هشتگ شکنجه_با_کرونا نوشت: جمهوری اسلامی به هر طریقی بتواند زندانیان را آزار میدهد، زندانیانی که اصلا نباید زندانی باشند.

اعظم بهرامی به خطری که زندانیانی نظیر خانم محمدی و احمدرضا جلالی را تهدید می کند پرداخت و نوشت: برای بسیاری از زندانیان مثل نرگس محمدی یا احمدرضا جلالی که بیماریهای زمینه‌ای جدی دارند حتی در معرض ویروس کرونا بودن هم می‌تواند مرگ آور باشد. این مصداق شکنجه با کرونا نیست بلکه مصداق قتل زندانی در خاموشی و فراموشی است.

برخی از کاربران نیز به دیگر فعالان مدنی زندانی که بیماری ریوی داشته و در خطر ابتلا به ویروس کرونا هستند اشاره کردند؛ از جمله معلم زندانی و عضوهیات مدیره کانون صنفی معلمان تهران که بیش از دو سال است که بدون یک روز مرخصی در زندان است. محمد به بیماری ریوی مبتلاست.

فائزه عبدی پور هم به طور کلی به وضعیت زندان بزرگ تهران اشاره کرده است که امکان رعایت مسائل بهداشتی به دلیل شرایط زندانیان وجود ندارد. او نوشت که در هر سالن زندان بزرگ تهران زندانیان در کف زمین و راهروها و چسبیده به هم می خوابند و از مایع دستشویی و ماسک برای خودداری از ابتلا به کرونا هم خبری نیست.

نرگس محمدی بارها در طول دوران زندان به بیمارستانت منتقل شده است
نرگس محمدی و ۱۱ زندانی زن دیگر در زندان زنجان به خاطر داشتن نشانه‌های کرونا قرنطینه شدند
نرگس محمدی از قرنطینه شدن خود و ۱۱ زندانی دیگر به خاطر نمایان شدن علائم کرونا در زندان خبر داده است.

نرگس محمدی، نایب رئیس و سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر و فعال مدنی زندانی که چندی پیش از زندان اوین همراه با ضرب و شتم به زندان زنجان منتقل شد، در دو پرونده جداگانه با موارد اتهاماتی جدیدی روبرو شده است.

پیش از این نرگس محمدی  که از اواسط اردیبهشت ماه سال ۹۴ در زندان به سر می‌برد پس از تحصن به همراه ۷ زندانی زن دیگر در اعتراض به کشتار آبان ماه، با خشونت از زندان اوین به زندان زنجان منتقل شد.

در این راستا عفو بین الملل نیز همزمان با آغاز ششمین سال حبس این فعال حقوق بشر خواستار آزادی بی درنگ و بدون قید و شرط او شده است.

روحانی : شرایط اقتصادی کشور و مردم خوب، مطلوب و بهتر از پارسال است

حسن روحانی رییس جمهوری اسلامی ایران

حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی ایران، امروز چهارشنبه ٢٧ فروردین در نشست هیئت دولت گفت که شرایط اقتصادی کشور امسال "شرایط خوبی" است و "دشمنان" به دروغ تبلیغ می کنند که اوضاع اقتصادی ایران امسال از سال گذشته بدتر خواهد بود.

روحانی در جای دیگری از سخنانش افزود که سال گذشته "رشد اقتصادی ایران بدون نفت مثبت بود." و "امسال همۀ پیش بینی ها به ما می گویند که رشد اقتصادی [باز هم] مثبت است."

روحانی سپس افزود که بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران پیش بینی کرده که در سال جدید کشور علاوه بر رشد اقتصادی از کاهش تورم نیز بهره مند خواهد بود. او گفت : "بانک مرکزی امسال شرایط تورم را از دو سال گذشته بهتر پیش بینی می کند و اینگونه نیست که رسانه های خارجی تبلیغ می کنند که مردم گرفتارند و امسال مشکلات فراوانی خواهد بود."

روحانی گفت : "شرایطی که رسانه های خارجی ترسیم می کنند کاملاً دروغ است" و بر خلاف ادعاهای آنها "امسال سال خوبی است." او گفت که مشکلات ناشی از تحریم های آمریکا و بیماری کرونا باقی است، "ولی آن شرایط سیاهی که رسانه های خارجی ترسیم می کنند [تا] دل مردم را خالی کنند کاملاً دروغ و بی اساس است." روحانی سپس تأکید کرد که "علیرغم همۀ مشکلات شرایط مردم قابل قبول و مطلوب خواهد بود."

صندوق بین المللی پول، در گزارشی که دیروز سه شنبه چهاردهم آوریل منتشر کرد، اعلام نمود که اقتصاد ایران برای سومین سال متوالی امسال نیز رشد منفی خواهد داشت و رکود و تورم این کشور که یکی از بالاترین نرخ های تورم در جهان است تشدید خواهند شد.

روحانی به گزارش تفریغ دیوان محاسبات کشور دربارۀ گم شدن چهار میلیارد و هفتصد میلیون دلار از منابع بودجۀ سال ٩٧ نیز واکنش نشان داد و گفت "نظارت دیوان محاسبات باید عام باشد" و دربارۀ سرنوشت حدود پنج میلیارد دلار منابع ارزی کشور باید از "نهادهای انقلابی و فرهنگی، قوا و دستگاه هایی" سئوال کند که "از بودجه استفاده می کنند". خود روحانی نگفت که کدام "دستگاه و نهاد انقلابی و فرهنگی" از منابع بودجۀ تحت نظارت وی استفاده کرده است.