۲۸ مرداد، ۱۳۹۹

ادامه اعتصاب‌های کارگری هم‌زمان با اعتراض کارمندان بخش دولتی

 

اعتصاب‌های کارگری در ایران با تجمع در هفت‌تپه و هپکو و همچنین تجمع آموزش‌یاران نهضت سوادآموزی و کارگران کنتورسازی قزوین ادامه یافت.

خلع ید بخش خصوصی، پرداخت حقوق معوقه و همچنین تعیین تکلیف وضعیت استخدام از مطالبات کارگران معترض است.

خبرگزاری ایلنا گزارش داد یکشنبه ۲۶ مرداد شماری از کارگران شرکت کنتورسازی ایران به علت «عملکرد نامطلوب مدیریت» این کارخانه مقابل استانداری قزوین تجمع کردند.

این کارگران به ادامه تعطیلی پنج ماهه این کارخانه در پی شیوع ویروس کرونا و عدم اقدام برای بازگشایی آن اعتراض داشتند.

همچنین، ۲۶ ماه معوقات مزدی و بی‌توجهی به مطالبات کارگران از جمله دیگر موارد مورد اعتراض کارگران بود.

هم‌زمان در شرکت نیشکر هفت‌تپه، کارگران با تجمع در مقابل فرمانداری شوش شصت‌وسومین روز اعتصاب خود را برگزار کردند.

بر اساس ویدیوهایی که کانال مستقل کارگران هفت تپه در تلگرام منتشر کرده، کارگران حاضر در اعتصاب وعده‌های داده شده برای حل مشکلات خود را «پوچ» خواندند.

عادل سرخه، یکی از کارگران هفت تپه در اعتصاب کارگران با تاکید بر اینکه هفت تپه باید از بخش خصوصی بازپس گرفته شود، گفت هفت تپه باید با نظارت کارگران به دولت برگردانده شود

این کارگران همچنین با حمل پلاکاردهایی خواستار رسیدگی به مطالباتشان از جمله پرداخت دستمزدها، بازگشت به کار کارگران اخراجی،‌ تعیین تکلیف وضعیت شرکت و رسیدگی به پرونده امید اسدبیگی، مدیرعامل شرکت،‌ شدند.

دور جدید اعتراض این کارگران ۲۶ خرداد شروع شده است.

برخی گزارش‌ها نیز حاکی از ادامه تجمع کارگران ماشین‌سازی هپکو در اراک است. این کارگران در محوطه شرکت تجمع کردند.

پیشتر ایلنا گزارش داده بود کارگران معترض می‌گویند با وجود گذشت یک سال از استقرار تیم مدیریتی سازمان خصوصی سازی در هپکو، هنوز سفارش ساختی نرسیده و تولید تعطیل است.

در سوی دیگر، گروهی از آموزش‌یاران نهضت سوادآموزی که در آزمون استخدامی پذیرفته نشده‌اند،‌ در مقابل ساختمان مجلس در تهران دست به تجمع زدند.

این آموزش‌یاران با سفر از شهرهای مختلف به تهران خواستار تعیین تکلیف وضعیت استخدامی خود شدند.

ایلنا نوشته حدود شش هزار نفر نتوانستند در این آزمون حد نصاب نمره را کسب کنند.

این خبرگزاری به نقل از برخی از این تجمع‌کنندگان نوشت که با وجود کسب نمره بالاتر از ۵۰ از ۱۰۰ از سوی ۷۰ درصد شرکت‌کنندگان، به افراد دیگری که نمره ۳۵ داشتند کمک شده تا قبول شوند.

روز شنبه دست‌کم ۱۵ تجمع و اعتصاب کارگری در نقاط مختلف کشور برگزار شده بود.

۲۷ مرداد، ۱۳۹۹

هادی خرسندی: سگ بی‌تربیتی که جان امام خمینی را نجات داد!

 

وقتی سردار خنثی، پاچه شلوارش را زد بالا، امام چه گفت؟

دعوای گرگ‌ها با هم به جایی رسیده که این گرگ به آن گرگ می‌گوید تو روباهی! آن گرگ به این گرگ می‌گوید اصلاً تو گرگ نیستی، خری!

حالا برای ضایع‌کردن همدیگر می‌گویند ادرار کردن سگی «بی‌تربیت»، جان امام خمینی را نجات داد و کودتای قطب‌زاده را خنثی کرد! (این نه طنز است، نه کنایه، عین خبر کتبی و ویدیویی است.»

«کمیته چک و خنثی سپاه پاسداران!». من نمی‌دانستم سپاه پاسداران جمهوری اسلامی چنین کمیته‌ای دارد. اگر می‌دانستم اول پیشنهاد می‌کردم یک اسم مثل آدم برایش بگذارند که معلوم باشد به کدام زبان است. یک‌جوری باشد که آدم موقع خواندن چیزی کم نیاورد و راحت به «سپاه پاسداران» بچسبد.

حالا این کمیته ناقص‌الخلقه، رئیس و معاون و مسئول و باجناغ رئیس و پسرخاله معاون و خواهرزن مسئول هم حتماً دارد، قول می‌دهم مادرزن علی‌البدل هم داشته باشد (مثل باقی مؤسساتشان)، که فعلاً کاری باهاشان نداریم جز با آقای « احمد کریم‌پور مسئول کمیته چک و خنثی سپاه پاسداران در دهه ۶۰» (یعنی دهه به دهه پست می‌گیرند؟)

خبر این بود که این آقای چک و خنثایی، گذاشته توی کار فرمانده حفاظت خانه خمینی. در تلویزیون مصاحبه کرده و گفته است که در جریان کودتای قطب‌زاده، یک سگ باعث نجات جان امام خمینی شده! یک سگ بی‌تربیت – حالا بیا و درستش کن!

