۱۷ تیر، ۱۳۹۹

متوسط درآمد شهروندان ایرانی ۷۰ درصد پایین‌تر از خط فقر است

متوسط درآمد شهروندان ایرانی ۷۰ درصد پایین‌تر از خط فقر است

در حالی که مطابق اعلام بانک جهانی هر شهروند ایرانی برای قرار گرفتن بالای خط فقر باید روزانه ۵.۵ دلار درآمد داشته باشد، متوسط درآمد هر شهروند ایرانی ۳.۲ دلار است.

مرکز آمار ایران در تازه‌ترین گزارش خود اعلام کرده، متوسط درآمد سالانه هر خانوار شهری در سال گذشته خورشیدی به ۴۳ میلیون و ۴۹۰هزارتومان رسیده و این رقم برای هر خانوار روستایی ۲۳ میلیون و ۳۱۱ هزار تومان بوده است.

به عبارت دیگر با توجه متوسط ۱۱ هزار تومانی نرخ آزاد دلار آمریکا در سال ۱۳۹۷، متوسط درآمد روزانه هر خانوار ایرانی ساکن در مناطق شهری ۱۰.۸ دلار و میانگین درآمد روزانه هر خانواده روستایی ۵.۸ دلار بوده است.

در همین حال، مرکز آمار ایران میانگین بعد خانوار شهری را ۳.۳ نفر و بعد خانوار هر خانواده روستایی را ۳.۴ نفر برآورد کرده است.

بر این اساس، هر ایرانی شهری روزانه به طور متوسط ۳.۲ دلار درآمد دارد و هر فرد روستایی نیز ۱.۷ دلار که نشان می دهد، متوسط درآمد روزانه روستائیان ایران پایین‌تر از خط فقر شدیدی که بانک جهانی اعلام کرده است.

بانک جهانی در تازه‌ترین برآورد خود، مبنای محاسبه خط فقر شدید در جهان را درآمد روزانه ۱.۹ دلاری برای هر فرد تعیین کرده است. این نرخ بر پایه خط فقر ملی گروهی از فقیرترین کشورهای جهان به دست آمده و با استفاده از شاخص برابری قدرت خرید، قیمت‌های رایج در این کشورها به دلار آمریکا تبدیل شده است.

خط فقر بین‌المللی تعیین شده از سوی بانک جهانی به این معناست که افرادی که درآمد متوسط آنها روزانه کمتر از ۱.۹ دلار آمریکاست، در تامین نیازهای اولیه غذایی، پوشاک و سرپناه ناتوانند.

بر این اساس، کشورهای موزامبیک، ماداگاسکار، مالاوی، کنگو و بروندی دارای بالاترین درصد فقرا هستند.

اما بانک جهانی خط فقر برای کشورهای با درآمد متوسط پایین را سطح درآمد روزانه ۳.۲ دلار تعیین کرده است. ۴۷ کشور جهان از جمله آنگولا، بنگلادش، غنا، هند و بولیوی به عنوان کشورهای دارای درآمد متوسط پایین دسته‌بندی شده‌اند.

همچنین این نهاد بین‌المللی، خط فقر برای کشورهای دارای درآمد بالای سطح متوسط که شامل ۶۰ کشور از جمله ایران، ترکیه، برزیل، چین و رومانی می‌شود، معادل درآمد روزانه ۵.۵ دلار برآورد کرده است.

بر این اساس، هر ایرانی برای این که سطح زندگی بالاتر از خط فقر داشته باشد، باید سالانه نزدیک به ۲۰۰۷ دلار درآمد داشته باشد. به عبارت دیگر درآمد ماهانه هر خانوار ۳.۳ نفری شهری غیر فقیر با توجه به نرخ ۱۱ هزار و ۵۰۰ تومانی دلار باید بیش از ۶.۳ میلیون تومان باشد و سالانه فراتر از ۷۶.۱ میلیون تومان یا ۱.۷۵ برابر میزان فعلی باشد.

اعتراضات آبان؛ جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سپیده قلیان برگزار شد


خبرگزاری هرانا – جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سپیده قلیان، فعال مدنی محبوس در زندان اوین امروز دوشنبه ۱۶ تیرماه در شعبه ۱۰۱ کیفری دو دزفول برگزار شد. این جلسه دادگاه درخصوص حضور خانم قلیان در اعتراضات آبان ماه در دزفول بود. این فعال مدنی در تاریخ ۲۵ آبان ۹۸ در منزل پدری خود در دزفول بازداشت و در تاریخ ۱۲ آذرماه با تودیع قرار وثیقه آزاد شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز دوشنبه ۱۶ تیرماه ۱۳۹۹، جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سپیده قلیان، فعال مدنی محبوس در زندان اوین در شعبه ۱۰۱ کیفری دو دزفول برگزار شد.

اتهام مطروحه علیه خانم قلیان در این جلسه دادگاه که با حضور جمال الدین حیدری، وکیل مدافع خانم قلیان برگزار شد، “اخلال در نظم عمومی بصورت غیر گسترده” عنوان شده است.

سپیده قلیان در تاریخ ۲۵ آبان ماه ۹۸ توسط نیروهای امنیتی در منزل پدری خود در دزفول بازداشت و در تاریخ ۱۲ آذرماه ۹۸ با تودیع قرار وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی تا پایان مراحل دادرسی آزاد شد.

پیشتر یک منبع مطلع در خصوص بازداشت وی به گزارشگر هرانا گفت: “سپیده قلیان در تجمعات اعتراضی نسبت به سهمیه‌بندی و افزایش قیمت بنزین در دزفول در میان معترضان حضور داشته و سخنرانی کرده بود. پس از بازگشت به خانه، چهار ماشین نیروهای امنیتی به منزل وی رفته و با ضرب و شتم او را بازداشت کردند.”

سپیده قلیان در تاریخ ۳۰ دی ماه ۹۷، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و روز شنبه ۴ آبان‌ماه ۹۸ با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت از زندان قرچک ورامین آزاد شد. خانم قلیان آذرماه ۹۸ توسط دادگاه تجدیدنظر استان تهران به تحمل ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. وی نهایتا روز یکشنبه ۱ تیرماه ۹۹ پس از حضور در واحد اجرای احکام دادسرای اوین بازداشت و جهت تحمل دوران محکومیت خود به زندان اوین منتقل شد.

