۱۲ تیر، ۱۳۹۹

اعتراض‌ وسیع ایرانیان آلمان و اروپا به احکام اعدام در ایران

جریان‌های سیاسی ایرانی در خارج از کشور همراه با کانون پناهندگان سیاسی ایران در برلین و فوروم دموکراتیک ایرانیان آلمان در اعتراض به احکام اعدام برای بازداشت شدگان آبان‌ماه در ایران به روش‌های مختلف دست به اعتراض زدند.

    
default

صدور احکام اعدام برای گروهی از بازداشت شدگان اعتراضات آبان‌ماه گذشته در ایران با واکنش‌های بسیاری در داخل و خارج از ایران روبرو شد. این اعتراضات که پاییز سال گذشته و به دلیل افزایش بهای بنزین رخ دادند، به خونین‌ترین شکل سرکوب شدند. گروهی‌از فعالان و سازمان‌های خارج از کشور در اعتراض به ادامه سرکوب آبان گذشته که دراحکام اعدام برای بازداشت شدگان این اعتراضات انعکاس یافته است، تلاش کردند اذهان عمومی را به این موضوع حساس کنند و خواستار پایان دادن به کشتار، زندان و اعدام در ایران شده‌اند.

در همین راستا گروهی از ایرانیان روز سه‌شنبه ۱۰ تیر (۳۰ ژوئن) و به دعوت کانون پناهندگان سیاسی ایرانی در برلین و کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران در برلین در مقابل سفارت جمهوری اسلامی در این شهر تجمع کردند.

این دو تشکل در برلین در فرخوانی به مناسبت این تجمع به افزایش «فقر و بیکاری» و وخیم‌تر شدن وضع زندگی و معیشت «اکثریت مردم ایران» اشاره کرده و نوشته است که «رژیم دور جدیدی از سرکوب و اعمال فشار بر فعالین سیاسی، زنان، کارگران و دانشجویان را از وحشت برگشت فضای مبارزاتی جامعه به آبان ماه ۹۸، آغاز نموده است».

در این فراخوان به فهرستی از احکام ناعادلانه را اشاره شده؛ از جمله احکام شلاق، زندان و اعدام برای امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی، حکم ” مفسد فی الارض” برای ۸ نفر از معترضین دیماه ٩۶ و آبان ٩۸، حکم زندان برای ۴۲ کارگرمجتمع آذرآب اراک که در جریان اعتصاب و راهپیمایی مهرماه ۹۸ احضار و بازداشت شده بودند یا شلاق و کار اجباری برای آنها.

هم‌چنین اعدام مخفیانه هدایت عبدالله پور، زندانی سیاسی کرد در ماه گذشته، وضع بد سلامتی زینب جلالیان، زندانی سیاسی کرد که در زندان قرچک به کرونا مبتلا شده است و حکم پنج سال زندان برای سپیده قلیان که از محکومان پرونده نیشکر هفت تپه خوزستان.

کانون پناهندگان سیاسی ایرانی در برلین و کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران در برلین خواستار لغو کلیه احکام اعدام و آزادی فوری و بی قید وشرط تمامی  فعالین سیاسی – عقیدتی دربند شده‌‌اند.

Deutschland Demo gegen Hinrichtungen in Iranتجمع ایرانیان در مقابل سفارت جمهوری اسلامی در برلین به دعوت کانون پناهندگان سیاسی ایرانی در برلین

«حکومت در هراس از خیزش مردم، به اعدام جوانان روی آورده است»

روز نهم تیر (۲۹ ژوئن) نیز چهار جریان سیاسی دیگر یعنی “اتحاد جمهوریخواهان ایران”، “حزب چپ ایران (فدائیان خلق)”، “سازمان های جبهه ملی ایران در خارج از کشور” و “همبستگی جمهوری خواهان ایران” به سرکوب، زندان و صدور احکام اعدام در ایران اعتراض کردند.

آنها در بیانیه‌ای نوشتند: «هفت ماه از سرکوب خونین اعتراض‌های مردم در آبان ماه ۱۳۹۸ می‌گذرد. در حالی که سازمان عفو بین‌الملل جزئیات مرگ ۳۰۴ نفر از معترضان را منتشر کرده و خبرگزاری‌ها با استناد به منابعی از درون حکومت، تعداد قربانیان کشتار حکومت را ۱۵۰۰ تن اعلام کرده‌اند، حکومت خود بعد از ماه‌ها تعداد آنان را بین ۲۰۰ تا ۲۲۰ اعلام کرده‌است. جمهوری اسلامی کشتار صدها تن از هم وطنان را کافی ندانسته و می خواهد به کشتار بیشتری دست بزند.»

از نظر این چهار جریان سیاسی تایید احکام اعدام و تهدید به صدور باز هم بیشتر چنین احکامی «نشاندهنده‌ هراس حکومت از خیزش مردم، با توجه به اوضاع نابسامان کشور» و «بیانگر عجز و ناتوانی حکومت در پاسخ به نیازهای مردم و تدارک مقابله‌ی گسترده‌تر با آنان در آینده‌ است.»

این چهار جریان سیاسی گفته‌اند ایران درگیر اپیدمی کروناست اما سران جمهوری اسلامی «به جای حل مشکلات عظیم معیشتی و بهداشتی مردم و جلوگیری از مرگ و میر بیشتر، مردم را به زندان و اعدام تهدید می‌کنند.»

آنها به پلمب سازمان «جمعیت امام علی» و بازداشت پایه‌گذاران آن اشاره کرده و نوشته‌اند: «سازمان‌های مردم‌بنیاد امدادگر چون جمعیت امام علی نیز تحمل نمی‌شوند که توانسته‌اند با اتکا به کمک‌های مردمی بیش از ده هزار عضو جمع آوری کرده و افراد نیازمند زیادی را تحت پوشش حمایتی قراردهند. حکومت در تلاش است به جای سپردن اداره کشور به دست خود مردم و منتخبان واقعی آن‌ها، در برابر خواست مردم برای تغییر وضعیت کنونی و گذار به یک جامعه‌ی آزاد و دمکراتیک، هر چه بیشتر سد و مانع ایجاد نماید.»