از قضا مسئولش آمده درستش کند. حجت‌الاسلام‌والمسلمین سید سراج‌الدین موسوی فرمانده حفاظت خانه امام خمینی گفته اختیار دارید، سگ، سگ کی باشد؟، خودم فرمانده حفاظت  خانه آقا بودم.

ایشان به تکه‌تکه نوار ویدئوی جواب کتبی داده. مسئول چک و خنثای سپاه پاسداران می‌گوید که در اطراف خانه امام خمینی چند خانه بود از جمله خانه قطب‌زاده و…

ماجرای سگی که تربیت نداشت!

«در آن روز صاحب‌خانه چهارم- یک مراسم تولد برای بچه‌اش می‌گیرد، آن‌ها یک سگ داشتند، این حیوان می‌آید، توی آن سالنی که در تدراک مراسم بودند، ادرار می‌کند، معمولاً سگ‌های تربیت‌شده این کار را نمی‌کنند. (سگ بی‌تربیت) وقتی سگ ادرار می‌کند، صاحب‌خانه عصبانی می‌شود و سگ را شلاق می‌زند، حیوان فرار می‌کند، می‌رود حیاط منزل و می‌رود روی دیوار و می‌پرد توی آن خانه خالی. مراسم -تولد- وقتی تمام می‌شود، این صاحب سگ می‌آید به بچه‌های کمیته می‌گوید: «این سگ ما یک اشتباهی کرده بود و ماهم زده بودیم و رفته توی این خونه بغلی، اگر بشه اجازه بدهید ما بریم بیاریمش.» بچه‌های کمیته می‌گن، ما خودمان می‌ریم می‌آریم. می‌رن می‌گردند، سگی نمی‌بینن. صاحب سگ می‌گوید «یک قناتی از بین این خونه -آن محیط وجود دارد، آنجا را بگردین». بچه‌های کمیته طبق این نشانی‌ها می‌روند نگاه می‌کنند، می‌بینند، سگ روی تعدادی جعبه، پُر ازمواد تی-ان-تی(TNT) و C۴ نشسته. که بعداً ما متوجه شدیم که اگر(کودتاچیان) نتوانستند، بیت خمینی را بمباران بکنند، این مواد منفجره را ببرند زیر خانه خمینی. چون این قنات می‌آمد در حوض حضرت خمینی می‌ریخت و من رفتم همه جا را گشتم و چک کردم و رفتم از آن «تونل» به خانه قطب‌زاده رسیدم. نزدیک ظهر بود خمینی گفتند به فلانی بگوید من می‌خوام بروم بالا… من درآن لحظه شلوارم را زده بودم تا بالای زانو چون در آب بودم…»

برای اطمینان از درستی آنچه حجت‌الاسلام حفاظتی از ویدئوی سردار خنثایی، نقل کرده‌، منِ هادی خرسندی، ویدئو را با دقت نگاه کردم (برای شهادت در تاریخ) که بدانم آیا آقای مکچوخسپ (مسئول کمیته چک و خنثی سپاه پاسداران) شلوارش را زده بود تا زانو بالا یا خیر؟

دیدم حجت‌الاسلام درست نقل نکرده. طرف حرف از زانو نزده. ایشان یک‌بار می‌گوید «پاهامو زدم بالا»، یک‌بار هم می‌گوید «پاچه‌مو زده بودم بالا»، (با دست هم به مصاحبه‌کننده نشان می‌دهد.) فرق چندانی هم نمی‌کند البته ولی از لحاظ شفاف‌سازی بد نیست که حتی برای آیندگان با خط میخی نوشته شود و بخصوص نسل‌های بعدی بدانند که حضرت امام دوست نداشته لنگ‌وپاچه ایشان را ببیند:

« …. یعنی پاهامو زدم بالا، امام داشتند مطالعه می‌کردند، می‌خواستند بیان برن بالا. نزدیک ظهر بود. گفتند که به فلانی بگید که من می‌خوام بیام برم بالا –( پاچه‌مو زده بودم بالا که تو آب‌ها داشتم اونجارو می‌گشتم –‌این‌جوری) بره توی آشپزخونه تا من بیام برم بالا…»

حجت‌الاسلام مسئول حفاظت بیت امام در پاسخ، همه ادعاهای او را رد می‌کند و می‌نویسد: آن محدوده مربوط به سپاه بوده و «برادران پاسدار هیچ مسئولیتی برای پیدا کردن آن سگ نداشته‌اند.» منزل مورد ادعا اصلاً قنات ندارد و تکذیب می‌کنم. «نه در قنات نه در منزل مذکور بمب و مواد منفجره وجود نداشته…»

حالا چه شده که بعد از این‌همه سال، اوشان به فکر خاطره‌گوئی افتاده، و ایشان به‌شدت موارد را دانه‌دانه تکذیب کرده؟، فقط قاضی منصوری می‌داند و بس! شما هم دیگر در اینترنت دنبال بقیه ماجرا نگردید. با هم «صلح» می‌کنند.

آنچه مرا، با این‌همه گرفتاری، به نقل این اخبار مهم و داغ واداشت، نه برای بزرگداشت خاطره سگی بود که  جان امام خمینی را نجات داد. (آن‌هم با بی‌تربیتی)، بلکه خبر از این جهت برایم جالب بود که بالأخره یک نفر در جمهوری اسلامی پاچه ورمال بودن خود را بروز داده درحالی‌که باقی‌شان مراتب پاچه‌ورمالیدگی خود را افشا نمی‌کنند. همین. می‌رویم سر پاچه‌ورمال بعدی.

**********

من و خبرهای وطن

-سعید حجاریان گفت:‌ «به آن بخش از خارج‌نشین‌ها که شناسنامه و گذرنامه ایرانی خود را پاره کرده و تبعه کشور متبوع خود شده‌اند و فقط با ما اشتراک زبانی دارند، باید همچون سایر اتباع خارجی نگریست زیرا تعلق خاطری به وطن نداشته و حتی در بزنگاه‌های حساس منافع کشور غیر را نمایندگی می‌کنند.»