لازم به یادآوری است از روز جمعه ۲۴ آبان ماه ۹۸ معترضان در واکنش به افزایش قیمت بنزین در شهرهای مختلف به خیابان آمدند. محمد جواد کولیوند، نماینده مردم کرج در مجلس گفت این اعتراضات در روز اول جمعه ۲۴ آبان ماه در ۷۱۹ نقطه از کشور رخ داد. سید حسین نقوی حسینی سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز روز دوشنبه ۴ آذرماه، آمار بازداشتی های اعتراضات اخیر را حدود ۷ هزار نفر اعلام کرد.

رییس کمیسیون امنیت ملی در دوره دهم مجلس در تاریخ ۱۲ خرداد ۹۹ با ارایه آماری در خصوص اعتراضات آبان ۹۸، کشته شدن ۲۳۰ نفر و مجروح شدن بیش از ۲۰۰۰ نفر از معترضین را در این اعتراضات تائید کرد. او همچنین مدعی شد در این تجمعات آمار مجروحین نیروهای امنیتی و انتظامی بیش از ۵ هزار تن بوده است. وی اعتراضات خونین آبان ۹۸ را یک حادثه طبیعی خوانده و گفت تعدادی از کشته شدگان «به دلایل نامعلوم جان باخته‌اند مثلاً شقیقه آنها از فاصله سه متری هدف قرار گرفته است». روز شنبه ۱۰ خرداد نیز وزیر کشور به طور ضمنی کشته شدن دستکم ۲۲۵ نفر از معترضان در جریان اعتراضات آبان را تایید کرد.

نسخه کامل گزارش هرانا از این اعتراضات را تحت عنوان “آبان خونین” می‌توانید در این لینک مطالعه کنید.

هرانا همچنین در تاریخ ۲ دی ماه در گزارشی جداگانه با عنوان “گلوله و عفونت؛ بحران زخمی‌های اعتراضات آبان ماه” به وضعیت شماری از زخمی شدگان در جریان اعتراضات آبان پرداخته بود.

۱۶ تیر، ۱۳۹۹

نامه اعتراضی رییس کل نظام پرستاری به فرمانده پلیس درباره برخورد با پرستاران معترض در مشهد


محمد میرزابیگی،‌ رییس کل سازمان نظام پرستاری ایران،‌ طی نامه‌ای به فرمانده نیروی انتظامی حمله ماموران پلیس به تجمع پرستاران معترض در مشهد را مورد انتقاد قرار داد و خواستار برخورد با «خودسری‌‌ها» شد.

میرزابیگی روز یکشنبه ۱۵ تیرماه خطاب به حسین اشتری،‌ فرمانده پلیس کشور،‌ اشاره کرد «دخالت» ماموران نیروی انتظامی و «برخورد فیزیکی» با پرستاران معترض در مشهد بدون آن‌که هنجارشکنی از سوی آن‌ها صورت بگیرد یا خسارتی وارد شود، اتفاق افتاده است.

روز ۱۰ تیرماه در مشهد دست‌کم ۱۰ نفر از پرستارانی که در اعتراض به مشکلات شغلی قصد تجمع مقابل دادگستری مشهد را داشتند، بازداشت و سپس آزاد شدند.

برخی گزارش‌هایی که در رسانه‌های اجتماعی منتشر شد حاکی‌ بود این پرستاران با شوکر و باتوم مورد حمله و ضرب و شتم قرار گرفتند.

میرزابیگی در نامه خود نوشت انتظار «مقداری همراهی» و «سعه صدر» را از نیروی انتظامی در این زمینه داشته است.

او همچنین خواستار «مواخذه و برخورد» با خودسری و برخورد فیزیکی با پرستاران شد.

رییس کل سازمان نظام پرستاری درباره پیگیری مطالبات صنفی نوشته است: «در صورتی که نیاز به تجمع باشد نیز باز هم از مسیر قانونی اقدام خواهد کرد و خود راسا حضور خواهد یافت.»

از: ایران اینترنشنال

نیویورک تایمز به نقل از منابع اطلاعاتی: در نطنز بمب قدرتمند کار گذاشته شده بود

سخنگوی سازمان انرژی اتمی کند شدن روند تولید سانتریفیوژهای پیشرفته را تایید کرد

سال گذشته یک بازرس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به اتهام تلاش برای انتقال مواد انفجاری به داخل تاسیسات نطنز اخراج شد-Handout / Iran Atomic Organization (aeoinews) / AFP

در حالی که مقامات تهران تایید کردند، انفجار و آتش در سوله‌ای که اکنون روشن شده محل مونتاژ سانتریفیوژهای پیشرفته در تاسیسات نطنز بوده، خسارت سنگینی برجا گذاشته است، یک مقام اطلاعاتی در خاورمیانه به انفجار بمب در این ساختمان اشاره کرده است.

نیویورک‌تایمز به نقل از این مقام که نام او فاش نشده می‌نویسد که انفجار روز پنجشنبه در نتیجه منفجر شدن یک بمب قوی بود و اسرائیل در کار گذاشتن آن در این سایت نقش داشته است.

به گزارش این روزنامه آمریکایی یک مقام سپاه پاسداران نیز به ماده انفجاری اشاره کرده است.

پیش از این نیز برخی گزارش‌های تایید نشده به نقل از منابع اطلاعاتی دلیل انفجار را یک بمب کارگذاشته شده در تاسیسات نطنز عنوان کرده بودند.

گفتنی است ایران سال گذشته یکی از بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را به اتهام تلاش برای انتقال مواد انفجاری به داخل تاسیسات نطنز، اخراج کرده بود.

شورای عالی امنیت ملی ایران می‌گوید دلیل انفجار در تاسیسات نطنز را می‌داند، اما بنا بر ملاحظات امنیتی فعلا آن را اعلام نمی‌کند.

