۲۲ اردیبهشت، ۱۳۹۹

اعتراض جمعی از فعالان صنفی معلمان به اخراج محمدحبیبی و اجرای حکم نجات بهرامی

استان وایر– جمعی از فعالان صنفی معلمان ایران با انتشار نامه سرگشاده‌ای به صدور احکام علیه محمد حبیبی و نجات بهرامی اعتراض کردند.
در این نامه آمده است: «در هفته معلم سال ۱۳۹۹ علاوه بر صدور حکم اخراج آقای محمد حبیبی که موجب خشم و البته شگفتی و تاسف بسیاری از معلمان کنش‌گر گردید؛ شاهد ابلاغ اجرای حکم حبس آقای نجات بهرامی معلم و روزنامه نگار بودیم .»
این معلمان با طرح پرسشهایی از مسئولان وزارتخانه نسبت به سایر اتفاقات پیرامون مسایل معلمان ایران پرسیده‌اند: «در حالی که هنوز خاطره تلخ اجرای ناقص و غیرشفاف قانون مدیریت خدمات کشوری پس از مدت‌ها انتظار و بلاتکلیفی فقط منجر به افزایش تبعیض وحشتناک نه تنها در مقایسه شاغلان وزارت آموزش و پرورش با هم ردیفان خود در سایر دستگاه های مشمول این ” قانون عام ” که به اختلاف بسیار زیاد در حوزه “صف و ستاد” وزارت آموزش و پرورش انجامیده است و البته هر روز شاهد توجیهات مقامات مسئول برای جا انداختن این امر هستیم ؛ چرا مسئولان این وزارتخانه با فعالان صنفی این گونه برخورد می کنند؟»
امضاکنندگان این نامه با اشاره به وضعیت خانواده‌ها در مواجهه با حکم اخراج می افزایند: «آیا اخراج یک معلم که با همه مسائل و مشکلاتی که گریبان گیر وی و خانواده ایشان ناشی از “حبس” است توسط مسئولانی که باید منادی فرهنگ نقادی، گفتگو و مهم‌تر از آن اجرای “منشور حقوق شهروندی” که درهمین دولت تصویب و کلی روی آن تبلیغات شده است؛ منصفانه، عادلانه و قانونی است؟»
نویسندگان نامه با اشاره به فراخوان اجرای حکم معاون سابق رسانه‌ای روابط عمومی وزارتخانه می‌نویسند: «فراخواندن آقای بهرامی که زمانی در مقام معاون رسانه‌ای مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، حداکثر تلاش خویش را برای به حداقل رساندن فاصله و شکاف “اداره و مدرسه” به کار می‌بست و از نظر ما و بسیاری؛ قصد ایشان اصلاح امور و ارتقای بهره روی و رضایت‌مندی در سیستم و کمک به رفع مشکلات و بحران‌های آن بوده است. آیا زندان رفتن ایشان در شرایط ناایمن و خطرناک ناشی از بیماری کرونا که تهدیدی جدی برای سلامت شهروندان است و نیز وضعیت و مشکلات جسمی که این معلم با آن دست به گریبان است ؛ امری انسانی و منطقی است؟ آیا با زندان رفتن افرادی مانند آقای بهرامی و یا اخراج و تهدید سایر معلمان مشکلات حل می شوند؟ تکلیف اصول قانون اساسی و حقوق ملت و تکالیف حاکمیت چه می‌شود؟ آیا بهتر نیست که حاکمیت با بالا بردن آستانه تحمل و رواداری ، موضع ملایم تر و منطقی تری با فرهنگیان داشته باشد؟ حل بحران‌ها راهش برخورد امنیتی و تهدید و ارعاب نیست.»
این معلمان «اتخاذ موضع “سکوت” از سوی وزیر آموزش و پرورش که خود را نماینده آموزش و پرورش و ذی نفعان آن می‌داند» را در این شرایط «قابل هضم و پذیرش» ندانسته و درباره اجرای حکم معاون سابق رسانه‌ای وزارتخانه و حکم هیات تخلقات اداری وزارت برای محمد حبیبی افزودند: «بدون تردید در حافظه آموزش و پرورش و معلمان ثبت و ضبط خواهد گردید و جایی را برای “دفاع” در آینده باقی نخواهد گذاشت. اگر توجیه مسئولان اجرایی در مورد آقای نجات بهرامی، تکیه بر اصل تفکیک قوا باشد اما این مساله به هیچ وجه نافی تلاش و اهتمام ایشان برای تعامل و تفاهم وزیر آموزش و پرورش با رئیس قوه قضائیه و سایر مسئولان برای ممانعت از اجرایی شدن حکم  حبس آقای بهرامی نیست .شاید دست وزیر آموزش و پرورش در مورد اجرای حکم حبس آقای بهرامی بسته بوده است اما معلمان این پرسش را مطرح می‌کنند؛ پس هیات تخلفات اداری وزارت آموزش و پرورش که زیر نظر مستقیم شخص وزیر فعالیت می‌کنند ؛ چرا این گونه با منتقدان و فعالان صنفی برخورد می کنند؟»
امضاکنندگان این نامه در پایان می‌نویسند: «امیدواریم که تکریم معلم و تعظیم در برابر جایگاه ” معلم ” فقط در حد شعار و حرف نباشد. انتظار ما از مسئولان توجه به خواسته‌های حداقلی و قانونی برای پیشرفت و ارتقای جامعه و گام‌های عملی برداشتن برای اعتمادسازی و احیای سرمایه اجتماعی است.»
اسامی امضا کنندگان به ترتیب: «جواد بابازاده رها، مهدی بهلولی، علی پورسلیمان، شهرام جمالی، محمد داوری، ابوالفضل رحیمی شاد، محمد شیورانی، نرگس ملک زاده، ولی میرزا سیدی، طاهره نقی یی، حمزه علی نصیری، محمدرضا نیک نژاد، علیرضا هاشمی»اعلام شده است.