این آقای محترم که نمی‌دانم پاچه‌هایش را تا کجا بالا زده، حدود بیست سال پیش هم شبیه چنین فرمایشی داشت. در اینجا سروده منتشرشده آن سال خودم را با افزودن بیتی در باب «اشتراک زبانی» دوباره تقدیم حضور مبارک ایشان می‌کنم:

در این بیست‌ودو سالی که گذشت از عمر تبعیدم
چنان غرق وطن بودم که غربت را نفهمیدم
در اینجا من خبرهای وطن را زندگی کردم
وزان اخبار گاهی گریه کردم گاه خندیدم
نماز وحشت هر جمعه را با مردمان بودم
تمام هفته از حرف امام ِجمعه ترسیدم
در اینجا من همه‌روزه به زندان اوین رفتم
همه شب بابت هر ضربه شلاق نالیدم
چه روزانی که از تکفیر اسلامی هراسیدم
چه شب‌ها کز هراس بمب صدامی نخوابیدم
اگر آتش گرفت آن سرزمین من سوختم اینجا
در آنجا زلزله آمد اگر، من نیز لرزیدم
زبان مشترک هم نیست ما را با تو، می‌فهمی؟
شباهت را فقط در گوش و چشم و دست و پا دیدم

۲۶ مرداد، ۱۳۹۹

محرومیت خواهران منصوریان «در پی انتقاد از ووشوکار دوپینگی سپاهی»

 

فدراسیون ووشو ایران نه فقط به دلیل انتقادهای دو خواهر منصوریان از فدراسیون ووشو، بلکه به دلیل انتقاد از مدال‌آور دوپینگی سپاه پاسداران به ۲۰ و ۸ ماه محرومیت محکوم کرده‌است.
پیام یونسی‌پور

رویا برومند: اگر وضع زندان‌ها خوب است، چرا اجازه بازدید نمی‌دهید؟

 

از زمان اعلام شیوع ویروس کرونا در ایران، نگرانی‌ها پیرامون وضعیت زندانیان در زندان‌های مختلف شدت گرفت. اگر چه مقامات جمهوری اسلامی اعلام کردند که صدها نفر را به مرخصی فرستاده‌اند و مدام تکرار می‌کنند که وضعیت بهداشتی زندان‌ها مطلوب است، اما همچنان زندان‌ها پر از زندانی است و مدام هم بر تعداد آن‌ها افزوده می‌شود. در عین‌ حال، شماری از زندانیان به کرونا مبتلا شده‌اند و معلوم نیست که در زندان در چه شرایطی به سر می‌برند. به بیشتر آن‌ها که زندانیان سیاسی و عقیدتی هستند، مرخصی داده نمی‌شود و مشخص نیست که چه تعداد از زندانیان گمنام بر اثر کرونا، جان خود را از دست داده‌اند. در مقابل هر اعتراضی نیز، دوربین‌های «برنامه ۲۰:۳۰» صداوسیما به داخل زندان‌ها می‌رود و فضایی را نشان می‌دهد که به گفته زندانیان و آن‌هایی که پیش‌تر حبس بوده‌اند، مملو از دروغ و فضاسازی است. در آخرین نمونه، ۲۲مرداد۱۳۹۹، در پی انتشار اخبار ابتلای زندانیان سیاسی و عقیدتی بند هشت اوین به کرونا، دوربین‌های ۲۰:۳۰ گزارشی ثبت کردند که مورد اعتراض هم زندانیان و هم نهادهای حقوق بشری قرار گرفت.

«رویا برومند»، مدیر بنیاد «عبدالرحمان برومند»  که سال‌هاست در ثبت اسناد حقوق بشری فعالیت‌ دارد و به تازگی گزارش مفصلی از شرایط زندان‌های ایران در دوران کرونا را به نهادهای بین‌المللی از جمله سازمان ملل و اتحادیه اروپا تحویل داده است، در گفت‌وگو با «ایران‌وایر» تصریح کرد: «اگر بنا به گزارش ۲۰:۳۰ وضع زندان‌ها چنین خوب است، چرا جمهوری اسلامی به گزارش‌گر ویژه سازمان ملل اجازه بازدید نمی‌دهد؟»
این در حالی‌ست که تعدادی از زندانیان سیاسی و عقیدتی به خاطر فقدان بهداشت و درمان مناسب در زندان‌، اعتصاب غذا کرده‌اند. 

****

«چرا با هیچ‌کدام از زندانیانی که بیمار هستند گفت‌وگویی نشد؟ چرا در یکی از اتاق‌ها فقط یک نفر بود؟ چرا تخت‌ها خالی بود؟ بقیه زندانیان کجا بودند؟ به تازگی خبرهای بدی از بند هشت رسیده است. چرا وقتی دوربین وارد این بند شد، تصویر غیر شفاف بود؟ اگر وضعیت این‌قدر خوب است، چرا هیچ رسانه‌ای غیر از ۲۰:۳۰ اجازه گزارش ندارد؟ چرا به گزارش‌گر ویژه حقوق بشر سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری مجوز بازدید نمی‌دهند؟»

این‌ها بخشی از سوال‌هایی است که رویا برومند در خصوص گزارش ۲۰:۳۰ از زندان اوین که روز ۲۲مرداد۱۳۹۹ از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد، مطرح می‌کند. سوال‌هایی که البته پاسخ‌گویی برای آن‌ها نیست و شاید تنها بتوان بخشی از پاسخ‌ها را در بیانیه زندانیان سیاسی و امنیتی بند هشت که در پی این گزارش صداوسیما منتشر شد، پیدا کرد. در این بیانیه که ۱۵ زندانی سیاسی و عقیدتی بند هشت آن را امضا کرده‌اند، به «دروغ» بودن جزییات این گزارش اشاره شده است و به گفته آن‌ها «گزارشی که از بند چهار پخش شد، مربوط به اتاق‌هایی می‌شد که افرادی مانند غارت‌گران “صندوق ذخیره فرهنگیان”، “بانک سرمایه”، “موسسه ثامن” و چندین اختلاس‌گر سرشناس دیگر و سلطان‌های خودرو و چه و چه… » همچنین در بخش دیگری از بیانیه آمده که زندان فاقد امکانات پزشکی، تجهیزات لازم و داروی مکفی است. مسائلی که برنامه ۲۰:۳۰ سعی داشت خلاف آن را نشان دهد.