مجتبی ذوالنوری، نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی در گفت‌و‌‌گو با خبرگزاری خانه ملت تایید کرد: «سوله آسیب دیده نطنز مرکز مونتاژ بعضی از ماشین‌های غنی‌سازی ما بوده است. گمانه های مختلفی در خصوص علل این حادثه وجود دارد که در دست بررسی است. البته گمانه های قوی‌تر و علت اصلی حادثه تقریبا روشن شده اما به لحاظ امنیتی نمی‌توانیم اعلام کنیم تا در زمان خودش تصمیم گیری شود». ذوالنوری گفت: «ما همچنین از آقای دکتر ظریف برای حضور در نشست هفته آینده کمیسیون دعوت خواهیم کرد زیرا وزارت امور خارجه هم بی ربط با این موضوعات نیست.»

گمانه‌زنی رسانه‌ها و ناظران بین‌المللی در سکوت خبری شورای عالی امنیت ملی ایران حاکی از آن است که این انفجار می‌تواند ناشی از یک حمله سایبری باشد. برخی هم به حمله پهپادها یا جنگنده‌های اسرائیلی اشاره می‌کنند.

این درحالی است که مقامات رسمی اسرائیل از تایید این خبرها خودداری کرده‌اند. بنیامین نتانیاهو در واکنش به پرسشی در مورد نقش اسرائیل در حمله سایبری احتمالی به نطنز گفت: «روشن است که در این مورد صحبت نمی‌کنیم.»

این در حالی است که حمله ویروس استاکس‌نت که یک دهه قبل علیه تاسیسات غنی‌سازی نطنز اتفاق افتاد به اسرائیل و آمریکا نسبت داده می‌شود.
در یک دهه گذشته حمله‌های سایبری متعددی نیز علیه منافع اسرائیل و آمریکا انجام شده که برخی از آنها به ایران نسبت داده شده است.

اما هیچ یک از طرف‌ها به طور رسمی مسئولیت این حمله‌ها را نمی‌پذیرند.

در مورد اخیر، حمله سایبری به تاسیسات آب شهری اسرائیل به ایران نسبت داده شد. پس از آن بود که مجموعه‌ای از حمله‌های سایبری و انفجارها از حمله سایبری به بندر شهید رجایی، تا انفجار در شرق تهران،‌ نطنز و نیروگاه اهواز اتفاق افتاد.

تاسیسات غنی‌سازی نطنز اصلی‌ترین و مهمترین تاسیسات غنی‌سازی اعلام شده در ایران است که نقش مهمی در کاهش زمان گریز هسته‌ای (زمان لازم برای تولید سلاح هسته‌ای) ایفا می‌کند. کاهش این زمان به زیر شش ماه نگرانی اصلی جامعه‌ بین‌المللی، به ویژه اسرائیل به شمار می‌رود.

هدف اصلی ویروس استاکس‌نت نیز مختل کردن فعالیت‌های غنی‌سازی در ایران بود.
اکنون بهروز کمالوندی، سخنگوی سازمان انرژی اتمی ایران تایید کرده که در نتیجه انفجار اخیر در نطنز تجهیزات اندازه‌گیری و ابزارهای دقیقی که در سالن وجود داشته از بین رفته و برنامه میان‌مدت توسعه و تولید سانتریفیوژهای پیشرفته می‌تواند با کندی‌ مواجه ‌شود.

از: ایندیپندنت

۱۲ تیر، ۱۳۹۹

اعتراض‌ وسیع ایرانیان آلمان و اروپا به احکام اعدام در ایران

جریان‌های سیاسی ایرانی در خارج از کشور همراه با کانون پناهندگان سیاسی ایران در برلین و فوروم دموکراتیک ایرانیان آلمان در اعتراض به احکام اعدام برای بازداشت شدگان آبان‌ماه در ایران به روش‌های مختلف دست به اعتراض زدند.

    
default

صدور احکام اعدام برای گروهی از بازداشت شدگان اعتراضات آبان‌ماه گذشته در ایران با واکنش‌های بسیاری در داخل و خارج از ایران روبرو شد. این اعتراضات که پاییز سال گذشته و به دلیل افزایش بهای بنزین رخ دادند، به خونین‌ترین شکل سرکوب شدند. گروهی‌از فعالان و سازمان‌های خارج از کشور در اعتراض به ادامه سرکوب آبان گذشته که دراحکام اعدام برای بازداشت شدگان این اعتراضات انعکاس یافته است، تلاش کردند اذهان عمومی را به این موضوع حساس کنند و خواستار پایان دادن به کشتار، زندان و اعدام در ایران شده‌اند.

در همین راستا گروهی از ایرانیان روز سه‌شنبه ۱۰ تیر (۳۰ ژوئن) و به دعوت کانون پناهندگان سیاسی ایرانی در برلین و کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران در برلین در مقابل سفارت جمهوری اسلامی در این شهر تجمع کردند.

این دو تشکل در برلین در فرخوانی به مناسبت این تجمع به افزایش «فقر و بیکاری» و وخیم‌تر شدن وضع زندگی و معیشت «اکثریت مردم ایران» اشاره کرده و نوشته است که «رژیم دور جدیدی از سرکوب و اعمال فشار بر فعالین سیاسی، زنان، کارگران و دانشجویان را از وحشت برگشت فضای مبارزاتی جامعه به آبان ماه ۹۸، آغاز نموده است».

در این فراخوان به فهرستی از احکام ناعادلانه را اشاره شده؛ از جمله احکام شلاق، زندان و اعدام برای امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی، حکم ” مفسد فی الارض” برای ۸ نفر از معترضین دیماه ٩۶ و آبان ٩۸، حکم زندان برای ۴۲ کارگرمجتمع آذرآب اراک که در جریان اعتصاب و راهپیمایی مهرماه ۹۸ احضار و بازداشت شده بودند یا شلاق و کار اجباری برای آنها.

هم‌چنین اعدام مخفیانه هدایت عبدالله پور، زندانی سیاسی کرد در ماه گذشته، وضع بد سلامتی زینب جلالیان، زندانی سیاسی کرد که در زندان قرچک به کرونا مبتلا شده است و حکم پنج سال زندان برای سپیده قلیان که از محکومان پرونده نیشکر هفت تپه خوزستان.