۲۱ اردیبهشت، ۱۳۹۹

خط فقر در ایران به ۹ میلیون تومان رسید

استان‌وایر- یک آسیب‌شناس اجتماعی گفته که ۷۰ درصد جامعه ایران زیر خط فقر هستند و خط فقر هم به ۹ میلیون تومان رسیده است.
«محمد‌رضا محبوب‌فر» افزوده است: «خط فقر در اردیبهشت امسال هشت میلیون تومان اعلام شد اما خط فقر برای یک خانواده چهار نفره به مرز ۹ میلیون تومان نزدیک شده است.»
او اضافه کرده است: «تورم افسارگسیخته باعث شده تا فشار زیادی به خانواده‌ها وارد شود که اولین قربانی این فشارها، زنان هستند. طی پنج سال گذشته، تعداد خانواده‌هایی که زنان در آن شاغل شده‌اند، ۶۰ درصد افزایش داشته است.»
این کارشناس اضافه کرده است: «زنان ناگزیر به ادامه کار بیرون از خانه هستند که بخش عمده این زنان جدای از خشونتی که در خانه تجربه می‌کنند، در محل کار نیز خشونت جنسی و تبعیض را تجربه می‌کنند.»


وی هم‌چنین گفته است: «طلاق دیگر در کشور ما انگ نیست. فلذا شاهد افزایش طلاق نیز هستیم. اما این موضوع  در خصوص همه زنان صدق نمی‌کند.»

۲۰ اردیبهشت، ۱۳۹۹

نامه گلرخ ایرایی؛ فشارها بر زینب جلالیان ادامه دارد

خبرگزاری هرانا – گلرخ ابراهیمی ایرایی، زندانی سیاسی در زندان قرچک ورامین نامه‌ای در خصوص انتقال ناگهانی زینب جلالیان از زندان خوی به زندان قرچک ورامین نوشته و گفته است «زینب جلالیان یکی از قدیمی‌ترین زندانیان سیاسی ایران است. او پس از گذراندن سال‌ها حبس در بازداشتگاه‌ها و زندان‌های مختلف و پس از تحمل شکنجه‌های بسیار، مجدداً در روزهای اخیر از زندان خوی که نزدیک به محل سکونت خانواده‌اش است، به زندان قرچک ورامین منتقل شد و با فشارهای مجدد ماموران امنیتی مواجه شد.» خانم ایرایی همچنین به وضعیت سکینه پروانه، دیگر زندانی سیاسی پرداخته است و در نهایت در بخش پایانی این نامه که نشر آن همزمان با دهمین سالروز اعدام فرزاد کمانگر، معلم و فعال حقوق بشر شده است در سطوری از نوشتار خود که در ادامه می آید به این موضوع پرداخته است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، گلرخ ابراهیمی ایرایی، زندانی سیاسی در زندان قرچک ورامین نامه‌ای در خصوص انتقال ناگهانی زینب جلالیان از زندان خوی به زندان قرچک ورامین نوشته است.
زینب جلالیان، زندانی سیاسی که سیزدهمین سال از محکومیت خود را از در زندان خوی سپری می‌کرد، روز دوشنبه ۸ اردیبهشت ۹۹، به دلایل نامشخصی از زندان خوی خارج شد. او پس از خروج از زندان خوی ابتدا به زندان ارومیه و از آنجا به کرمانشاه، سپس به زندان اوین و نهایتا به بند قرنطینه زندان قرچک ورامین منتقل شد. این زندانی سیاسی در سال ۸۶ بازداشت و دو سال بعد به اتهام خروج غیر قانونی از کشور به یک سال حبس تعزیری و به اتهام محاربه به اعدام محکوم شد. حکم اعدام او در دادگاه تجدیدنظر و دیوان عالی کشور تایید اما با یک درجه تخفیف به حبس ابد تقلیل یافت.
گلرخ ابراهیمی ایرایی، زندانی سیاسی اکنون نامه‌ای در خصوص انتقال زینب جلالیان به زندان قرچک ورامین نوشته است.

متن کامل این نامه که جهت انتشار در اختیار هرانا قرار گرفته است در ادامه می‌آید:

«زینب جلالیان یکی از قدیمی‌ترین زندانیان سیاسی ایران است. او پس از گذراندن سال‌ها حبس در بازداشتگاه‌ها و زندان‌های مختلف و پس از تحمل شکنجه‌های بسیار، مجدداً در روزهای اخیر از زندان خوی که نزدیک به محل سکونت خانواده‌اش است، به زندان قرچک ورامین منتقل شد و با فشارهای مجدد ماموران امنیتی مواجه شد.
زینب جلالیان طی سال‌های طولانی حبس در برابر تمامی آزار و اذیت‌ها مقاومت کرد و تن به اعترافات دیکته شده‌ی امنیتی‌ها نداد.
این انتقال نابهانگام پس از سال‌ها حبس و همچنین انتقال سکینه پروانه دیگر زندانی سیاسی کرد به زندان قرچک ورامین که در ماه‌های اخیر فشارهای زیادی را متحمل شده شده، برای اعمال فشار بیشتر بوده است.
سکینه پروانه از زمان انتقال به زندان قرچک برای اعمال فشار بیشتر بارها با بیمارستان روان‌درمانی امین‌آباد منتقل و مورد صرب و جرح قرار گرفته است. و باید گفت این‌ها همه گویای نقض حقوق انسان است.
این حرکات کینه‌توزانه توسط ارگان‌های امنیتی محکوم است و سکوت در برابر آن جنایت است و مسئولیتی سنگین برعهده مدعیان می‌گذارد.
زینب جلالیان، نه فقط یک شخص و نه فقط یک زندانی است؛ بلکه مفهوم گم‌شده‌ی مبارزه در فضای مبتذل سیاسی امروز ایران است.
زینب جلالیان آموزگار الفبای آزادی‌خواهی است. او مفهوم مقاومتی است که توسط دوست و دشمن از یاد برده شد.
زنده باد یاد فرزاد کمانگر که در دهمین سالروز جان‌باختن‌اش هستیم. و پُر رهرو باد راه آزادی‌خواهانی که فریفته‌ی نام و جایگاه نشدند؛ و اگرچه سر به دار و تن به تازیانه داده‌اند، مفهوم مبارزه را دست‌خوش منافع و مطامع شخصی نکرده‌اند.
گلرخ ابراهیمی ایرایی / ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹ / زندان قرچک ورامین”.
در ارتباط با نویسنده این نامه گفتنی است، گلرخ ابراهیمی ایرایی زندانی سیاسی از تاریخ ۱۸ آبان ۹۸ دوران محکومیت خود را در بند مشاوره ۱ زندان قرچک ورامین سپری می‌کند.
گلرخ ایرایی در حالی که دوران محکومیت پیشین خود را در بند زنان زندان اوین سپری می‌کرد، به همراه همبندی سابق خود آتنا دائمی با گشایش پرونده دیگری مواجه و نهایتا توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۳ سال و ۷ ماه حبس تعزیری محکوم شد. دادگاه همچنین علاوه بر این هر یک این دو شهروند را به ۲ سال محرومیت از عضویت در گروه ها و احزاب محکوم کرد. این حکم مدتی بعد در مرحله تجدید نظر بدون تشکیل جلسه دادگاه عینا تائید و به آنان ابلاغ شد. بر اساس حکم صادره با اعمال ماده ۱۳۴ مدت ۲ سال و ۱ ماه از این حبس برای هر یک از آنها قابل اجرا است.
گلرخ ابراهیمی ایرایی در تاریخ ۱۹ فروردین ماه ۹۸ با پایان دوران محکومیت از بابت پرونده پیشین و با تودیع قرار وثیقه از بابت پرونده جدید از زندان آزاد شد. خانم ایرایی از سوم آبان ماه سال ۹۵ همزمان با آرش صادقی -همسر خود- در حال تحمل محکومیت حبس خود به دلیل فعالیت های مدنی در زندان اوین بود.

زلزله تهران و دماوند را لرزاند، دو کشته و ۲۳ مصدوم در زلزله بامداد امروز؛ اعلام آماده باش ۳ روزه در تهران

‘بنشین، پناه بگیر، سفت بچسب’؛ با زلزله چه باید کرد؟
براساس آخرین آمار اعلام شده از سوی منصور درجاتی، مدیرکل مدیریت بحران استان تهران زلزله بامداد امروز در تهران، دماوند و کرج تاکنون ۲ کشته و ۲۳ مصدوم برجای گذاشته است.
وی گفت که پس از زلزله اولیه “تاکنون زلزله ۲۰ پس‌لرزه داشته است که کمترین مقدار ۲.۱ و بیشترین ۳.۹ در مقیاس ریشتر ثبت شده است.”
به گفته آقای درجاتی یک مرد ۶٠ ساله حین فرار بر اثر تروما از ناحیه سر و یک زن ۲۱ ساله بر اثر ایست قلبی جان خود را از دست داده‌اند و ۲۳ مصدوم نیز گزارش شده است.
وی گفت: “۱۲ تن مصدومیت‌ جدی نداشتند و ۱۱ نفر مصدوم ناشی از ترس یا فرار در محل و یا پس از اعزام به مراکز درمانی ترخیص شده‌اند و هم‌اکنون هیچ کدام از مصدومان بستری نیستند”.
این مقام ارشد دولتی گفته است: “مرکزیت زلزله در نقطه امام‌زاده هاشم و منطقه مشاء دماوند است و در آبسرد، کیلان، گیلاوند و رودهن بیشتر از سایر نقاط استان تهران احساس شده است.”