این چهار حزب و سازمان سیاسی خواستار لغو احکام اعدام و آزادی بی‌قید و شرط زندانیان سیاسی شده‌اند.

نامه سرگشاده فوروم دموکراتیک ایرانیان به مسئول حقوق بشر آلمان فدرال

روز دوشنبه نهم تیر هم‌چنین فوروم دمکراتیک ایرانیان آلمان در شهر ماینز نامه‌ای به بربل کوفلر، مسئول حقوق بشر آلمان نوشتند:

«شما بارها اظهار داشته‌اید که وظیفه کمیساریای حقوق بشر دولت آلمان فدرال این است: “حمایت از حقوق بشر و حرکت در جهت اجرای حقوق بشر در سرتاسر جهان. این مسئله وظیفه محوری سیاست خارجی آلمان است. اما در محور عملکردهای بین المللی دولت آلمان تنها تمرکز برحمایت از حقوق بشر و ایجاد فضای سیاسی  بین المللی  در این رابطه قرار ندارد، بلکه مهمتر از همه حرکت برای محافظت از کسانی است که از نقض حقوق بشر در معرض تهدید و آسیب قرار گرفته‌اند.”

ما توسط این نامه سرگشاده از شما تقاضا داریم که برای جلوگیری از اعدام های بیشتر در ایران، هر کاری ممکن را انجام دهید. شما می دانید که نقض آشکار حقوق بشر در ایران رایج و بخشی از سیاست رژیم ایران است.  این هم مشخص است که ایران بخاطر اعدام ها در چه ردیفی در جهان قرار گرفته است.»

آنها از بربل کوفلر خواسته‌اند در تماس منظم با نهادهای اتحادیه اروپا، و ارگان همکاری های اروپا، شورای اروپا و سازمان ملل برای حمایت از حقوق بشر در ایران تلاش کند و نوشته‌اند:

«شما می‌دانید که جمهوری فدرال آلمان با ایران روابط سیاسی و اقتصادی دو جانبه ای دارد که با یک “دیالوگ انتقادی” مهم نیز آغاز شد. ما می خواهیم از شما بعنوان نماینده حقوق بشر جمهوری فدرال آلمان بخواهیم که هر کاری ممکن است انجام دهید تا از اعدام مردم ایران جلوگیری شود و رژیم توتالیتر در ایران محکوم شود. ما نگران بسیاری از زندانیان سیاسی در ایران هستیم که پس از دستگیری یا با زندان و شکنجه روبرو هستند یا اعدام می شوند. این مسئله کاملا با منشور حقوق بشر جهانی ناسازگار است که رژیم ایران از طریق فشار اقتصادی بر گرده فقرا غنی شده و با مردم این کشور چنین برخورد می کند.»


۱۱ تیر، ۱۳۹۹

نامه ۱۵۰۰ دانشجوی دکتری به رییس دانشگاه آزاد برای لغو آزمون جامع


۱۵۰۰ دانشجوی مقطع دکترای دانشگاه آزاد در نامه‌ای به محمدمهدی طهرانچی،‌ رییس این دانشگاه،‌ ضمن درخواست لغو آزمون جامع درباره پیامدهای برگزاری آن برای سلامت داوطلبان و شیوع کرونا در کشور هشدار دادند.

در نامه‌ این دانشجویان که وب سایت خبری «انصاف‌نیوز»‌ متن آن را روز سه‌شنبه ۱۰ تیرماه منتشر کرده امضاکنندگان گفته‌اند: «بسیاری از دوستان ما برای شرکت در آزمون جامع باید از استان‌های در وضعیت قرمز و هشدار راهی تهران شوند و این یعنی دامن زدن به چرخه انتقال کرونا.»

این دانشجویان عواقب برگزاری آزمون جامع را «غیرقابل جبران» خوانده‌اند.

در بخشی از این نامه از رییس دانشگاه آزاد پرسیده شده است: «هزینه‌های ابتلا و جان باختن احتمالی سرمایه‌های علمی کشور و داغ‌دار شدن خانواده‌ها بر عهده چه کسی یا کسانی است؟»

مسائلی از جمله سفر،‌ محل اسکان و تمهیدات برگزاری آزمون با توجه به شیوع گسترده ویروس کرونا در این نامه مورد اشاره قرار گرفته است.

در پایان این نامه، ۱۵۰۰ امضا کننده آن خواستار لغو آزمون جامع و جایگزینی معدل نمرات برای سنجش شده‌اند.

دختران تیم ملی اسکیت هاکی از هیچ آمدند و مدال گرفته‌اند/ گرچه جامعه پر از خشونت با زنهاست اما مردان خوب هنوز وجود دارند/ مستند شاید نگرش مردانی که با داس به دخترانشان حمله می‌کنند را عوض کند

اندازه قلم متن

سام کلانتری، کارگردان مستند «جایی برای فرشته‌ها نیست» گفت: دختران تیم ملی هاکی ایران همگی حقیقی هستند و من نمی‌توانستم حقیقت را وارونه کنم. اما به هر ترتیب مشکلات خانم‌ها در جامعه کنونی را نیز قبول دارم و چه بهتر که بتوان با ساخت این مدل فیلم‌ها نگرش درست را به موجوداتی که با داس به دخترانشان حمله می‌کنند آموزش داد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، مستند «جایی برای فرشته‌ها نیست» ساخته سام کلانتری به روایت زندگی دختران تیم ملی اسکیت هاکی ایران می‌پردازد که در مسابقات کره مدال برنز را دریافت کرده‌اند. در این فیلم که تصویر امیدوارکننده‌ای از زندگی ارائه می‌شود، بازیکنان تیم ملی در نقش اصلی خود به ایفای نقش پرداختند و در حین تلاش برای موفقیت در مسابقات در فیلم نیز حضور داشته‌اند. پیرامون این اثر با سام کلانتری که کارگردانی آن را برعهده داشته به گفتگو پرداختیم.