کانون پناهندگان سیاسی ایرانی در برلین و کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران در برلین خواستار لغو کلیه احکام اعدام و آزادی فوری و بی قید وشرط تمامی  فعالین سیاسی – عقیدتی دربند شده‌‌اند.

Deutschland Demo gegen Hinrichtungen in Iranتجمع ایرانیان در مقابل سفارت جمهوری اسلامی در برلین به دعوت کانون پناهندگان سیاسی ایرانی در برلین

«حکومت در هراس از خیزش مردم، به اعدام جوانان روی آورده است»

روز نهم تیر (۲۹ ژوئن) نیز چهار جریان سیاسی دیگر یعنی “اتحاد جمهوریخواهان ایران”، “حزب چپ ایران (فدائیان خلق)”، “سازمان های جبهه ملی ایران در خارج از کشور” و “همبستگی جمهوری خواهان ایران” به سرکوب، زندان و صدور احکام اعدام در ایران اعتراض کردند.

آنها در بیانیه‌ای نوشتند: «هفت ماه از سرکوب خونین اعتراض‌های مردم در آبان ماه ۱۳۹۸ می‌گذرد. در حالی که سازمان عفو بین‌الملل جزئیات مرگ ۳۰۴ نفر از معترضان را منتشر کرده و خبرگزاری‌ها با استناد به منابعی از درون حکومت، تعداد قربانیان کشتار حکومت را ۱۵۰۰ تن اعلام کرده‌اند، حکومت خود بعد از ماه‌ها تعداد آنان را بین ۲۰۰ تا ۲۲۰ اعلام کرده‌است. جمهوری اسلامی کشتار صدها تن از هم وطنان را کافی ندانسته و می خواهد به کشتار بیشتری دست بزند.»

از نظر این چهار جریان سیاسی تایید احکام اعدام و تهدید به صدور باز هم بیشتر چنین احکامی «نشاندهنده‌ هراس حکومت از خیزش مردم، با توجه به اوضاع نابسامان کشور» و «بیانگر عجز و ناتوانی حکومت در پاسخ به نیازهای مردم و تدارک مقابله‌ی گسترده‌تر با آنان در آینده‌ است.»

این چهار جریان سیاسی گفته‌اند ایران درگیر اپیدمی کروناست اما سران جمهوری اسلامی «به جای حل مشکلات عظیم معیشتی و بهداشتی مردم و جلوگیری از مرگ و میر بیشتر، مردم را به زندان و اعدام تهدید می‌کنند.»

آنها به پلمب سازمان «جمعیت امام علی» و بازداشت پایه‌گذاران آن اشاره کرده و نوشته‌اند: «سازمان‌های مردم‌بنیاد امدادگر چون جمعیت امام علی نیز تحمل نمی‌شوند که توانسته‌اند با اتکا به کمک‌های مردمی بیش از ده هزار عضو جمع آوری کرده و افراد نیازمند زیادی را تحت پوشش حمایتی قراردهند. حکومت در تلاش است به جای سپردن اداره کشور به دست خود مردم و منتخبان واقعی آن‌ها، در برابر خواست مردم برای تغییر وضعیت کنونی و گذار به یک جامعه‌ی آزاد و دمکراتیک، هر چه بیشتر سد و مانع ایجاد نماید.»

این چهار حزب و سازمان سیاسی خواستار لغو احکام اعدام و آزادی بی‌قید و شرط زندانیان سیاسی شده‌اند.

نامه سرگشاده فوروم دموکراتیک ایرانیان به مسئول حقوق بشر آلمان فدرال

روز دوشنبه نهم تیر هم‌چنین فوروم دمکراتیک ایرانیان آلمان در شهر ماینز نامه‌ای به بربل کوفلر، مسئول حقوق بشر آلمان نوشتند:

«شما بارها اظهار داشته‌اید که وظیفه کمیساریای حقوق بشر دولت آلمان فدرال این است: “حمایت از حقوق بشر و حرکت در جهت اجرای حقوق بشر در سرتاسر جهان. این مسئله وظیفه محوری سیاست خارجی آلمان است. اما در محور عملکردهای بین المللی دولت آلمان تنها تمرکز برحمایت از حقوق بشر و ایجاد فضای سیاسی  بین المللی  در این رابطه قرار ندارد، بلکه مهمتر از همه حرکت برای محافظت از کسانی است که از نقض حقوق بشر در معرض تهدید و آسیب قرار گرفته‌اند.”

ما توسط این نامه سرگشاده از شما تقاضا داریم که برای جلوگیری از اعدام های بیشتر در ایران، هر کاری ممکن را انجام دهید. شما می دانید که نقض آشکار حقوق بشر در ایران رایج و بخشی از سیاست رژیم ایران است.  این هم مشخص است که ایران بخاطر اعدام ها در چه ردیفی در جهان قرار گرفته است.»

آنها از بربل کوفلر خواسته‌اند در تماس منظم با نهادهای اتحادیه اروپا، و ارگان همکاری های اروپا، شورای اروپا و سازمان ملل برای حمایت از حقوق بشر در ایران تلاش کند و نوشته‌اند:

«شما می‌دانید که جمهوری فدرال آلمان با ایران روابط سیاسی و اقتصادی دو جانبه ای دارد که با یک “دیالوگ انتقادی” مهم نیز آغاز شد. ما می خواهیم از شما بعنوان نماینده حقوق بشر جمهوری فدرال آلمان بخواهیم که هر کاری ممکن است انجام دهید تا از اعدام مردم ایران جلوگیری شود و رژیم توتالیتر در ایران محکوم شود. ما نگران بسیاری از زندانیان سیاسی در ایران هستیم که پس از دستگیری یا با زندان و شکنجه روبرو هستند یا اعدام می شوند. این مسئله کاملا با منشور حقوق بشر جهانی ناسازگار است که رژیم ایران از طریق فشار اقتصادی بر گرده فقرا غنی شده و با مردم این کشور چنین برخورد می کند.»