آماده باش ۳ روزه

از سوی دیگر رضا کرمی، رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران تهران نیز گفته است که “احتمال دارد آماده باش مدیریت بحران برای زلزله تا سه روز آینده ادامه داشته باشد.”
آقای کرمی به خبرگزاری ایسنا گفت: “باتوجه به لرزه خیزی که در گسل مشا که یکی از گسل های شهر تهران داشتیم لازم است شهروندان یکسری نکات ایمنی را رعایت کنند، از جمله اینکه به مراکز امن اضطراری در محله خود مراجعه کنند.”
وی به شهروندان تهرانی توصیه کرد “راه های اضطراری را خالی نگه دارند و از توقف در این راه ها خودداری کنند، این راه ها با تابلو مشخص شده است.”
به گفته وی مردم تهران “اگر در ادامه بازهم با زلزله روبه رو شدند، در حین زلزله از خانه خارج نشوند و در محیط امن پناه بگیرند تا لرزش تمام شود و سپس از خانه خارج شوند. همچنین از آسانسور هم استفاده نکنند.”
زلزله در تهران
حق نشر عکسFARS
بامداد امروز زمین لرزه‌ای به بزرگی ۵.۱ که مرکز آن حومه شهر دماوند در استان تهران گزارش شده، این منطقه و تهران را به شدت لرزاند.
در پایتخت بسیاری از مردم این زمین لرزه را کوتاه اما شدید توصیف کرده‌اند.
این زمین لرزه که زمان آن کوتاه آن قوی توصیف شده بسیاری از شهروندان در تهران را هراس به خیابان‌ها کشید. خبرگزاری‌های داخل ایران می‌گویند این زمین لرزه در بخش‌هایی از استان‌های مازنداران، زنجان، قزوین و قم هم حس شده است.
مقام‌های مدیریت بحران در پایتخت وضعیت نارنجی اعلام کرده‌اند و از مردم خواسته‌اند از پارک کردن خودروها در مسیرهای اصلی و امدادی خودداری کنند.
رضا کرمی محمدی، رئیس ستاد مدیریت بحران شهرداری تهران از آماده‌باش نیروهای امداد برای سه روز آینده خبر داده و گفته: “با توجه به لرزه‌خیزی گسل مشاء توصیه می‌کنیم که شهروندان اپلیکیشن شهر آماده را نصب و نکات آموزشی در خصوص زلزله را مطالعه کنند.”
زلزله در تهران
حق نشر عکسFARS
مرکز ژئوفیزیک دانشگاه تهران گزارش کرده که زمین لرزه دماوند در عمق هفت کیلومتری زمین رخ داده است.
سازمان هلال احمر استان تهران اعلام کرده در روستای زیارت دماوند که کانون زلزله بود، خسارتی هنوز گزارش نشده است.
وزیر کشور ایران در دستوری به استاندار تهران و رئیس سازمان مدیریت بحران گفته کمک‌رسانی به مصدومان احتمالی با رعایت پروتکل‌های بهداشتی مربوط به کرونا صورت گیرد.

۱۸ اردیبهشت، ۱۳۹۹

مادران پشت میله‌ها؛ کمپین آزادی زنانی که بزهکار نیستند

جامعه بین‌المللی حقوق بشر در آلمان، به مناسبت روز مادر، کارزار کارت پستال مادران زندانی را به راه انداخته‌ است. مادرانی چون نسرین ستوده، نرگس محمدی از ایران و مارتا سانچز از کوبا که به جرم فعالیت مدنی محکوم شده‌اند.
    