ساخت مستندهایی با تم ورزشی در کشور ما خیلی کم اتفاق می‌افتد، در صورتی که این ژانر دارای طرفداران فراوانی در نقاط مختلف جهان است. چرا با وجود اینکه ما از قهرمان‌های مختلف ورزشی بهره می‌بریم، مستندسازها کمتر به سراغ ساخت این گونه می‌روند؟

معمولا وقتی این سوال از من پرسیده می‌شود از این زاویه پاسخ می‌دهم که درست بوده ورزش هاکی محملی است برای اینکه فیلم ما جلو برود اما چون من مستند «جایی برای فرشته‌ها نیست» را مستند ورزشی نمی‌دانم، برای همین خیلی روی آن مانور نمی‌دهم. البته نه اینکه مستند ما ورزشی نیست، اما من احساس می‌کنم ورزش در آن محور اصلی نیست. وقتی از ژانر ورزشی صحبت می‌کنیم، مقداری مفاهیم ورزش در آن پررنگ‌تر از بحثی است که ما در این فیلم مطرح می‌کنیم. شخصا فکر می‌کنم «جایی برای فرشته‌ها نیست» مستندی اجتماعی است که ورزش در آن بهانه‌ای است تا بیشتر به خانم‌های جامعه بپردازد.

البته می‌توانم سوالتان را به گونه دیگری نیز جواب دهم و آن این است که مستندهای ورزشی از نظر ساخت و تولید همیشه مستندهایی هستند که به هر حال تجهیزاتی که نیاز دارند و ساختاری که قرار است داشته باشند به امکاناتی احتیاج دارد که شاید مقداری فراتر و گسترده‌تر از توانایی مستندهای ما باشد. اگر مستندهای روز دنیا را نگاه کنید، متوجه این موضوع می‌شوید. به عنوان مثال مجموعه مستند «آخرین رقص» که به زندگی مایکل جردن اسطوره ورزش بسکتبال می‌پردازد به همین صورت ساخته شده است. وقتی شما این مستند را می‌بینید احساس می‌کنید که ریتم، ضرب‌آهنگ، قصه‌سرایی آن از یک فیلم داستانی بیشتر و جذاب‌تر است. البته این اتفاق به خاطر شکلی است که آنها به موضوع دسترسی دارند.

شما برای اینکه بتوانید مستند ورزشی را از آب و گل دربیارید، احتیاج به یک‌سری امکانات خاص دارید که ازجمله آنها می‌توان به تجهیزات خاص، لنزهای متفاوت دوربین‌های مختلف و مواردی از این دست اشاره کرد تا به این ترتیب بتوانید آن هیجانات را به تصویر بکشید. شاید یکی از دلایلی که به راحتی سمت این سوژه‌ها نمی‌روند، همین امکانات و اتفاقاتی است که باید باشد. علاوه بر این فکر می‌کنم وقتی شما سراغ چنین مستندهایی می‌روید باید یک زمان درستی را صرف آن کنید تا قصه و آن اتفاق و هیجان موجود دربیاید تا بتوان آن را تصویر کرد. به همین خاطر شما باید زمان زیادی را صرف فیلمبرداری و آن اتفاق کنید. شاید مجموعه این دلایل است که به نظر من ساخت مستندهای ورزشی را طولانی، سخت و هزینه‌بردار می‌کند. در نتیجه در انتها هزینه فیلم بالا می‌رود و شاید برخی از افراد به همین دلیل قید این گونه را می‌زنند.

باتوجه به فروش بالای این گونه مستندها در جهان، امکان فروش بالای این آنها در ایران نیز وجود دارد. برای این اتفاق نیاز به چه ملزوماتی است؟

به هر حال در نقاط مختلف جهان زیرساخت‌های مختلفی برای اکران فیلم‌های مستند نیز وجود دارد. به همین دلیل آثار آنها می‌تواند به فروش خوبی دست پیدا کند. در ایران نیز این امکان وجود دارد. ولی ژانر مستند شرط لازم و کافی برای فروش و دیده شدن آن نیست.به نظر من یک سوژه خوب مستند، برای اینکه تبدیل به یک فیلم قابل عرضه و قابل فروش شود، مسیر طولانی را دارد.

 موضوع اصلی مستند «جایی برای فرشته‌ها نیست» مطرح کردن مسئله‌ای اجتماعی بوده که به تصویر خانم‌های ورزشکار و نحوه برخورد خانواده‌‌های آنها با این موضوع می‌پردازد. از طرفی با مستندی مواجه هستیم که خانواده‌ها در آن به شکل مطلوب از فعالیت خانم‌ها در ورزش حمایت می‌کنند اما از سوی دیگر با جامعه‌ای حقیقی طرفیم که بر اساس خبرهای چند وقت اخیر، پدرها سر دخترانشان را با داس بریده‌اند. باتوجه به اینکه به ساخت مستند درباره فعالیت خانم‌ها در جامعه پرداختید، نگاه به زن در این جامعه را چطور ارزیابی می‌کنید؟ آیا بین فیلم شما و تصویر واقعی در جامعه تضاد وجود ندارد؟

آیا جامعه ما جامعه‌ای است که پر از خشونت و فضاهایی است که عرصه را بر خانم‌ها تنگ کرده است؟ بله هست اما آیا مردان، برادران و همسرانی در جامعه ما وجود ندارند که با خانم‌ها همراه و هم‌مسیر باشند؟ بله به این صورت هم هست و فیلم ما در حال مانور روی این موضوع است و تلاش می‌کند که اصولا این فرهنگ را گسترش دهد که مردانی هم در جامعه وجود دارند که در کنار خانم‌ها می‌ایستند و به آنها کمک می‌کنند. از طرف دیگر هم زنان و دخترانی هستند که می‌توانند از هیچ همه چیز بسازند. یعنی معطل نمی‌ایستند که کسی آنها را کمک کند. فیلم ما درباره این است. اما اینکه الان در جامعه ما خشونت‌هایی بر علیه خانم‌ها وجود دارد، واقعیت است. شخصا امیدوار هستم که این فیلم حداقل بتواند فضای دیگری را تصویر کند و بگوید اگر این اتفاقات رخ می‌دهد، بدانیم که این شکل از انسان‌ها هم هستند که با امید و مهربانی در کنار هم زندگی می‌کنند. ولی خب به نظر من اگر در جامعه ما چنین اتفاقی رخ می‌دهد، در خیلی از جوامع دیگر هم هست و شخصا نمی‌دانم کار ریشه‌ای کردن درباره این موضوع چگونه است. چون من از جایی می‌آیم که فرهنگ به صورتی بود که زن و مرد در آن کنار یکدیگر هستند و برابرند. یعنی در خانواده‌ای بزرگ شدم که واقعا به این فکر نکردم که حتی مادر و پدرم با هم فرقی دارند. آنها هم سعی نکرده‌اند که چنین چیزی را به من یاد بدهند. تمام تلاشم این است که فیلمی را به تصویر بکشم که از همچین تفکری حمایت کند.