۱۱ تیر، ۱۳۹۹

نامه ۱۵۰۰ دانشجوی دکتری به رییس دانشگاه آزاد برای لغو آزمون جامع


۱۵۰۰ دانشجوی مقطع دکترای دانشگاه آزاد در نامه‌ای به محمدمهدی طهرانچی،‌ رییس این دانشگاه،‌ ضمن درخواست لغو آزمون جامع درباره پیامدهای برگزاری آن برای سلامت داوطلبان و شیوع کرونا در کشور هشدار دادند.

در نامه‌ این دانشجویان که وب سایت خبری «انصاف‌نیوز»‌ متن آن را روز سه‌شنبه ۱۰ تیرماه منتشر کرده امضاکنندگان گفته‌اند: «بسیاری از دوستان ما برای شرکت در آزمون جامع باید از استان‌های در وضعیت قرمز و هشدار راهی تهران شوند و این یعنی دامن زدن به چرخه انتقال کرونا.»

این دانشجویان عواقب برگزاری آزمون جامع را «غیرقابل جبران» خوانده‌اند.

در بخشی از این نامه از رییس دانشگاه آزاد پرسیده شده است: «هزینه‌های ابتلا و جان باختن احتمالی سرمایه‌های علمی کشور و داغ‌دار شدن خانواده‌ها بر عهده چه کسی یا کسانی است؟»

مسائلی از جمله سفر،‌ محل اسکان و تمهیدات برگزاری آزمون با توجه به شیوع گسترده ویروس کرونا در این نامه مورد اشاره قرار گرفته است.

در پایان این نامه، ۱۵۰۰ امضا کننده آن خواستار لغو آزمون جامع و جایگزینی معدل نمرات برای سنجش شده‌اند.

دختران تیم ملی اسکیت هاکی از هیچ آمدند و مدال گرفته‌اند/ گرچه جامعه پر از خشونت با زنهاست اما مردان خوب هنوز وجود دارند/ مستند شاید نگرش مردانی که با داس به دخترانشان حمله می‌کنند را عوض کند

اندازه قلم متن

سام کلانتری، کارگردان مستند «جایی برای فرشته‌ها نیست» گفت: دختران تیم ملی هاکی ایران همگی حقیقی هستند و من نمی‌توانستم حقیقت را وارونه کنم. اما به هر ترتیب مشکلات خانم‌ها در جامعه کنونی را نیز قبول دارم و چه بهتر که بتوان با ساخت این مدل فیلم‌ها نگرش درست را به موجوداتی که با داس به دخترانشان حمله می‌کنند آموزش داد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، مستند «جایی برای فرشته‌ها نیست» ساخته سام کلانتری به روایت زندگی دختران تیم ملی اسکیت هاکی ایران می‌پردازد که در مسابقات کره مدال برنز را دریافت کرده‌اند. در این فیلم که تصویر امیدوارکننده‌ای از زندگی ارائه می‌شود، بازیکنان تیم ملی در نقش اصلی خود به ایفای نقش پرداختند و در حین تلاش برای موفقیت در مسابقات در فیلم نیز حضور داشته‌اند. پیرامون این اثر با سام کلانتری که کارگردانی آن را برعهده داشته به گفتگو پرداختیم.

ساخت مستندهایی با تم ورزشی در کشور ما خیلی کم اتفاق می‌افتد، در صورتی که این ژانر دارای طرفداران فراوانی در نقاط مختلف جهان است. چرا با وجود اینکه ما از قهرمان‌های مختلف ورزشی بهره می‌بریم، مستندسازها کمتر به سراغ ساخت این گونه می‌روند؟

معمولا وقتی این سوال از من پرسیده می‌شود از این زاویه پاسخ می‌دهم که درست بوده ورزش هاکی محملی است برای اینکه فیلم ما جلو برود اما چون من مستند «جایی برای فرشته‌ها نیست» را مستند ورزشی نمی‌دانم، برای همین خیلی روی آن مانور نمی‌دهم. البته نه اینکه مستند ما ورزشی نیست، اما من احساس می‌کنم ورزش در آن محور اصلی نیست. وقتی از ژانر ورزشی صحبت می‌کنیم، مقداری مفاهیم ورزش در آن پررنگ‌تر از بحثی است که ما در این فیلم مطرح می‌کنیم. شخصا فکر می‌کنم «جایی برای فرشته‌ها نیست» مستندی اجتماعی است که ورزش در آن بهانه‌ای است تا بیشتر به خانم‌های جامعه بپردازد.

البته می‌توانم سوالتان را به گونه دیگری نیز جواب دهم و آن این است که مستندهای ورزشی از نظر ساخت و تولید همیشه مستندهایی هستند که به هر حال تجهیزاتی که نیاز دارند و ساختاری که قرار است داشته باشند به امکاناتی احتیاج دارد که شاید مقداری فراتر و گسترده‌تر از توانایی مستندهای ما باشد. اگر مستندهای روز دنیا را نگاه کنید، متوجه این موضوع می‌شوید. به عنوان مثال مجموعه مستند «آخرین رقص» که به زندگی مایکل جردن اسطوره ورزش بسکتبال می‌پردازد به همین صورت ساخته شده است. وقتی شما این مستند را می‌بینید احساس می‌کنید که ریتم، ضرب‌آهنگ، قصه‌سرایی آن از یک فیلم داستانی بیشتر و جذاب‌تر است. البته این اتفاق به خاطر شکلی است که آنها به موضوع دسترسی دارند.

شما برای اینکه بتوانید مستند ورزشی را از آب و گل دربیارید، احتیاج به یک‌سری امکانات خاص دارید که ازجمله آنها می‌توان به تجهیزات خاص، لنزهای متفاوت دوربین‌های مختلف و مواردی از این دست اشاره کرد تا به این ترتیب بتوانید آن هیجانات را به تصویر بکشید. شاید یکی از دلایلی که به راحتی سمت این سوژه‌ها نمی‌روند، همین امکانات و اتفاقاتی است که باید باشد. علاوه بر این فکر می‌کنم وقتی شما سراغ چنین مستندهایی می‌روید باید یک زمان درستی را صرف آن کنید تا قصه و آن اتفاق و هیجان موجود دربیاید تا بتوان آن را تصویر کرد. به همین خاطر شما باید زمان زیادی را صرف فیلمبرداری و آن اتفاق کنید. شاید مجموعه این دلایل است که به نظر من ساخت مستندهای ورزشی را طولانی، سخت و هزینه‌بردار می‌کند. در نتیجه در انتها هزینه فیلم بالا می‌رود و شاید برخی از افراد به همین دلیل قید این گونه را می‌زنند.