Kombobild Iran - Nasrin Sotoudeh und Narges Mohammadi
فشار به جای گل، سلول انفرادی به جای محفل خانواده و اشک به جای برق چشم کودکان شاد… این وصف حال بسیاری از مادران زندانی در روز مادر است. مادرانی که نه به خاطر بزهکاری، بلکه به دلیل فعالیت‌های شجاعانه حقوق بشری‌، انتقاد از دولت‌ها یا آگاه کردن افکار عمومی، از حق آزادی محروم شده‌اند. آنها خودسرانه بازداشت شده‌اند، مورد آزار و تعدی قرار گرفته‌اند و احکام سنگینی دریافت‌ کرد‌ه‌اند. 
در اغلب کشورهای دنیا، دومین یکشنبه ماه مه، روز مادر است. جامعه بین‌المللی حقوق بشر در آلمان (IGFM) در این روز، یاد و نام مادرانی را گرامی می‌دارد که در رژیم‌های خودکامه و مستبد، به زندان افتاده‌اند. مارتین لسنتین، سخنگوی این جامعه می‌گوید: «جدا کردن کودکان از مادر وحشتناک است. احکام سنگین، ظالمانه و بی‌پایه، سوءرفتار و شرایط غیرانسانی حبس، باعث نابودی خانواده می‌شود و بیش از همه بچه‌ها را دچار آسیب‌های شدید روحی می‌کند.»
 جامعه بین‌المللی حقوق بشر در آلمان  نسرین ستوده، نرگس محمدی، کنشگران حقوق بشری از ایران و مارتا سانچز از “جنبش زنان سفید پوش کوبا” را نمونه بارز مادرانی خوانده که بدون هیچ جرم یا گناه، پشت میله‌های زندان به سر می‌برند. این تشکیلات از جامعه جهانی می‌خواهد چنین افرادی را فراموش نکنند و برای آزادی هر چه سریع‌تر آنها تلاش ورزند.
این سازمان حقوق بشری در همین راستا، کارزار کارت پستال مادران زندانی را راه انداخته‌ است. کمپین با کارت پستالی شروع شده که تصویر نسرین ستوده و شعار “Free Nasrin” روی آن نقش بسته است. مارتین لسنتین می‌گوید: «روز مادر مناسبت خوبی است تا به رژیم ایران نشان داده شود که کنشگران حقوق بشری فراموش نشده‌اند» این گروه امیدوار است که جلب توجه افکار عمومی و فشار جهانی، کمک کند که نسرین ستوده در روز مادر سال آینده، آزاد و در کنار فرزندانش باشد.
نسرین ستوده، وکیل و فعال حقوق بشر به ۳۳ سال زندان و ۱۴۸ ضربه شلاق محکوم شده و طبق قانون جزای اسلامی، ۱۲ سال از این مدت قابلیت اجرا دارد. نسرین ستوده به اتهام‌های “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، فعالیت تبلیغی علیه نظام، عضویت موثر در گروهک غیرقانونی و ضدامنیتی کانون مدافعان حقوق بشر، لگام (حذف اعدام) و شورای ملی صلح، تشویق مردم به فساد و فحشا و فراهم آوردن موجبات آن و ظاهر شدن بدون حجاب شرعی در محل شعبه بازپرسی، اخلال در نظم و آسایش عمومی و نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی” جمعاً به ۳۳ سال حبس و تحمل ۱۴۸ ضربه شلاق محکوم شده است.
 جامعه بین‌المللی حقوق بشر در آلمان او را زنی توصیف می‌کند که مرعوب تهدیدها، بدرفتاری‌ها و دستگیری‌های مداوم نشده و در زندان نیز به تلاش‌های مدنی خود ادامه داده است.  نسرین ستوده از جمله در بهار ۲۰۲۰ با اعتصاب غذای یک هفته‌ای، خواستار آزادی کلیه زندانیان سیاسی در ایران در پی بحران کرونا شد. ستوده که مادر دو فرزند و عضو هیات امنای IGFM است، در سال ۲۰۱۲ جایزه حقوق بشری پارلمان اروپا را دریافت کرده است. 
مارتا سانچز از اعضای “جنبش زنان سفیدپوش” در کوبا، از بهار ۲۰۱۸ در زندان به سر می‌برد. او که مادر چهار فرزند است، به اتهام اخلال در نظم اجتماعی و نافرمانی به چهارسال و نیم زندان محکوم شده است. اعضای این جنبش که در سال ۲۰۰۳ و در واکنش به بازداشت ۷۵ کنشگر و روزنامه‌نگار مستقل پایه‌گذاری شد. همسران، خواهران و مادران زندانیان سیاسی هستند. آنها لباس‌های یکدست سفید می‌پوشند و روزهای یکشنبه در اطراف کلیساهای شهرهای مختلف با عکس‌های عزیزان‌شان و شاخه‌ای گلایل، راهپیمایی یا تحصن می‌کنند. پارلمان اروپا، جایزه حقوق بشری ساخاروف را در سال ۲۰۰۵ به “جنبش زنان سفیدپوش” کوبا اهدا کرد. تظاهرات آنها همیشه با حمله گروه‌های فشار روبرو می‌شود. 
نرگس محمدی، نایب رئیس و سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر ایران نیز که دو فرزند دارد، از پنج سال قبل در زندان به سر می‌برد. او به ۱۶ سال زندان محکوم شده؛ شش سال به دلیل تبلیغ علیه نظام و ۱۰ سال به خاطر فعالیت در “کمپین گام به گام تا لغو مجازات اعدام”. او که از اردیبهشت ۹۴ در اوین محبوس بود، دی ماه ۹۸ با خشونت و زور به زندان زنجال منتقل شد.
خانم محمدی به آمبولی ریه و فلج عضلانی مبتلاست و مقامات قضایی به نامه‌های خانواده‌اش برای مرخصی در دوران کرونا پاسخی نداده‌اند. او چند ماه است از تماس تلفنی با فرزندانش نیز محروم شده است. دختر و پسر او پس از زندانی شدن مادر به پدرشان در فرانسه ملحق شده‌اند. تقی رحمانی، فعال سیاسی که خود ۱۴ سال در زندان‌های جمهوری اسلامی بوده، هشت سال است همسرش را ندیده است. 
جامعه بین‌المللی حقوق بشر در آلمان، دو ماه قبل نیز تجمعی اعتراضی در مقابل کنسولگری ایران در فرانکفورت، با فراخوان آزادی همه زندانیان سیاسی به ویژه زندانیان سیاسی زن برگزار کرد. این سازمان موفق شده بیش از ۱۰۰ سیاستمدار در پارلمان آلمان، پارلمان اتحادیه اروپا، مجالس ایالتی آلمان و همینطور افرادی از اعضای دولت آلمان را به سمت خود جذب کند تا همراه با آن در حمایت از زندانیان سیاسی در ایران مشارکت کنند.

مرگ ۲۶ نفر از کادر درمانی کشور در بیمارستان مسیح دانشوری

بی‌شک پرستاران و کادر پزشکی و درمانی بیمارستان‌ها و مراکز درمانی در ایران در خطیرترین محل مبارزه با ویروس کرونا ایستاده‌اند – عکس از خبرگزاری مهر – محمدرضا عباسی