باتوجه به اینکه این مستند پخش‌های بین‌المللی دارد شاید این تصویر را در جهان ارائه دهد که در جامعه ما همه به این شکل هستند و به نوعی برخی از فیلم برداشت تبلیغاتی داشته باشند.

نه این تعبیر شماست. مگر فیلم‌هایی که از لندن درباره اعتیاد یا تجاوز پدری به پسرش بیرون می‌آید، نشان دهنده این است که تمام پدرها در انگلستان به این صورت هستند. دو شکل می‌شود به این نکته نگاه کرد. من آمدم فیلمی ساختم درباره تیم ملی اسکیت هاکی ایران و ورزش آنها را بهانه‌ای کردم تا به برشی از جامعه خانم‌ها هم بپردازم. در این برش ارتباط مردها با همسرانشان، خواهرانشان و دخترانشان این شکلی بوده است. یعنی حمایت‌گر بودند. دو کار می‌توانستیم انجام دهیم. نیاییم و نخواهیم درباره دخترانی که حمایت می‌شوند فیلم بسازیم، چون هستند افرادی یا شوهران و پدرانی که (تعدادشان هم کم نیست و) از زنان و فرزندانشان حمایت نمی‌کنند یا بیاییم و قدرشناسی کنیم و سعی کنیم با بزرگ کردن این موضوع بگوییم ببینید رفتار مردان در این فیلم را یاد بگیریم که مثل این‌ها باشیم.

قبول دارم که همه در این فیلم با هم مهربان هستند ولی واقعا همین بودند. آیا مربی آنها تا این اندازه پشتیبان بود؟ بله واقعا همین بود. من که نمی‌توانم شکل اتفاق رخ داده را در یک مستند تغییر بدهم. اگر درباره یک فیلم داستانی حرف می‌زدیم، شما می‌توانستید به من بگویید که فیلم شما به شدت بزرگنمایی دارد و در حال زدن حرفی هستید که با واقعیت منطبق نیست و یک چیز کوچکی از جامعه را بزرگ کرده‌اید. ولی وقتی شما بتوانید امید و مهربانی را با فیلمتان که یک اثر مستند است مطرح کنید و به آن موجودی که سر دختر خود را با داس می‌برد، بگویید ببین این مدل هم در جامعه وجود دارد و اگر با دخترت به این شکل رفتار می‌کردی نه تنها باعث می‌شد تا به او افتخار کنی، بلکه به جای کشتنش او را به همه نشان می‌دادی. من فکر می‌کنم که جشنواره‌های خارجی اتفاقا به این فیلم شاید نگاه مثبتی نداشته باشند. چراکه این جشنواره‌ها علاقمند به دیدن این قسمت از جامعه ما نیستند و این را بر اساس تخیل خودم نمی‌گویم.

من دوست دارم اگر حرفی می‌زنم بتوانم برای آن راهکاری نشان دهم. به عنوان مثال اگر مردانی که رفتار به شدت بدوی با همسرانشان دارند را نشان دهم ولی نتوانم برای آن راهکار درستی نشان دهم، حالم خوب نیست. به همین دلیل آدم‌های سالم را نشان می‌دهم تا بگویم آدم‌های مهربانی هم وجود دارند و چه بهتر که از آنها یاد بگیریم. اگر توانستم باشم این را نشان دهم موفق بودم.

در قسمتی از فیلم، دختران تیم هاکی برای رفتن به اردو کشور خارجی اقدام به جمع‌آوری پول از طریق کمپین می‌کنند. آیا با نشان دادن این اتفاق در پی این بودید تا به مردم این ذهنیت منتقل شود که بدون هیچ انتظاری از حاکمیت، خودشان باید شرایطشان را بهبود بخشند؟ آیا فدراسیونی که ورزش هاکی که ورزشی پرخرج و لاکچری بوده و زیر نظر آن فعالیت می‌کند، هیچ وظیفه‌ای در قبال تیم دخترانش ندارد که آنها اقدام به جمع‌آوری پول از مردم می‌کنند؟

قسمتی از سوال ذاتا اشتباه است. هاکی اصلا ورزش لوکس و لاکچری نیست و بدنه تیم ملی از منطقه ورامین و نازی‌آباد جمع شده است. هاکی ورزش گرانی است و اتفاقا خانم‌‌هایی که در آن موفق هستند، برای ورامین، شهر ری و نازی‌آباد هستند. باید بگویم فدراسیون اسکیت تعداد زیادی ورزش دارد و مسلما این دخترها در الویت این نبودند که برای مسابقه اعزام شوند. چون بعید بود که مدال بیاورند. آیا وظیفه دولت نیست که از آدم‌ها حمایت کند؟ ۱۰۰ درصد وظیفه دولت است. ولی آیا ما باید می‌ایستادیم تا ببینیم در شرایطی که پولی وجود ندارد، این دخترها نمی‌روند. نه، مسلما باید یک حرکتی می‌شد. مگر در جریان سیل، زلزله و اتفاقاتی از این دست همیشه مردم سه قدم از دولت جلوتر نبوده‌اند؟ آیا مشارکت مردم در آن مواقع به معنای آن است که دولت نباید حمایت کند؟ نه، قطعا باید حمایت کنند. این شرمندگی است که نمی‌توانند و یا نمی‌کنند. اما از آن طرف هم بگویم، باتوجه به شناختی که من نسبت به دو سه فدراسیون دارم، کشور فرانسه نیز به همین صورت است. یعنی فدراسیون اسکیت فرانسه هم برای اینکه دخترانش را به مسابقات بفرستد، شبیه به همین روش عمل می‌کند. چراکه فدراسیون برای فرستادن همه پول ندارد. این به جنس ورزش آنها مربوط می‌شود. ورزشی که شاید مدال‌آوری آن جذابیتی برای بدنه دولت نداشته باشد، خب حمایت هم در آن ضعیف‌تر خواهد بود. من به یک چیزی اعتقاد دارم که شما باید برای رسیدن به هدف خود تلاش کنید.