شرایط زندان‌ها در دوران کرونا و نبود اقلام بهداشتی، فقدان تجهیزات و عدم اهمیت به جان و سلامت زندانیان مسئله‌ای است که باعث شده در روزهای گذشته، تعدادی از زندانیان سیاسی و عقیدتی اعتصاب غذا کنند. «نسرین ستوده» وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر، از روز سه‌شنبه ۲۱مرداد۱۳۹۹ دست به اعتصاب غذا زده و دلیل آن را اعتراض به برخوردهای فراقانونی و بی‌اعتنایی متولیان امر به حق آزادی مشروط زندانیان اعلام کرده است. از همان روز و پس از اعلام این خبر، پنج تن از زندانیان بند هشت زندان اوین نیز در همراهی با این وکیل اعتصاب غذای خود را آغاز کردند. با وجود این، مقامات جمهوری اسلامی مدام بر کنترل شرایط زندان و مطلوبیت آن تاکید دارند و این گزارش‌ها را دروغ می‌خوانند و در مقابل، زندانیانی را در که اعتصاب غذا هستند، تهدید کرده‌اند که به انفرادی یا زندان‌های دیگر منتقل می‌کنند.

بنیاد برومند در اردیبهشت سال ۱۳۹۹، یعنی سه ماه پس از اعلام شیوع ویروس کرونا در ایران و افزایش نگرانی‌ها از آن‌چه در زندان‌ها می‌گذرد، گزارشی از بررسی وضعیت سیزده زندان ایران منتشر کرد و هشدار داد که ادامه این وضعیت می‌تواند به قیمت جان انسان‌ها تمام شود: «میزان ابتلا به ویروس کرونا در داخل زندان‌ها مشخص نیست و مقامات ایران تمایلی به شفاف‌سازی در این خصوص ندارند.»

برخی از زندانیان که تا فروردین‌ به مرخصی آمدند وضعیت زندان‌های مختلف را چنین شرح داده بودند که هیچ امکاناتی نیست، قرنطینه‌ای وجود ندارد، صابون و مایع‌ ضدعفونی‌کننده‌ و ماسک در اختیار زندانیان قرار نمی‌گیرد و چه برسد که فاصله‌گذاری اجتماعی که برای محیط زندان‌های ایران بیشتر به شوخی می‌ماند. اتاق‌های زندان‌ها نه تنها مملو از جمعیت است، بلکه در برخی از زندان‌ها به خاطر آلودگی، حشرات به بدن زندانیان آسیب زده‌اند؛ مثل «زندان مرکزی قم»، «فشافویه (تهران بزرگ)» یا «وکیل‌آباد مشهد».

رویا برومند در گفت‌وگو با ایران‌وایر یادآور شد که افشای واقعیت‌های زندان برای جمهوری اسلامی خوشایند نیست؛ چون «خودشان می‌دانند که وضعیتی را که در زندان‌ها ایجاد کرده‌اند حتی با قوانین خودشان هم مغایرت دارد چه برسد به قوانین بین‌المللی که امضا هم کرده‌اند. امروز اطلاعات سریع منتشر می‌شود و مردم در جریان واقعیت‌ها قرار می‌گیرند، اما جمهوری اسلامی با انتشار اخبار دروغ یا برنامه‌هایی مثل گزارش‌های ۲۰:۳۰ می‌خواهد افکار عمومی را منحرف کند تا جامعه به میزان قساوت آن‌ها پی نبرد. زندانیان اما در هراسی هر روزه به سر می‌برند؛ هراس از بیماری و مرگ. مجازات زندانی محرومیت از آزادی است و نه زندگی در بیماری و آلودگی. مسئولیت این شکنجه‌ و جنایت هم بر عهده مقامات زندان است و هم بودجه‌دهندگان و هم آن‌ها که تصمیم گرفتند طی سه ماه نخست شیوع ویروس کرونا، بیش از هفت‌هزار نفر را به جمعیت زندان اضافه کنند. آن‌ هم در شرایطی که نمی‌توانند از پس اقلام بهداشتی برآیند. آن‌ها زندان را مثل یک انبار کرده‌اند که هرچه نمی‌خواهند، در آن می‌ریزند و درش را می‌بندند که کسی نبیند، حتی خودشان؛ انباری مملو از انسان.»

اشاره رویا برومند به صحبت‌های «منصور هادی‌زاده»، دبیر «شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استان تهران» است که ۲۹تیر۱۳۹۹ اعلام کرد در سه ماه نخست سال «هفت هزار و ۷۰۲» نفر از «معتادان متجاهر» را بازداشت کرده‌اند؛ آن‌ هم در شرایطی که خبرها حاکی از ابتلای برخی زندانیان به ویروس کرونا بود. از سوی دیگر، در دی ماه ۱۳۹۶ «اصغر جهانگیر»، رئیس وقت «سازمان زندان‌ها»، خبر داده بود که دولت برای بودجه سال ۱۳۹۷، بودجه سازمان زندان‌ها را ۱۳ درصد کاهش داده بود، به طوری‌ که «سازمان زندان‌ها با این مبلغ نمی‌تواند سه وعده غذای مناسب برای زندانیان تهیه کند.»