آمار قربانیان در میان پرستاران و کادر پزشکی بیمارستان‌ها هر روز بیشتر می‌شود

سرعت شیوع گسترده ویروس کرونا در ایران و گرفتار شدن تمامی استان‌های کشور به این بحران ناشناخته و ناخوانده آن‌چنان زیاد بود که تمامی بخش‌های مملکت در فاصله‌ای کم‌تر از یک‌ماه، یک‌به‌یک تعطیل شدند. این میان تنها ارگان‌هایی که نه تنها کارشان به تعطیلی نکشید که ناچار به کار کردن در ساعات بیشتری از شبانه‌روز هم شوند، پرستاران و کادر پزشکی بیمارستان‌های سراسر کشور و عمدتا شهرهای بحران‌زده‌ای چون تهران و رشت و قم بودند. 
یکی از بیمارستان‌هایی که در روزهای شتاب شیوع کرونا در تهران، بسیار در خبرها از آن می‌شنیدیم بیمارستان «مسیح دانشوری» است. در روزهای اخیر آمارهای بسیاری از ابتلا و جان باختن برخی از پرستاران و کادر پزشکی این بیمارستان به گوش رسید.
یکی از پزشکان شاغل در این بیمارستان پایتخت با ابراز نگرانی نسبت به وضعیت موجود برای حفاظت از سلامت پرستاران و کادرهای پزشکی شاغل در بیمارستان به ایندیپندنت فارسی گفت: «۲۶ نفر در این بیمارستان جان خود را از دست داده‌اند که همگی یا پرستار بودند و یا  پزشک»
به گفته این پزشک شاغل در بیمارستان مسیح دانشوری این آمار شامل پزشکان و یا کادر پزشکی دیگر بیمارستان‌ها که برای درمان به این مراکز آمده بودند هم می‌شود.    
به گفته این پزشک در دو شب گذشته  ۹ پزشک بستری در این بیمارستان درگذشته اند و یک پزشک متخصص قلب هم صبح امروز از دنیا رفته است. 
این پزشک شاغل در بیمارستان مسیح دانشوری به ایندیپندنت فارسی گفت که «اصلی‌ترین مشکل نبود امکانات کافی برای رسیدگی و درمان بیمارانی‌ست که در یک بازه زمانی کوتاه بر تعداد آن‌ها افزوده شد». 
به گفته او «حجم بالای کار پرستاران و کادر پزشکی این بیمارستان را خسته کرده و باعث شده تا در خدمات‌رسانی با مشکل مواجه شویم».
این پزشک بیمارستان مسیح دانشوری گفت که «نبود امکانات کافی برای درمان و خدمات‌رسانی به بیماران باعث شده که در پیک شیوع بیماری، مراجعه مبتلایان به بیمارستان باعث شیوع بیشتر بیماری شود». 
این پزشک متخصص تاکید کرده است که سازمان بهداشت جهانی «به اندازه کافی» کیت تشخیص بیماری را به مقامات درمانی ایران تحویل داده است اما مشکل اساسی «نحوه توزیع این کیت‌ها و استفاده ناصحیح از آن‌هاست».
به گفته این پزشک شاغل در بیمارستان مسیح دانشوری «کشور حداقل تا پایان اردیبهشت ماه درگیر این ویروس خواهد بود». 
او هم‌چنین افزوده شدن بر ترس و نگرانی مردم در جامعه را یکی دیگر از دلایل دشوار شدن خدمات رسانی مراکز درمانی و بیمارستان‌ها عنوان کرد و گفت: «تعداد زیادی از افراد در جامعه نیز به دلیل رعب و وحشت از همه‌گیری سریع این بیماری در کشور، به بیمارستان‌ها و مراکز درمانی کشور مراجعه می‌کنند که در واقع اضطراب ناشی از ابتلا به ویروس کرونا، علایم کاذبی در آنها ایجاد کرده و همین امر هم خدمات‌رسانی به بیماران گرفتار به کووید ۱۹ را دشوارتر کرده است». 
پیش از این هم ابتلای چندین پزشک بیمارستان مسیح دانشوری در تهران به ویروس کرونا تایید شده بود. هفته گذشته بود که علی‌اکبر ولایتی رئیس بیمارستان مسیح دانشوری ابتلای دو پزشک این بیمارستان را به کرونا تایید کرده بود.
هم‌چنین خبرهایی مبنی بر افزوده شدن به تعداد این مبتلایان در بیمارستان مسیح دانشوری نیز مخابره شده است. 
بی‌شک پرستاران و کادر پزشکی و درمانی بیمارستان‌ها و مراکز درمانی در ایران در خطیرترین محل مبارزه با ویروس کرونا ایستاده‌اند. 
در روزهای گذشته اخبار زیادی از ابتلا و جان باختن بسیاری از پرستاران و پزشکان در سراسر کشور مخابره شد. هدی حسینی نژاد، رئیس سازمان صنعت و معدن استان کرمان به خبرگزاری ایرنا گفته است که ۴۱ درصد از افراد مبتلا به کرونا در این استان از خود کادر پزشکی هستند. به گفته او، کمبود «تامین ماسک، الکل و دستکش» از جمله مواردی است که کادر پزشکی را در خصوص مقابله با این بیماری آسیب‌پذیر کرده است. 
با گسترش ویروس کرونا در شهرهای شمالی کشور هم خبرهای زیادی از جان‌باختن پرستاران و پزشکان استان‌های گیلان و مازندران به گوش رسید؛ شیخ مرادی پرستار بیمارستان قائم در رشت و غلامرضا وثوقی‌کیا پرستار بیمارستان‌های آریا و پورسینای رشت از جمله این موارد هستند. 
صبح امروز انجمن های علمی گروه پزشکی با انتشار «بیانیه‌ای فوری» از حسن روحانی خواستند که با «کسب اختیارات لازم در مورد نیروهای مسلح»، شخصا اداره ستاد کشوری مقابله با کرونا را به‌عهده بگیرد: «در شرایط بحرانی کنونی و با توجه به ابعاد در حال گسترش مسئله و نیاز به همکاری جدی همه دستگاه‌ها این ضرورت احساس می‌شود که ریاست محترم جمهور شخصاً و با کسب اختیارات لازم در مورد نیروهای مسلح ریاست و اداره ستاد کشوری مدیریت بیماری کرونا را بر عهده گیرند و وزارت بهداشت نیز با تأمین نیازها و حمایت‌های لازم به وظایف دشوار خود عمل نماید.»
حسن روحانی، آخرین بار در روز شنبه در جلسه ستاد ملی مقابله با کرونا حضور یافته است. این ستاد هر روز تشکیل جلسه می‌دهد تا اقدامات دستگا‌ه‌های مختلف را با یکدیگر هماهنگ کند. براساس اعلام نهاد ریاست‌جمهوری، روحانی تنها در جلسات روز‌های شنبه این ستاد حضور خواهد یافت و اداره جلسات در بقیه روزها به عهده وزیر بهداشت است. 