آیا اثر در پی تزریق امید واهی است؟

من احساس می‌کنم که ما دو چیز را با هم قاطی کرده‌ایم. اول یک فیلم داستانی که بر اساس داستان سینمایی ساخته می‌شود و دوم یک نگاه مستند به فیلمی که ساخته شده است. امید واهی برای زمانی است که شما فیلم داستانی ساخته باشید، که تعدادی دختر از هیچ آمدن و مدال آسیایی گرفته‌اند، اما در این فیلم این دخترها به طور واقعی خودشان آمده‌اند، تلاش کردند و از هیچ همه چی ساختند. پس نمی‌توانیم بگوییم که امید واهی است، چون تعدادی توانستند بروند و حق‌شان را بگیرند و هنوز هم امیدوارند. اگر به عنوان مثال می‌گفتیم که این فیلم داستانی است و تعدادی بازیگر نقش آنها را بازی کرده‌اند، من هم ۱۰۰ درصد کنار آدم‌هایی بودم که چنین نظری دارند. ولی خب یک تعدادی این کار انجام داده و این اتفاق را شکل دادند، پس چطور می‌توانیم به این کار امید واهی بگوییم؟ این چیزی است که در کنار ما به صورت خیلی متاخر رخ داده است. من می‌گویم به جای اینکه کسی به من برسد و امید دهد و خوشحالم کند، خودم بلند می‌شوم و از هرچیزی که دارم استفاده می‌کنم برای اینکه بتوانم حقم را بگیرم و این کار را انجام می‌دهم. تاکنون هم این کار را انجام دادم و در فیلم خود آن را نشان دادم. امیدی هم که می‌دهم براساس توانایی و کارهایی است که در زندگی خودم کردم و در مورد این فیلم هم دقیقا منطبق بر کاریست که این بچه‌ها انجام دادند، چون اگر نکرده بودند که فیلم به این صورت نمی‌شد.

 اگر تیم هاکی دختران نمی‌توانست پول جمع کند و به مسابقات راه پیدا نمی‌کرد، باز هم این فیلم را می‌ساختید؟

در آن زمان در میانه فیلم بودیم اما بازهم تصویر ناامیدی را نتیجه نمی‌داد. یک روانکاوی با تعدادی دختر کار کرده و به جایی رسیده که شاید آنها نمی‌توانستند به مسابقات بروند. وقتی فیلم شما ایده مرکزی داشته باشد، مشکلتان حل شده است. گرفتاری ما هم گرفتن مدال توسط دخترها نبود. فیلم ما تلاش تعدادی دختر بود که حتی اگر نمی‌رفتند اینقدر برای زندگی چند نفر آنها اتفاقات جالب و جذابی رخ داده بود که شما روی آنها سوار می‌شدید، نه درباره مدالشان. اگر من روی مدال آنها قمار می‌کردم که الان باید من را دیوانه‌خوانه بستری می‌کردند. فکر کنید ما تا کشور کره می‌رفتیم و این بچه‌ها مدال نمی‌گرفتند. ما پلن بی داشتیم برای یک اتفاق که اگر آنها مدال نمی‌گرفتند هم جواب واضح بود. روانکاو و سرمربی آنها سال‌هاست برایشان تلاش کرده و اگر نمی‌رفتند باز نتیجه می‌گرفتند. به این خاطر که کاراکترها و شخصیت‌های جدیدی ساخته بودند و به اینجا رسیده بودند که الان روی پای خود می‌ایستند و همه جا از آنها دعوت می‌کنند تا به مکان‌های مختلف بروند. بنابراین آن زمان هم مستند را پخش می‌کردم. امید و اتفاقی که در آن صورت تزریق و نشان داده می‌شد تغییر ۱۲، ۱۳ دختری بود که زمین می‌خورند و نتیجه نمی‌گیرند اما در زندگی‌شان اتفاقات عجیب و غریبی رخ داده و تغییرات عجیبی ایجاد شده است و آنها هنوز تلاش می‌کنند.

به نوعی قرار بود که در انتها این امیدواری در فیلم باشد؟

شکلی که کار طراحی شده بود. یک روانکاو و مربی می‌آیند و چندین سال از زندگی‌شان را صرف این کار می‌کنند، اگر کاری جز این را انجام می‌دادیم، اصلا هستی زیر سوال می‌رفت. یعنی سال‌ها با یک‌سری آدم کار کنید و بعد هیچ اتفاقی رخ ندهد. این اصلا به من ارتباطی ندارد، این در لحظه به لحظه زندگی این بچه‌ها وجود داشت. آنها خودشان را به فیلم دیکته کردند. یعنی واژه امید خودش را به فیلم دیکته کرد نه من.

این شیوه از مستندسازی که در حین رخ دادن یک داستان واقعی آن را ثبت می‌کند و حتی از بازیگران دنیای واقعی که چنین اتفاقی را تجربه کرده‌اند استفاده می‌کند، تا چه اندازه آکادمیک بوده و تا چه اندازه می‌تواند به سینمای تجربی و شناخت میدانی تکیه داشته باشد؟

این به خاطر اعتمادی است که مربی آنها (کاوه صدقی) به من کرد و اجازه داد که دوربین همه جا باشد و هر آنچه که من فکر می‌کنم را انجام دهم. بحث دوم اینکه این باور من است که در روزگار امروز جهان همه ما یک فیلمسازیم. این مرزها چند سالی است که بین مستند و داستان برداشته و شکسته شده و به واقع می‌بینیم که در بسیاری از فستیوال‌های دنیا فیلم‌های مستند با فیلم‌های داستانی رقابت می‌کنند. در اکثر فستیوال‌های A می‌بینیم که ناگهان یک مستند همه فیلم‌های داستانی را کنار می‌زند و جایزه اصلی فستیوال را می‌گیرد.