رویا برومند با این مقدمه تاکید کرد که با توجه به تخصیص بودجه سالیانه، این انتخاب مقامات ایران است که امکانات خود را کجا خرج کنند: «این‌که انتخاب کنند حرم طلا در عراق بسازند یا چندین میلیون دلار به جامعه المصطفی اختصاص دهند یا بودجه‌های مملکت را برای جامعه ایران و زندانیان در نظر بگیرند نشان می‌دهد که چقدر به سلامت و احتیاجات مردم توجه می‌کنند.»

در حالی‌که برخی از نهادهای حقوق بشری حتی در خصوص زندانیان هم به مسئله تحریم‌ علیه ایران اشاره دارند و آن را باعث وخامت وضعیت زندان‌ها ارزیابی می‌کنند، رویا برومند می‌گوید که از همان بدو حکومت جمهوری اسلامی، وضعیت زندان‌ها همین بوده است و با توجه به تخصیص بودجه‌هایی که به آن اشاره شد، نباید تمرکز را روی تحریم‌ برد: «نمی‌گویم تحریم تاثیر ندارد، اما این انتخاب مقامات ایران است که برای کجا بودجه تخصیص دهند. سه سال پیش رئیس سازمان زندان‌ها از بدهی میلیاردی به بیمارستان‌ها و قبض‌های آب و برق گفت. از دهه شصت تا هنوز همین حرف‌ها را می‌شنویم. مدارک سازمان عفو بین‌الملل هم بیان‌گر همین مسئله است. چهل سال است که جمهوری اسلامی مردم را زندانی می‌کند. از طرفی می‌گویند تحریم باعث شده که صابون در اختیار زندانیان قرار نگیرد. خب سال‌هاست که ایران خودش صابون تهیه می‌کند.»

روز ۱۰مرداد۱۳۹۹ سازمان «عفو بین‌الملل» با انتشار بیانیه‌ای خبر داد به نامه‌های رسمی دست پیدا کرده است که بیان‌گر بحران شیوع ویروس کرونا است؛ به طوری‌که تراکم جمعیتی بالا و فقدان شرایط بهداشتی و تجهیزات پزشکی در زندان‌ها و بی‌توجهی عامدانه به مشکلات پزشکی زندانیان، زندان‌ها را به محلی خطرناک برای شیوع این ویروس تبدیل کرده است.

تمامی این شرایط در حالی پیش رفته است که مقامات جمهوری اسلامی طی ماه‌های اخیر خصوصا، بر سیاست‌های حبس‌زدایی تاکید کرده‌اند. مثل تصویب قانونی برای کاهش مجازات حبس تعزیری. این قانون در ۲۳اردیبهشت۱۳۹۹ تصویب و در ۲۲خرداد۱۳۹۹، از سوی «حسن روحانی»، رییس‌جمهور، برای اجرا ابلاغ شد. اما مسئله این است که به موازات چنین تصمیماتی، زندان‌ها مدام پر می‌شوند؛ مثل دستگیری معتادان که پیش‌تر به آن اشاره شد.

یکی از مسائلی که در این امر دخیل است و رویا برومند هم به آن اشاره دارد، جرم‌انگاری در قوانین جمهوری اسلامی است و مواردی که در هیچ‌کجای جهان به چشم نمی‌خورد: «کجای جهان کسی را به خاطر قرض مالی زندانی می‌کنند؟ کجای جهان انسان‌ها را به خاطر شرکت در مهمانی به زندان می‌فرستند؟ چرا کسی برای «توهین به رهبری» باید زندان برود؟ اصلا «توهین» به چه معناست؟ مسئولان زندان‌های مختلف اعلام کرده‌اند که ۹۰ درصد بازداشتی‌هایشان متهمانی هستند که برای اولین بار به زندان افتاده‌اند؛ آن‌ هم مثلا برای چند صد هزار تومان قرض. در قوانین جمهوری اسلامی نزدیک به ۲۰۰ مورد فعل مجرمانه برای اعدام تعریف شده است. تا وقتی که جرم‌زدایی نشود و تغییرات حقوقی و قانونی پیش نیاید، حبس‌زدایی هم صورت نمی‌گیرد. قبل از انقلاب زندانیان مواد مخدر ۵ درصد زندانیان ایران بودند و حالا بین ۶۰ تا ۷۰ درصد. این یعنی سیاست زندان تاثیری در کاهش جرم نداشته است. زندان و چنین جرم‌انگاری صرفا ابزاری برای سرکوب و ارعاب جامعه ایران است و نه کاهش جرم.»

تمامی این مستندات همواره از سوی سازمان‌ عبدالرحمان برومند به سازمان‌هایی مثل «سازمان ملل» و «اتحادیه اروپا» ارائه می‌شود. اگرچه جمهوری اسلامی اجازه نمی‌دهد که کمیته‌های حقیقت‌یاب و گزارش‌گر ویژه حقوق بشر از زندان‌های ایران بازدید کنند اما مستندات بر اساس شواهد و روایت‌های زندانیان، در اختیار آن‌ها قرار می‌گیرد. رویا برومند می‌گوید که این گزارش‌ها در مذاکرات میان جامعه بین‌الملل با جمهوری اسلامی تاثیرگذار است: «ارایه این اطلاعات در کنار فشار نهادهای حقوق بشری و همچنین دولت‌هایی که این مستندات را دریافت می‌کنند باعث می‌شود که جمهوری اسلامی را مورد سوال قرار دهند. برای ما شرایط زندانیان مهم است و حتی اگر این فشارها به آزادی آن‌ها ختم نشود، می‌تواند به بهبود شرایط زندان کمک کند.»