۱۷ اردیبهشت، ۱۳۹۹

مریم حسین‌خواه: معاش معلمان و حقوق دانش‌آموزان، خواسته‌های اساسی معلمان معترض

اندازه قلم متن
روز معلم، سال‌هاست که دیگر صرفاً مناسبتی برای اهدای گل و هدیه به معلمان نیست. آنچه در این روز بیش از هر چیز دیگری به گوش می‌رسد، صدای اعتراض معلمان است. معلمانی که در سال‌های اخیر در پاسخ اعتراض‌‌‌های خود با تهدید، احضار، بازداشت و شلاق مواجه شده‌اند و با این حال از مطالبات‌شان دست برنداشته‌اند.
در گفت‌وگو با یکی از اعضای هیئت مدیره‌ی یکی از کانون‌های صنفی معلمان، دربارهی مطالبات معلمان، برخورد حکومت با معلمان معترض، و رابطه‌ی میان حرکت‌های معلمان با دیگر جنبش‌های اجتماعی پرسیده‌ایم. نام این فعال صنفی که به تازگی از سوی نهادهای امنیتی احضار شده، نزد آسو محفوظ است.

آسو – در سال‌های اخیر، یکی از گروه‌هایی که بارها برای پیگیری خواسته‌های خود دست به تجمع و تحصن زده‌اند، معلمان هستند. چرا معلمان اینگونه فعالانه و پیگیر به صحنه‌ی اعتراض آمده‌اند و چه مطالباتی دارند؟
جنبش معلمان متعلق به اکنون نیست و قدمتی بیش از ۵۰ سال دارد. این جنبش از کشته شدن دکتر خانعلی در تظاهرات معلمان جلوی مجلس در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰ تا کنون ادامه داشته است.
در سال‌های اخیر، یکی از دلایل عمده‌ی این پیگیری و حضور فعالانه، مطالبات معیشتی و موقعیت حرفه‌ای معلمان است. تبعیض در نظام پرداخت حقوق معلمان نسبت به سایر سازمان‌های دولتی سبب شده است که حقوق و مزایای دریافتی معلمان نسبت به سایر بخشهای دولت کمتر باشد. وعدههای دولت تاکنون نتوانسته این تبعیض را برطرف کند و مطالبات معیشتی همچنان یکی از مطالبات اصلی معلمان است. تغییر وضعیت آموزش در کشور هم یکی از دیگر خواسته‌های معلمان است.
در روز معلم امسال، مطالبه‌ی اصلی و محوری معلمان چیست؟
در اعتراض‌های معلمان عموماً چهار مسئله مطرح شده است: «وضعیت معیشتی معلمان»، «حقوق دانش‌آموزان» (شامل: آموزش رایگان و کیفی و عادلانه برای همه‌ی کودکان کشور، استانداردسازی فضای آموزشی در تمام مناطق کشور به‌ویژه مناطق محروم، لغو خصوصیسازی و کالاییسازی آموزش، تأمین امکانات آموزشی برای تمام کودکان کشور، حق آموزش به زبان مادری و حذف آموزش ایدئولوژیک از ساختار آموزشی کشور)، «آزادی معلمان زندانی» و «حق تشکل‌یابی مستقل و اعتراض به وضع موجود.»
در روز معلم امسال هم مانند سالهای قبل این مطالبات بیان خواهد شد. ضمن اینکه امسال وزارت آموزش و پرورش یکی از معلمان زندانی به نام محمد حبیبی را از شغل معلمی اخراج کرد. محکوم کردن اخراج این معلم و دفاع از حق او برای بازگشت به کار نیز از جمله مطالبات مهم امسال معلمان است.
پاسخ حکومت به اعتراض‌ها و خواسته‌های معلمان چه بوده است؟
نحوه‌ی برخورد حکومت جمهوری اسلامی همچون دیگر موارد، برخورد امنیتی و سرکوب بوده است. مثلاً در تجمع صنفیای که در سال ۹۷ به مناسبت روز معلم برگزار شد، نیروهای لباس شخصی به تجمع حمله کردند و تعداد زیادی از معلمان را به شدت کتک زدند، به طوری که کتف یکی از معلمانِ مَرد در رفت و پلک یک معلم زن پاره شد. همچنین محمد حبیبی، معلمی را که در حاشیهی تجمع ایستاده بود مضروب کردند و روی زمین کشیدند و با لگد بر قفسه‌ی سینهاش کوبیدند. تعدادی از معلمان زن هم که میخواستند از محمد حبیبی دفاع کنند، کتک خوردند. این فقط یک نمونه از این برخوردها است.
امسال وزارت آموزش و پرورش یکی از معلمان زندانی به نام محمد حبیبی را از شغل معلمی اخراج کرد. محکوم کردن اخراج این معلم و دفاع از حق او برای بازگشت به کار نیز از جمله مطالبات مهم امسال معلمان است.