من باورم این است که دهه پیش رو دهه جنسی از فیلم‌هایی است که متکی بر واقعیت است و در بستر مستند قصه‌گویی و روایت را جلو می‌برد. این است که دیگر مستند و داستانی وجود ندارد. من به نظرم هر آنچه که به نام فیلم ساخته می‌شود، حاوی یک روایت یا قصه است. حتی فیلم‌هایی که قصه‌گویی نمی‌کند. حتی مستندهای پرتره و مستندهایی که امروز درباره حیات وحش ساخته می‌شود. اگر مستندهای امروز حیات وحش را ببنید بخش عمده آن روایت است. من احساسم بر این است که هر کسی که بیاید این موضوع را با خط‌های کشیده شده خیلی کلاسیک از هم جدا کند، سه دهه از او گذشته است. چراکه الان چنین چیزی وجود ندارد. کافیست که شما با آدم‌های واقعی در لوکیشن واقعی و در زمان موجود فیلم خود را بسازید، اسم آن اثر می‌شود مستند. آیا هدایت کردن افراد اشتباه است؟ این بحث خیلی طولانی است که جواب آن هم بله است هم خیر. ایا طراحی میزانسن برای یک مستند اشتباه است؟ به زعم من قطعا نه.

چند روز قبل فیلم کلوزآپ آقای کیارستمی را برای بار چندم دیدم، شما وقتی این فیلم را می‌بینید، آیا می‌توانید بگویید که کلوزآپ یک فیلم مستند نیست؟ نه. آیا می‌توانید بگویید که مستند است؟ هم بله هم نه. مرزهایی که آقای کیارستمی در سال ۶۸ در مورد یک فیلم با ساختار کلوزآپ شکل داده به نظرم به شدت از مرزهای خودش در آن زمان جلوتر بوده است. به نظر من بهتر است که در مورد مفهوم و فیلم حرف بزنیم، نه در مورد اینکه آیا مستند است یا نیست؟ چیزی که از بچگی به من یاد داده‌اند این بود که سینما یک هنر صنعت است که از نظر من صنعت آن غالب بر هنرش است و برای اینکه مخاطبی که به سالن سینما آمده سرخورده و عصبی بیرون نرود، یک‌سری المان‌ها و پرتکل‌های مشخص دارد. فرقی هم ندارد انیمیشن، مستند یا داستانی است. من حس می‌کنم ما در زمانه‌ای قرار گرفتیم که تکلیف روشن است و همگی با یک سینما و یک گونه فیلم مواجهیم که به شکل‌های مختلف روایت می‌شود.

۱۰ تیر، ۱۳۹۹

ایران را اعتراض فراگرفته؛ اطلس تازه‌ترین تجمعات کارگران، بازنشستگان، مالباختگان و دانشجویان

اندازه قلم متن

موج دیگری از اعتراضات کارگران، کارمندان، بازنشستگان، مالباختگان و دانشجویان، سراسر ایران را از جنوب تا مرکز فراگرفته است.

پانزدهمین روز اعتصاب هفت‌تپه

دور جدید اعتراض و اعتصاب در مجتمع نیشکر هفت‌تپه در خوزستان وارد پانزدهمین روز خود شده است. کارگران در این دور از اعتراضات خود، خواستار «پرداخت حقوق معوق»،‌« تمدید دفترچه بیمه»، «بازگشت به کار همکاران اخراجی»، «بازداشت امید اسدبیگی،‌ مدیرعامل شرکت»،‌ «خلع ید کارفرما و بخش خصوصی» و «بازگرداندن ثروت‌های اختلاس‌شده به کارگران» شده‌اند.

پیشتر نیز کارگران هفت‌تپه بارها دست به اعتصاب و اعتراض زده‌اند که در جریان اعتراضات سال گذشته، شماری از کارگران معترض بازداشت و از سوی دادگاه به مجازات حبس و شلاق محکوم شدند. تعدادی از این کارگران از جمله اسماعیل بخشی و محمد خنیفری از کار اخراج شدند.

اعتراض اپراتورهای پست‌های فشار قوی هرمزگان

همچنین جمعی از اپراتورهای پست‌های فشار قوی (کلاه‌زردها) هرمزگان، روز دوشنبه ۹ تیر، با تجمع مقابل اداره برق منطقه‌ای این استان دست به اعتراض زدند.

به گزارش ایلنا، معترضان خواستار اجرای تبدیل وضعیت خود هستند. این در حالی است که وزیر نیرو وعده داده کلاه‌زردها تبدیل وضعیت شده و به کارگر دائم بدل می‌شوند. اما کارگران از تعلل سازمان توانیر در این زمینه خبر داده‌اند.

در هفته‌های گذشته نیز اپراتورهای پست‌های فشار قوی برق در چند استان دیگر نیز مقابل اداره‌های برق منطقه‌ای تجمع کردند و خواستار رفع بلاتکلیفی شغلی خود شدند.

اعتراض کارگران شهرداری کوت عبدالله 

شماری از کارگران شهرداری کوت عبدالله در خوزستان نیز صبح روز دوشنبه در اعتراض به بلاتکلیفی در وضعیت پرداخت معوقات مزدی مقابل ساختمان استانداری خوزستان تجمع کردند.

به گزارش ایلنا، کارگر معترض می‌گویند: «از ابتدای سال جاری حقوق نگرفته‌ایم و تعدادی از همکاران‌مان هم مطالباتی از شهریور سال گذشته دارند.»

این کارگران طی یک سال گذشته چندین بار در اعتراض به عدم پرداخت مطالباتشان مقابل نهادهای مختلف دولتی استان دست به تظاهرات زده‌اند، اما تاکنون هیچ پاسخی از سوی مقام‌های دولتی نگرفته‌اند.