در عین‌حال، بنیاد عبدالرحمان برومند در پی خبر ابتلای برخی از زندانیان سیاسی و عقیدتی به کرونا و اعلام اعتصاب غذای آن‌ها کمپینی را با هشتگ «#آزادشان_کنید» به راه انداخته است تا بتواند توجه افکار عمومی و همچنین جامعه بین‌الملل را به آن‌چه در زندان‌های جمهوری اسلامی می‌گذرد جلب کند. در این کمپین، افراد مختلف با انتشار ویدیویی از خود و استفاده از این هشتگ در شبکه‌های اجتماعی به زبان‌های مختلف به شرایط وخیم زندان‌ها از نظر بهداشتی و پزشکی می‌پردازند: «در حال حاضر جامعه بین‌الملل روی مسئله این ویروس و همه‌گیری آن حساس است و می‌داند اگر هرکجا این ویروس کنترل نشود، به کشورهای دیگر هم خواهد رسید. برای همین فکر کردیم که این بهترین وقت است تا بتوانیم توجه جامعه بین‌المللی را به زندان‌های جمهوری اسلامی جلب کنیم. در عین‌ حال در صدد هستیم که قدم بعدی‌مان آگاه‌سازی جامعه بین‌الملل از چرایی بازداشت و شکنجه زندانیان مدافع حقوق بشر باشد. یعنی در کنار آن‌چه در زندان می‌گذرد، بگوییم که این افراد برای چه به زندان افتاده‌اند تا بتوانیم توجه‌شان را به مدافعان حقوق بشر هم جلب کنیم.»

جمهوری اسلامی طی چهل سال حکومت، سعی کرده است که آن‌چه را در زندان از حقوق انسان‌ها نقض می‌کند در سکوت خبری بگذراند تا هم کنترل افکار عمومی داخل ایران را در دست داشته باشد و هم ویترینی برای جامعه‌ بین‌الملل بسازد. اما بسیاری از فعالان حقوق بشر که طی چهار دهه گذشته از ایران تبعید شده‌اند، سعی دارند تا در مقابله با این سکوت اجباری، جامعه بین‌الملل را نسبت به آن‌چه در تاریک‌خانه‌های جمهوری اسلامی می‌گذرد، آگاه کنند. هرچند به نظر می‌رسد که جامعه بین‌الملل در مذاکرات و اقدامات خود در خصوص ایران، حقوق بشر را در اولویت ندارد و بیش از پیش مراودات صرفا سیاسی و اقتصادی را مد نظر خود قرار داده است، اما نهادهای حقوق بشری امیدوارند که بتوانند با ارائه مستندات بیشتر، دولت‌ها و نهادهای بیشتری را علیه نقض حقوق بشر در ایران، متحد و هم‌نظر کنند.

۲۵ مرداد، ۱۳۹۹

بی‌بی‌سی فارسی: سرنوشت ۷۷ معترض آبان در زندان فشافویه

 

معترضان بازداشتی در زندان فشافویه

۹ ماه پس اعتراضات آبان ماه فهرستی به دست بی بی سی فارسی رسیده است که نشان‌ می‌دهد بیش از ۷۰ تن از معترضان این وقایع با صدور احکام قطعی قضایی در زندان فشافویه دوران حبس خود را می‌گذرانند.

این فهرست صرفا مختص کسانی است که در زندان فشافویه (زندان بزرگ تهران) محبوس‌اند. این درحالی است که در آذرماه سال ۱۳۹۸، حسین نقوی حسینی، نماینده مجلس دهم تایید کرد که دست‌کم هفت هزار نفر در جریان این اعتراض‌ها دستگیر شدند.

حتی پس از این دستگیری‌ها، تا هفته‌ها پس از پایان اعتراضات آبان، پلیس و مقام‌های امنیتی از شناسایی و دستگیری شرکت‌کنندگان در این تجمع‌ها خبر می‌دادند.

قوه قضائیه تا امروز از اطلاع‌رسانی در خصوص رسیدگی به پرونده بازداشتی‌های اعتراض‌های آبان اجتناب کرده است.

اکنون فهرستی که به دست بی‌بی‌سی فارسی رسیده، نشان می‌دهد دستگاه قضایی ایران که هر هفته نشست خبری دارد، دور از چشم رسانه‌ها و بدون اطلاع‌رسانی شفاف در حال محاکمه معترضان آبان است.

سقوط درآمدهای نفتی و چشم دولت به ارز و طلای مردم

 

Iran, Wochengalerie KW4 (MEHR/M. Asgharipour)تولید نفت ایران بنا بر ارزیابی اوپک، از زمان تحریم‌های آمریکا روند نزولی داشته و این روند در ماه‌های گذشته همچنان ادامه دارد.

همچنین آمارهای شرکت اطلاعات کالا، کپلر، حاکی است که صادرات نفت کشور نیز روند نزولی خود را حفظ کرده، اگرچه طی ماه‌های گذشته نوسان‌هایی نیز داشته است.

بر اساس آمارهای اوپک تولید نفت ایران در دوران قبل از تحریم‌ها سه میلیون و ۸۳۰ هزار بشکه بود، اما در فروردین‌ماه سال جاری به دو میلیون بشکه رسید و از آن زمان روند نزولی نفت ایران همچنان ادامه داشته و در ماه گذشته به ۱ میلیون و ۹۳۶ هزار بشکه رسید که نسبت به ماه قبل آن ۱۱ هزار بشکه افت نشان می‌دهد.

ماه گذشته نیز این سازمان گزارش سالانه منتشر کرد و گفت که درآمدهای نفتی ایران در سال ۲۰۱۱ بالای ۱۱۰ میلیارد دلار بود و در سال ۲۰۱۸ به کمی بیش از ۶۰ میلیارد دلار و پارسال به ۱۸ میلیارد دلار سقوط کرد.