شمار معلمان بازداشت‌شده در سالهای مختلف متفاوت است و عده‌ای از آنها هم اکنون بعد از گذراندن دوران محکومیت‌شان آزاد شدهاند. در حال حاضر، محمد حبیبی با حکم ده‌ سال و نیم حبس (که هفت سال و شش ماه‌اش قابل اجرا است) و ۷۴ ضربهی شلاق در زندانِ تهرانِ ‌بزرگ زندانی است، و اسماعیل عبدی هم با حکم شش سال حبس در زندان اوین به سر می‌برد.
در شهرستانها هم به هفت نفر از معلمان استان خراسان شمالی در دادگاه بدوی در مجموع ۴۱ سال حکم حبس داده‌اند و منتظر حکم دادگاه تجدیدنظر هستیم. البته شمار زیادی از معلمان هم از سوی نهادهای امنیتی احضار شده‌اند که خبرش رسانه‌ای نشده است.
اعتراضهای معلمان در شهرهای مختلف ایران، چقدر با یکدیگر همبستگی دارند؟ چه از لحاظ نوع مطالبات و چه از لحاظ برگزاری هماهنگ تجمعات؟
کانونهای صنفی معلمان در ۲۱ شهر شعبه دارند. همهی کانونها زیر نظر شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان هستند و از این نظر هماهنگاند و طبق برنامهی این شورا فعالیتهای صنفی را برگزار میکنند.
معلمان چقدر از این حرکت‌های اعتراضی حمایت می‌کنند و در آن فعال هستند؟ آیا این اعتراض‌ها توانسته به حرکتی فراگیر در بین معلمان تبدیل شود یا فقط گروه کوچکی از آنها هستند که صدای اعتراض‌شان بلند است؟
ما بیش از یک میلیون معلم داریم. از این یک میلیون نمیتوانم‌ بگویم همه فعال هستند ولی اکثراً در گروههای صنفی معلمی در فضای مجازی حضور دارند.‌ فعالان صنفی معلمان در واقع اعضای کانونهای صنفی هستند که از پشتیبانی و حمایت بدنه‌ی معلمان برخوردارند. البته خیلی از معلمان به دلایل مختلف نمیخواهند در فعالیتها شناخته شوند ولی حمایت و همکاری و همراهی میکنند و همین باعث تقویت کانونهای صنفی شده است.
حرکت‌های اعتراضی معلمان چه نسبتی با دیگر جنبش‌های اجتماعی همچون جنبش کارگران، دانشجویان و زنان دارد؟ معلمان چقدر توانسته‌اند دیگر جنبش‌های اجتماعی را در جریان مطالبات‌ خود بگذارند و همراهی آنان را جلب کنند؟ و چقدر خودشان همراه این جنبش‌ها بوده‌اند؟
حرکتهای اعتراضی معلمان با دیگر جنبشها مربوط است. به دلیل اینکه ما معلمان با «مثلث والدین، معلم و دانشآموز» سروکار داریم. مثلاً وقتی والدین دانشآموزانم کارگر هستند و زندگیشان تحتالشعاع اخراج، تعدیل یا فقر ناشی از شغل والدین است، چطور میتوانم به این موضوع بیتوجه باشم؟ یا وقتی که مادر دانش‌آموزم بر اثر خشونت خانگی خودسوزی میکند چطور میتوانم بیتفاوت باشم؟
ما معلمها در سراسر کشور با این موضوعات درگیر هستیم و مسائل زنان و کارگران و دانشجویان دغدغه‌ی ما نیز هستند. به همین دلیل است که در سالهای اخیر در بیانیههای خود به مواضع مشترکمان با این گروهها پرداختهایم و از مطالبات آنها دفاع کرده‌ایم. گروههای کارگری و زنان و دانشجویان نیز از ما معلمان حمایت کرده‌اند. حمایت دیگر فعالان اجتماعی از آموزش رایگان یا دفاع از معلمان زندانی و محکوم کردن سرکوب معلمان از جمله نمونه‌های این همبستگی‌ها هستند.
دانش‌آموزان چه واکنشی به اعتراض‌های معلمان و تجمعات و اعتصابات آنها دارند؟ بهویژه اینکه یکی از مطالبات معلمان، آموزش رایگان است.
ما معلمان برای رعایت حقوق دانشآموزان آنها را درگیر فعالیتهای خودمان نمیکنیم. اما به آنها توضیح میدهیم که حق شماست که از آموزش رایگان و عادلانه و با کیفیت بالا برخوردار باشید یا دیگر حقوق بنیادین آنها را برایشان توضیح میدهیم. از آن طرف، بسیاری از دانشآموزان ما وقتی وارد دانشگاه می‌شوند یا سر کار می‌روند یا ترک تحصیل می‌کنند و… از فعالیتهای صنفی ما دفاع می‌کنند، و حتی برخی برای معلمان زندانی فعالیت و اطلاع‌رسانی می‌کنند.