به گفته آنها، مطالبات مزدی بیش از ۲۵۰ نفر از کارگران شاغل در بخش فضای سبز حدود سه ماه به تاخیر افتاده است.

یکی از کارگران معترض اعلام کرد: «در شرایط سخت گرمای هوا در سطح شهر مشغول کاریم و باتوجه به اینکه فصل گرم تابستان نیز فرار رسیده و کارمان سخت‌تر شده است، خواسته‌ای جز دریافت حداقل  بخشی از مطالباتمان را نداریم.»

اعتراض پاکبانان بوشهری

همچنین چند صد نفر از پاکبانان بوشهری روز دوشنبه در اعتراض به عدم پرداخت حقوق‌شان تجمع اعتراضی برگزار کردند.

ایرنا، خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، به نقل از یک پاکبان معترض نوشت: «نوروز پارسال با وجود کار کردن در هفت روز تعطیلی عید سه میلیون و ۴۵۰ هزار تومان حقوق گرفتم ولی این پرداختی در فروردین امسال به ۲ میلیون و ۹۵۰ هزار تومان رسیده است.»

یکی دیگر از پاکبان معترض نیز گفت: «مبلغ درج شده در قراردادم ۲ میلیون و ۸۳۰ هزار تومان بوده که با حساب ۷۵ ساعت اضافه کاری و کار کردن در چهار روز تعطیلی باید بیش از چهار میلیون حقوق می‎گرفتم ولی با این وجود دریافتی‌ ماه گذشته تنها ۲ میلیون تومان بوده است.»

همچنین با وجود افزایش شیوع ویروس کرونا در استان‌های جنوبی ایران، تامین وسایل پیشگیرانه برای انجام کار، از جمله تهیه ماسک، بر عهده خود پاکبانان است.

اعتراض کارمندان نفت و گاز

همزمان جمعی از کارمندان نفت و گاز در اعتراض به عدم اجرای قانون ترمیم پایه‌های حقوق خود، روز دوشنبه مقابل وزارت نفت تجمع کردند.

معترضان در سال‌های گذشته با ارائه چند شکایت به دیوان عدالت اداری، درباره ضرورت اجرای این قانون رای گرفته‌اند.

قانون وظایف و اختیارات وزارت نفت در تاریخ ۱۳۹۱ تصویب شد و به تایید شورای نگهبان نیز رسید و سپس از سوی رییس جمهوری برای اجرا به وزارت نفت ابلاغ شد.

اما وزارت نفت هنوز بندی از این قانون را که مربوط به ترمیم پایه‌های حقوق است، اجرا نکرده است.

اعتراض بازنشستگان مخابرات

همچنین جمعی از کارکنان و بازنشستگان شرکت مخابرات ایران به دلیل مطالبات مربوط به عدم پرداخت رفاهیات و سنوات گذشته خود، روز دوشنبه مقابل وزارت ارتباطات تجمع کرده و خواستار پرداخت قانونی حقوق و مزایای خود شدند.

بازنشستگان معترض شرکت مخابرات ایران خواستار اجرای آیین نامه استخدامی مصوب ۳۰ مرداد سال ۸۹ هیئت مدیره شرکت مخابرات ایران هستند.

شرکت مخابرات ایران از سال ۹۷ مطالبات این کارکنان و بازنشستگان را پرداخت نکرده است.

محمدرضا بیدخام، سخنگوی شرکت مخابرات ایران، به خبرگزاری مهر، گفت: مطالبات بازنشستگان شرکت مخابرات ایران مربوط به عدم پرداخت رفاهیات می‌شود که در حال بررسی موضوع هستیم و به زودی نتیجه را اعلام خواهیم کرد.

اعتراض سهامداران بانک مهر اقتصاد

در تجمع دیگری، سهامداران بانک مهر اقتصاد در اعتراض به عدم رسیدگی قضایی به وضعیت پرونده پذیره‌نویسی این بانک تجمع اعتراضی برگزار کردند.

بر اساس گزارش شبکه‌های اجتماعی، این تجمع مقابل ساختمان دادستانی تهران برگزار شده است.

وضعیت پرونده پذیره‌نویسی بانک مهر اقتصاد از سال ۱۳۹۴به طور بلاتکلیف رها شده است.

اعتراض مالباختگان شرکت آذویکو آذربایجان

همچنین شبکه‌های اجتماعی از برگزاری تجمع مالباختگان شرکت آذویکو آذربایجان خودرو مقابل وزارت صنعت، معدن و تجارت خبر داده‌اند.

این افراد معترضند که پس از دو سال، هنوز شش هزار ماشین پیش‌خرید شده، تحویل داده نشده است.

شرکت آذویکو هنوز به مشتریانی که در سال ۹۷ خودرو پیش خرید کرده‌اند، خودرویی تحویل نداده است.

در این میان، از برخی با گرفتن ۴۴ میلیون تومان هزینه بیشتر، خودروی بدون سند تحویل داده و به بقیه نیز اعلام کرده یک سال دیگر منتظر بمانند و خودروی جدید را با مبلغ ۵۰۰ میلیون تومان بخرند.

اعتراض جمعی از دانشجویان خوارزمی

اما اعتراض به شیوه مدیریت شیوع ویروس کرونا در ایران نیز همچنان ادامه دارد.

روز دوشنبه، تعدادی از دانشجویان کارشناسی ارشد رشته ریاضی دانشگاه خوارزمی اعلام کردند با وجود اینکه معاونت آموزشی دانشگاه به طور رسمی اعلام کرده تمام آزمون‌های این دانشگاه غیرحضوری باید برگزار شود، برخی از استادان بر برگزاری آزمون حضوری اصرار داشته و آزمون را به صورت حضوری برگزار می‌کنند.

خبرگزاری مهر به نقل از این دانشجویان معترض نوشت دانشجویان مجبورند برای گرفتن نمره در آزمون‌هایی که در کلاس‌های کوچک و بدون پروتکل بهداشتی و با حضور تمامی دانشجویان برگزار می‌شود، شرکت کنند.