نکته مهم اینکه طی سال‌های گذشته همواره صادرات نفت حداقل سهمی ۶۰ درصدی در کل صادرات کشور داشت و دولت ایران به شدت وابسته به درآمدهای نفتی است.

در این میان شرکت اطلاعات کالا، کپلر، می‌گوید متوسط صادرات روزانه نفت کشور در سه ماهه ابتدایی سال جاری میلادی ۳۱۴ هزار بشکه بود، اما در سه ماهه دوم به ۱۷۳ هزار بشکه رسیده و در هفتمین ماه سال جاری (ژوئیه) به ۱۰۱ هزار بشکه سقوط کرده است.

البته، شرکت ردیابی نفتکش‌ها، تانکر ترکرز، هفته گذشته با انتشار تصاویری از عملیات انتقال پنهانی نفت ایران از یک کشتی به کشتی دیگر در دل اقیانوس‌ها، گزارش داد که احتمالا میزان صادرات نفت ایران دو برابر آن چیزی است که تاکنون تصور می‌رفت؛ اما اگر چنین چیزی درست باشد، باز هم میزان صادرات نفت ایران نسبت به دوران قبل از تحریم‌ها بیش از چهار برابر افت دارد و به نظر نمی‌رسد در سال جاری بتواند با توجه به افت قیمت نفت تحت تاثیر کرونا، در بهترین حالت بیش از سه تا چهار میلیارد دلار درآمد داشته باشد.

این در حالی است که در بودجه سال جاری دولت صادرات روزانه ۱ میلیون بشکه با قیمت بشکه‌ای ۵۰ دلار را گنجانده و انتظار دارد ۱۸ میلیارد و ۲۵۰ میلیون دلار درآمد داشته باشد.

آمارهای اوپک نشان می‌دهد که متوسط قیمت نفت ایران در چهار ماه آغازین سال جاری خورشیدی ۳۱ دلار بوده است و گزارش‌های زیادی نیز از تخفیف‌های چشمگیر ایران به مشتریان پنهانی نفت خود منتشر شده است؛ به عبارتی قیمت واقعی نفت ایران باید بسیار کمتر از ۳۱ دلار باشد.

تصمیم دولت برای جذب ارز و طلای مردم

سقوط درآمدهای نفتی و نیاز دولت به ارز باعث شده که دولت تصمیم گرفته اوراق سلف نفتی به مردم بفروشد، به این صورت که اگر مردم سکه و ارزهای خارجی خود را به دولت دهند، دولت اوراق سلف نفتی به آنها خواهد فروخت و بعد از سه سال، مردم می‌توانند هم اصل دارایی‌های خود را بازپس بگیرند و هم سود آن را. قبلا گفته شده بود دولت در نظر دارد سود ۳۰ درصدی برای اوراق سلف نفتی بدهد.

اما دولت نمی‌گوید آیا ارزهای خارجی یا سکه مردم را بعد از سه سال به خودشان باز خواهد گرداند، یا معادل ریالی آن را. اگر می‌خواهد ریال به مردم بازگرداند، با چه نرخی محاسبه خواهد شد.

همچنین در حالی که طی سه سال گذشته نرخ ارز از ۴۷۰۰ تومان به حدود ۲۳ هزار تومان اوج گرفته، آیا مردم برای تحویل ارزهای خارجی و سکه خود به دولتی که طی همین سه سال همواره قول داده جلوی رشد قیمت ارز را بگیرد و نتوانسته، ریسک خواهند کرد؟

نکته دیگر اینکه قیمت نفت ایران پارسال ۶۱ دلار بود و امسال به ۳۱ دلار رسیده است و معلوم نیست سه سال بعد چه ارزشی داشته باشد. دولت که قصد دارد به صورت مجازی و با اوراق سلف به مردم نفت بفروشد، بعد از سه سال با چه قیمتی می‌خواهد از آنها بازخرید کند.

و نکته مهمتر اینکه علت تصمیم دولت به فروش اوراق سلف نفتی به مردم، کاهش شدید ذخایر ارزی دولت و کسری هنگفت بودجه است و معلوم نیست سه سال آینده آیا ذخایر ارزی دولت بهبود خواهد یافت تا بتواند ارزهای مردم را به خودشان برگرداند.

همچنین بعد از سه سال چه تضمینی برای فروش نفت ایران خواهد بود؟

برای نمونه صندوق بین‌المللی پول پیش‌بینی کرده در سال جاری نزدیک ۲۰ میلیارد دلار از ذخایر ارزی دولت جمهوری اسلامی کاهش یابد و به ۸۵ میلیارد دلار برسد و سال آینده نیز به ۶۹ میلیارد دلار سقوط کند.

همچنین بنیاد بین‌المللی مالی که دفتر مرکزی آن در فرانسه است تخمین زده که اگر تحریم‌های آمریکا ادامه یابد، در سال ۲۰۲۴ ذخایر ارزی ایران به ۲۰ میلیارد دلار سقوط خواهد کرد که تنها برای واردات چند ماه کالا کفایت می‌کند.

بنابر ارزیابی بانک مرکزی ایران، مردم کشور ۳۵ میلیارد دلار ارز خارجی در خانه‌هاشان نگهداری می‌کنند و دولت می‌خواهد از این منابع برای کسری بودجه استفاده کند.

همچنین شورای جهانی طلا می‌گوید مردم ایران از ابتدای سال ۲۰۱۸ تا نیمه اول سال جاری میلادی (یعنی طی ۳۰ ماه گذشته) نزدیک ۱۱۰ تن سکه و شمش طلا خریداری کرده‌اند.

دولت ایران به این منابع نیز گوشه چشمی دارد و نه تنها در فروش اوراق سلف نفتی، در کنار ارزهای خارجی، دریافت سکه از مردم را برنامه‌ریزی کرده، بلکه روز پنج‌شنبه اعلام کرد که مالیات بر سکه‌های خریداری شده توسط مردم در سال گذشته خورشیدی را نسبت به سال ۹۷ به شدت افزایش داده است.