باتوجه به فروش بالای این گونه مستندها در جهان، امکان فروش بالای این آنها در ایران نیز وجود دارد. برای این اتفاق نیاز به چه ملزوماتی است؟

به هر حال در نقاط مختلف جهان زیرساخت‌های مختلفی برای اکران فیلم‌های مستند نیز وجود دارد. به همین دلیل آثار آنها می‌تواند به فروش خوبی دست پیدا کند. در ایران نیز این امکان وجود دارد. ولی ژانر مستند شرط لازم و کافی برای فروش و دیده شدن آن نیست.به نظر من یک سوژه خوب مستند، برای اینکه تبدیل به یک فیلم قابل عرضه و قابل فروش شود، مسیر طولانی را دارد.

 موضوع اصلی مستند «جایی برای فرشته‌ها نیست» مطرح کردن مسئله‌ای اجتماعی بوده که به تصویر خانم‌های ورزشکار و نحوه برخورد خانواده‌‌های آنها با این موضوع می‌پردازد. از طرفی با مستندی مواجه هستیم که خانواده‌ها در آن به شکل مطلوب از فعالیت خانم‌ها در ورزش حمایت می‌کنند اما از سوی دیگر با جامعه‌ای حقیقی طرفیم که بر اساس خبرهای چند وقت اخیر، پدرها سر دخترانشان را با داس بریده‌اند. باتوجه به اینکه به ساخت مستند درباره فعالیت خانم‌ها در جامعه پرداختید، نگاه به زن در این جامعه را چطور ارزیابی می‌کنید؟ آیا بین فیلم شما و تصویر واقعی در جامعه تضاد وجود ندارد؟

آیا جامعه ما جامعه‌ای است که پر از خشونت و فضاهایی است که عرصه را بر خانم‌ها تنگ کرده است؟ بله هست اما آیا مردان، برادران و همسرانی در جامعه ما وجود ندارند که با خانم‌ها همراه و هم‌مسیر باشند؟ بله به این صورت هم هست و فیلم ما در حال مانور روی این موضوع است و تلاش می‌کند که اصولا این فرهنگ را گسترش دهد که مردانی هم در جامعه وجود دارند که در کنار خانم‌ها می‌ایستند و به آنها کمک می‌کنند. از طرف دیگر هم زنان و دخترانی هستند که می‌توانند از هیچ همه چیز بسازند. یعنی معطل نمی‌ایستند که کسی آنها را کمک کند. فیلم ما درباره این است. اما اینکه الان در جامعه ما خشونت‌هایی بر علیه خانم‌ها وجود دارد، واقعیت است. شخصا امیدوار هستم که این فیلم حداقل بتواند فضای دیگری را تصویر کند و بگوید اگر این اتفاقات رخ می‌دهد، بدانیم که این شکل از انسان‌ها هم هستند که با امید و مهربانی در کنار هم زندگی می‌کنند. ولی خب به نظر من اگر در جامعه ما چنین اتفاقی رخ می‌دهد، در خیلی از جوامع دیگر هم هست و شخصا نمی‌دانم کار ریشه‌ای کردن درباره این موضوع چگونه است. چون من از جایی می‌آیم که فرهنگ به صورتی بود که زن و مرد در آن کنار یکدیگر هستند و برابرند. یعنی در خانواده‌ای بزرگ شدم که واقعا به این فکر نکردم که حتی مادر و پدرم با هم فرقی دارند. آنها هم سعی نکرده‌اند که چنین چیزی را به من یاد بدهند. تمام تلاشم این است که فیلمی را به تصویر بکشم که از همچین تفکری حمایت کند.

باتوجه به اینکه این مستند پخش‌های بین‌المللی دارد شاید این تصویر را در جهان ارائه دهد که در جامعه ما همه به این شکل هستند و به نوعی برخی از فیلم برداشت تبلیغاتی داشته باشند.

نه این تعبیر شماست. مگر فیلم‌هایی که از لندن درباره اعتیاد یا تجاوز پدری به پسرش بیرون می‌آید، نشان دهنده این است که تمام پدرها در انگلستان به این صورت هستند. دو شکل می‌شود به این نکته نگاه کرد. من آمدم فیلمی ساختم درباره تیم ملی اسکیت هاکی ایران و ورزش آنها را بهانه‌ای کردم تا به برشی از جامعه خانم‌ها هم بپردازم. در این برش ارتباط مردها با همسرانشان، خواهرانشان و دخترانشان این شکلی بوده است. یعنی حمایت‌گر بودند. دو کار می‌توانستیم انجام دهیم. نیاییم و نخواهیم درباره دخترانی که حمایت می‌شوند فیلم بسازیم، چون هستند افرادی یا شوهران و پدرانی که (تعدادشان هم کم نیست و) از زنان و فرزندانشان حمایت نمی‌کنند یا بیاییم و قدرشناسی کنیم و سعی کنیم با بزرگ کردن این موضوع بگوییم ببینید رفتار مردان در این فیلم را یاد بگیریم که مثل این‌ها باشیم.

قبول دارم که همه در این فیلم با هم مهربان هستند ولی واقعا همین بودند. آیا مربی آنها تا این اندازه پشتیبان بود؟ بله واقعا همین بود. من که نمی‌توانم شکل اتفاق رخ داده را در یک مستند تغییر بدهم. اگر درباره یک فیلم داستانی حرف می‌زدیم، شما می‌توانستید به من بگویید که فیلم شما به شدت بزرگنمایی دارد و در حال زدن حرفی هستید که با واقعیت منطبق نیست و یک چیز کوچکی از جامعه را بزرگ کرده‌اید. ولی وقتی شما بتوانید امید و مهربانی را با فیلمتان که یک اثر مستند است مطرح کنید و به آن موجودی که سر دختر خود را با داس می‌برد، بگویید ببین این مدل هم در جامعه وجود دارد و اگر با دخترت به این شکل رفتار می‌کردی نه تنها باعث می‌شد تا به او افتخار کنی، بلکه به جای کشتنش او را به همه نشان می‌دادی. من فکر می‌کنم که جشنواره‌های خارجی اتفاقا به این فیلم شاید نگاه مثبتی نداشته باشند. چراکه این جشنواره‌ها علاقمند به دیدن این قسمت از جامعه ما نیستند و این را بر اساس تخیل خودم نمی‌گویم.

من دوست دارم اگر حرفی می‌زنم بتوانم برای آن راهکاری نشان دهم. به عنوان مثال اگر مردانی که رفتار به شدت بدوی با همسرانشان دارند را نشان دهم ولی نتوانم برای آن راهکار درستی نشان دهم، حالم خوب نیست. به همین دلیل آدم‌های سالم را نشان می‌دهم تا بگویم آدم‌های مهربانی هم وجود دارند و چه بهتر که از آنها یاد بگیریم. اگر توانستم باشم این را نشان دهم موفق بودم.

در قسمتی از فیلم، دختران تیم هاکی برای رفتن به اردو کشور خارجی اقدام به جمع‌آوری پول از طریق کمپین می‌کنند. آیا با نشان دادن این اتفاق در پی این بودید تا به مردم این ذهنیت منتقل شود که بدون هیچ انتظاری از حاکمیت، خودشان باید شرایطشان را بهبود بخشند؟ آیا فدراسیونی که ورزش هاکی که ورزشی پرخرج و لاکچری بوده و زیر نظر آن فعالیت می‌کند، هیچ وظیفه‌ای در قبال تیم دخترانش ندارد که آنها اقدام به جمع‌آوری پول از مردم می‌کنند؟

قسمتی از سوال ذاتا اشتباه است. هاکی اصلا ورزش لوکس و لاکچری نیست و بدنه تیم ملی از منطقه ورامین و نازی‌آباد جمع شده است. هاکی ورزش گرانی است و اتفاقا خانم‌‌هایی که در آن موفق هستند، برای ورامین، شهر ری و نازی‌آباد هستند. باید بگویم فدراسیون اسکیت تعداد زیادی ورزش دارد و مسلما این دخترها در الویت این نبودند که برای مسابقه اعزام شوند. چون بعید بود که مدال بیاورند. آیا وظیفه دولت نیست که از آدم‌ها حمایت کند؟ ۱۰۰ درصد وظیفه دولت است. ولی آیا ما باید می‌ایستادیم تا ببینیم در شرایطی که پولی وجود ندارد، این دخترها نمی‌روند. نه، مسلما باید یک حرکتی می‌شد. مگر در جریان سیل، زلزله و اتفاقاتی از این دست همیشه مردم سه قدم از دولت جلوتر نبوده‌اند؟ آیا مشارکت مردم در آن مواقع به معنای آن است که دولت نباید حمایت کند؟ نه، قطعا باید حمایت کنند. این شرمندگی است که نمی‌توانند و یا نمی‌کنند. اما از آن طرف هم بگویم، باتوجه به شناختی که من نسبت به دو سه فدراسیون دارم، کشور فرانسه نیز به همین صورت است. یعنی فدراسیون اسکیت فرانسه هم برای اینکه دخترانش را به مسابقات بفرستد، شبیه به همین روش عمل می‌کند. چراکه فدراسیون برای فرستادن همه پول ندارد. این به جنس ورزش آنها مربوط می‌شود. ورزشی که شاید مدال‌آوری آن جذابیتی برای بدنه دولت نداشته باشد، خب حمایت هم در آن ضعیف‌تر خواهد بود. من به یک چیزی اعتقاد دارم که شما باید برای رسیدن به هدف خود تلاش کنید.

آیا اثر در پی تزریق امید واهی است؟

من احساس می‌کنم که ما دو چیز را با هم قاطی کرده‌ایم. اول یک فیلم داستانی که بر اساس داستان سینمایی ساخته می‌شود و دوم یک نگاه مستند به فیلمی که ساخته شده است. امید واهی برای زمانی است که شما فیلم داستانی ساخته باشید، که تعدادی دختر از هیچ آمدن و مدال آسیایی گرفته‌اند، اما در این فیلم این دخترها به طور واقعی خودشان آمده‌اند، تلاش کردند و از هیچ همه چی ساختند. پس نمی‌توانیم بگوییم که امید واهی است، چون تعدادی توانستند بروند و حق‌شان را بگیرند و هنوز هم امیدوارند. اگر به عنوان مثال می‌گفتیم که این فیلم داستانی است و تعدادی بازیگر نقش آنها را بازی کرده‌اند، من هم ۱۰۰ درصد کنار آدم‌هایی بودم که چنین نظری دارند. ولی خب یک تعدادی این کار انجام داده و این اتفاق را شکل دادند، پس چطور می‌توانیم به این کار امید واهی بگوییم؟ این چیزی است که در کنار ما به صورت خیلی متاخر رخ داده است. من می‌گویم به جای اینکه کسی به من برسد و امید دهد و خوشحالم کند، خودم بلند می‌شوم و از هرچیزی که دارم استفاده می‌کنم برای اینکه بتوانم حقم را بگیرم و این کار را انجام می‌دهم. تاکنون هم این کار را انجام دادم و در فیلم خود آن را نشان دادم. امیدی هم که می‌دهم براساس توانایی و کارهایی است که در زندگی خودم کردم و در مورد این فیلم هم دقیقا منطبق بر کاریست که این بچه‌ها انجام دادند، چون اگر نکرده بودند که فیلم به این صورت نمی‌شد.