کسانی که بیش از ۱۰ سکه دارند، مشمول مالیات هستند. صاحبان ۱۰ تا ۳۰ سکه باید به ازای هر سکه ۲۰۰ هزار تومان، صاحبان ۳۰ تا ۵۰ سکه باید به ازای هر سکه ۵۲۰ هزار تومان و صاحبان ۵۰ تا ۱۸۵ سکه باید به ازای هر سکه ۶۵۰ هزار تومان مالیات به دولت بپردازند و اگر کسی بیش از ۱۸۵ سکه داشت، باید اظهارنامه مالیاتی پر کند.

برای نمونه مالیات بر بیش از ۱۰۰ سکه در سال ۹۸ حدود ۲۵۰ هزار تومان بود و در مورد داشتن کمتر از صد سکه نیز مالیات‌های سال جاری به شدت افزایش نشان می‌دهد.

همچنین در سال ۹۸ کسانی که ۲۰ سکه داشتند، مشمول معافیت از مالیات می‌شدند و امسال این رقم به ۱۰ سکه کاهش یافته است.

قیمت سکه از زیر ۲ میلیون تومان در ابتدای سال ۹۷ به نزدیک ۱۱ میلیون تومان در روزهای جاری اوج گرفته و سکه، یکی از امیدهای مردم برای حفظ دارایی‌های مالی خود در قبال افت ارزش ریال است.

۲۲ مرداد، ۱۳۹۹

ادامه اعتصاب هپکو و هفت‌تپه؛ اعتراض به بلاتکلیفی استخدام در بخش حمل‌ و نقل و بهداشت

 

گسترش اعتصاب‌های کارگری ایران با تجمع کارمندان و کارگران بخش‌های بهداشت و درمان و حمل و نقل ادامه یافت. همچنین کارگران صنایع هپکو و هفت‌تپه اعتصاب روزهای گذشته خود را ادامه دادند.

کارگران ماشین‌سازی هپکو در اراک سه‌شنبه ۲۱ مرداد در نهمین روز اعتصابشان را در حالی برگزار کردند که خواستار حضور مدیرعامل این شرکت و پاسخگویی او شدند.

کارگران هپکو با اعتصاب در محوطه شرکت نسبت به توقف تولید و بلاتکلیفی وضعیت شرکت اعتراض کردند.

خبرگزاری ایلنا نوشته کارگران معترض اعلام کردند با وجود گذشت یک سال از استقرار تیم مدیریتی سازمان خصوصی سازی در هپکو، هنوز سفارش ساختی نرسیده و تولید تعطیل است.

اعتصاب‌کنندگان همچنین از  پاسخگو نبودن تیم مدیریتی انتقاد کردند.

هم‌زمان کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه پنجاه و هشتمین روز اعتصاب خود را در مقابل فرمانداری شوش برگزار کردند.

این کارگران با حمل پلاکاردهایی خواستار رسیدگی به مطالباتشان از جمله پرداخت دستمزدها، بازگشت به کار کارگران اخراجی،‌ تعیین تکلیف وضعیت شرکت و رسیدگی به پرونده امید اسدبیگی، مدیرعامل شرکت،‌ شدند.

دور جدید اعتراض این کارگران ۲۶ خرداد شروع شده است.

اعتصاب دوباره در نهضت سوادآموزی

ایلنا گزارش داد شماری از آموزش‌دهندگان نهضت سوادآموزی ایران با تجمع مقابل وزارت آموزش و پرورش خواستار تعیین تکلیف وضعیت خود شده‌اند.

تجمع‌کنندگان که آموزش‌دهندگان «فرد به‌ فرد» پیش از سال ۱۳۹۲ بوده‌اند،‌ نسبت به قرار نگرفتن میان مشمولان آزمون استخدامی و ادامه بلاتکلیفی خود اعتراض کردند.

پیشتر نیز شماری از آموزش‌یاران نهضت سوادآموزی در اعتراض به بازماندن از تبدیل وضعیت استخدامی در مقابل ساختمان مجلس تجمع کرده بودند.

اعتصاب رانندگان اتوبوس

روز سه‌شنبه همچنین شماری از رانندگان اتوبوس شرکت خصوصی اتوبوسرانی در تهران با تشکیل تجمعی مقابل شرکت واحد نسبت به تعویق چهارماهه حقوق‌شان اعتراض کردند.

خبرگزاری مهر در همین زمینه گزارش داد رانندگان معترض ضمن انتقاد از تاسیس شرکت‌های خصوصی، با نصب بنرهایی روی اتوبوس خود نسبت به میزان طولانی ساعات کار، شرایط سخت کرونا و عدم پرداخت حقوق مناسب اعتراض کردند.

ادامه اعتصاب در بخش بهداشت و درمان

اعتصاب در بخش سلامت کشور که روز دوشنبه با تجمع هماهنگ کارمندان بخش درمانی بیمارستان‌ها در هفت استان شروع شد، در تهران ادامه یافت.

شماری از کارکنان این بخش در مقابل سازمان اداری و استخدامی تجمع کرده و خواستار تبدیل وضعیت استخدام خود شدند.

هم‌زمان سازمان اداری و استخدامی با صدور اطلاعیه‌ای درباره این تجمع‌ها اعلام کرد موضوع اعتراض و درخواست نیروهای شرکتی شاغل در دانشگاه علوم پزشکی استان تهران مرتبط به این سازمان نیست.

گزارش‌های دیگری نیز از تجمع شماری از نیروهای شرکتی بخش‌های دولتی در مقابل ساختمان مجلس در اعتراض به عدم تعیین تکلیف وضعیت استخدام منتشر شده است.