 اگر تیم هاکی دختران نمی‌توانست پول جمع کند و به مسابقات راه پیدا نمی‌کرد، باز هم این فیلم را می‌ساختید؟

در آن زمان در میانه فیلم بودیم اما بازهم تصویر ناامیدی را نتیجه نمی‌داد. یک روانکاوی با تعدادی دختر کار کرده و به جایی رسیده که شاید آنها نمی‌توانستند به مسابقات بروند. وقتی فیلم شما ایده مرکزی داشته باشد، مشکلتان حل شده است. گرفتاری ما هم گرفتن مدال توسط دخترها نبود. فیلم ما تلاش تعدادی دختر بود که حتی اگر نمی‌رفتند اینقدر برای زندگی چند نفر آنها اتفاقات جالب و جذابی رخ داده بود که شما روی آنها سوار می‌شدید، نه درباره مدالشان. اگر من روی مدال آنها قمار می‌کردم که الان باید من را دیوانه‌خوانه بستری می‌کردند. فکر کنید ما تا کشور کره می‌رفتیم و این بچه‌ها مدال نمی‌گرفتند. ما پلن بی داشتیم برای یک اتفاق که اگر آنها مدال نمی‌گرفتند هم جواب واضح بود. روانکاو و سرمربی آنها سال‌هاست برایشان تلاش کرده و اگر نمی‌رفتند باز نتیجه می‌گرفتند. به این خاطر که کاراکترها و شخصیت‌های جدیدی ساخته بودند و به اینجا رسیده بودند که الان روی پای خود می‌ایستند و همه جا از آنها دعوت می‌کنند تا به مکان‌های مختلف بروند. بنابراین آن زمان هم مستند را پخش می‌کردم. امید و اتفاقی که در آن صورت تزریق و نشان داده می‌شد تغییر ۱۲، ۱۳ دختری بود که زمین می‌خورند و نتیجه نمی‌گیرند اما در زندگی‌شان اتفاقات عجیب و غریبی رخ داده و تغییرات عجیبی ایجاد شده است و آنها هنوز تلاش می‌کنند.

به نوعی قرار بود که در انتها این امیدواری در فیلم باشد؟

شکلی که کار طراحی شده بود. یک روانکاو و مربی می‌آیند و چندین سال از زندگی‌شان را صرف این کار می‌کنند، اگر کاری جز این را انجام می‌دادیم، اصلا هستی زیر سوال می‌رفت. یعنی سال‌ها با یک‌سری آدم کار کنید و بعد هیچ اتفاقی رخ ندهد. این اصلا به من ارتباطی ندارد، این در لحظه به لحظه زندگی این بچه‌ها وجود داشت. آنها خودشان را به فیلم دیکته کردند. یعنی واژه امید خودش را به فیلم دیکته کرد نه من.

این شیوه از مستندسازی که در حین رخ دادن یک داستان واقعی آن را ثبت می‌کند و حتی از بازیگران دنیای واقعی که چنین اتفاقی را تجربه کرده‌اند استفاده می‌کند، تا چه اندازه آکادمیک بوده و تا چه اندازه می‌تواند به سینمای تجربی و شناخت میدانی تکیه داشته باشد؟

این به خاطر اعتمادی است که مربی آنها (کاوه صدقی) به من کرد و اجازه داد که دوربین همه جا باشد و هر آنچه که من فکر می‌کنم را انجام دهم. بحث دوم اینکه این باور من است که در روزگار امروز جهان همه ما یک فیلمسازیم. این مرزها چند سالی است که بین مستند و داستان برداشته و شکسته شده و به واقع می‌بینیم که در بسیاری از فستیوال‌های دنیا فیلم‌های مستند با فیلم‌های داستانی رقابت می‌کنند. در اکثر فستیوال‌های A می‌بینیم که ناگهان یک مستند همه فیلم‌های داستانی را کنار می‌زند و جایزه اصلی فستیوال را می‌گیرد.

من باورم این است که دهه پیش رو دهه جنسی از فیلم‌هایی است که متکی بر واقعیت است و در بستر مستند قصه‌گویی و روایت را جلو می‌برد. این است که دیگر مستند و داستانی وجود ندارد. من به نظرم هر آنچه که به نام فیلم ساخته می‌شود، حاوی یک روایت یا قصه است. حتی فیلم‌هایی که قصه‌گویی نمی‌کند. حتی مستندهای پرتره و مستندهایی که امروز درباره حیات وحش ساخته می‌شود. اگر مستندهای امروز حیات وحش را ببنید بخش عمده آن روایت است. من احساسم بر این است که هر کسی که بیاید این موضوع را با خط‌های کشیده شده خیلی کلاسیک از هم جدا کند، سه دهه از او گذشته است. چراکه الان چنین چیزی وجود ندارد. کافیست که شما با آدم‌های واقعی در لوکیشن واقعی و در زمان موجود فیلم خود را بسازید، اسم آن اثر می‌شود مستند. آیا هدایت کردن افراد اشتباه است؟ این بحث خیلی طولانی است که جواب آن هم بله است هم خیر. ایا طراحی میزانسن برای یک مستند اشتباه است؟ به زعم من قطعا نه.

چند روز قبل فیلم کلوزآپ آقای کیارستمی را برای بار چندم دیدم، شما وقتی این فیلم را می‌بینید، آیا می‌توانید بگویید که کلوزآپ یک فیلم مستند نیست؟ نه. آیا می‌توانید بگویید که مستند است؟ هم بله هم نه. مرزهایی که آقای کیارستمی در سال ۶۸ در مورد یک فیلم با ساختار کلوزآپ شکل داده به نظرم به شدت از مرزهای خودش در آن زمان جلوتر بوده است. به نظر من بهتر است که در مورد مفهوم و فیلم حرف بزنیم، نه در مورد اینکه آیا مستند است یا نیست؟ چیزی که از بچگی به من یاد داده‌اند این بود که سینما یک هنر صنعت است که از نظر من صنعت آن غالب بر هنرش است و برای اینکه مخاطبی که به سالن سینما آمده سرخورده و عصبی بیرون نرود، یک‌سری المان‌ها و پرتکل‌های مشخص دارد. فرقی هم ندارد انیمیشن، مستند یا داستانی است. من حس می‌کنم ما در زمانه‌ای قرار گرفتیم که تکلیف روشن است و همگی با یک سینما و یک گونه فیلم مواجهیم که به شکل‌های مختلف روایت می‌شود.