از: ایران اینترنشنال

۴ سازمان و حزب دموکرات، جمهوری‌خواه و سکولار: حکومت در هراس از خیزش مردم، به اعدام جوانان روی آورده است!

اندازه قلم متن

حکومت در هراس از خیزش مردم، به اعدام جوانان روی آورده است!

احکام اعدام علیه معترضان آبانماه باید ملغی شود!

چهارشنبه ۴ تیر ماه ۱۳۹۹ (۲۴ ژوئن ۲۰۲۰) اعلام شد که دیوان عالی کشور حکم اعدام سه تن از بازداشت شدگان اعتراض‌های آبان‌ماه ۱۳۹۸، امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی را تایید کرده‌است. روز جمعه ۷ تیر ماه (۲۷ ‌ژوئن ۲۰۲۰) نیز، رئیس دادگستری استان اصفهان از تریبون نماز جمعه‌ی این شهر از صدور حکم «مفسد فی‌الارض» برای ۸ تن از بازداشت‌شدگان اعتراض‌های سه سال اخیر خبر داد و تهدید کرد در صورت تکرار اعتراض‌های مشابه سال‌ ۱۳۸۸، دی ماه ۱۳۹۶ و آبان ماه ۱۳۹۸، با معترضان «قاطعانه» برخورد خواهد شد. هم چنین، هدایت عبدالله پور که در تابستان سال ۹۵ بازداشت شده بود، به رغم ابطال حکم اعدام او در دیوان عالی، دوباره در ۲۰ دی ماه ۱۳۹۶ در شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامی ارومیه به اعدام محکوم شده‌ و بنا به اظهارات خانواده‌ی او، این حکم بدون اطلاع به خانواده چند هفته‌ی پیش به اجرا درآمده است.

امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی، سوم اسفند ماه ۱۳۹۸ در شعبه‌ی ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به اتهام‌هایی از جمله «مشارکت در تخریب و تحریق به قصد مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران» و «محاربه» به اعدام محکوم شده بودند. آن ها هم چنین در این دادگاه به «سرقت مسلحانه‌ی مقرون به آزار در شب» به زندان و شلاق محکوم شده بودند. سعید تمجیدی و محمد رجبی به خانواده‌های خود گفته‌اند که آن‌ها زیر شکنجه وادار به اعتراف علیه خود و پذیرش اتهامات ناکرده، از جمله «ارتباط با مجاهدین خلق» شده‌اند. عفو بین الملل همان موقع، حکم اعدام برای این سه تن را «به شدت ناعادلانه» دانسته و خواستار لغو این احکام شده بود.

هفت ماه از سرکوب خونین اعتراض‌های مردم در آبان ماه ۱۳۹۸ می گذرد. در حالی که سازمان عفو بین‌الملل جزئیات مرگ ۳۰۴ نفر از معترضان را منتشر کرده و خبرگزاری‌ها با استناد به منابعی از درون حکومت، تعداد قربانیان کشتار حکومت را ۱۵۰۰ تن اعلام کرده‌اند، حکومت خود بعد از ماه‌ها تعداد آنان را بین ۲۰۰ تا ۲۲۰ اعلام کرده‌است. جمهوری اسلامی کشتار صدها تن از هم وطنان را کافی ندانسته و می خواهد به کشتار بیشتری دست بزند. تایید احکام اعدام و تهدید به صدور باز هم بیشتر چنین احکامی نشاندهنده‌ی هراس حکومت از خیزش مردم، با توجه به اوضاع نابسامان کشور است. صدور احکام اعدام برای کسانی که اتهامی جز اعتراض به وضعیت فلاکت بار اقتصادی کشور و ایستادن در مقابل تعرض حکومت به سفره‌ی خالی مردم با سه برابر کردن یک شبه‌ی قیمت بنزین ندارند و تهدید به صدور بیشتر چنین احکامی در موارد مشابه، بیانگر عجز و ناتوانی حکومت در پاسخ به نیازهای مردم و تدارک مقابله‌ی گسترده‌تر با آنان در آینده‌ است.

جمهوری اسلامی از آغاز تا به امروز هزاران تن از مخالفان و معترضان خود را به جوخه های اعدام سپرده است، اما موقعیت آن نه تنها مستحکم تر نشده، بلکه هر روز شکننده‌تر گشته و مشروعیت خود را بیشتر از دست داده‌است. سران جمهوری اسلامی در شرائطی که کشور هم چنان درگیر اپیدمی کروناست و بنا به اعتراف کارگزاران خود در هر ۳۳ ثانیه یک نفر به بیماری کووید ۱۹ مبتلا می‌شود و هر ۱۳ دقیقه یک نفر جان خود را از دست می دهد، به جای حل مشکلات عظیم معیشتی و بهداشتی مردم و جلوگیری از مرگ و میر بیشتر، مردم را به زندان و اعدام تهدید می کنند. واقعیت این است که جمهوری اسلامی ناتوان از اداره کشور، در صدد است با تهدید به اعمال سرکوب بیشتر، عجز و ناتوانی خود را جبران، از اعتراض‌های احتمالی در آینده پیشگیری و ناکارآمدی خود را پشت خشونت علیه مردم پنهان کند. گسترش حوزه‌های سرکوب و نگرانی از قدرت گرفتن نیروهای مستقل و خارج از حوزه کنترل حکومت تا جایی گسترش یافته است که سازمان‌های مردم‌بنیاد امدادگر چون جمعیت امام علی نیز تحمل نمی شوند که توانسته اند با اتکا به کمک‌های مردمی بیش از ده هزار عضو جمع آوری کرده و افراد نیازمند زیادی را تحت پوشش حمایتی قراردهند. حکومت در تلاش است به جای سپردن اداره کشور به دست خود مردم و منتخبان واقعی آن‌ها، در برابر خواست مردم برای تغییر وضعیت کنونی و گذار به یک جامعه‌ی آزاد و دمکراتیک، هر چه بیشتر سد و مانع ایجاد نماید.

ما ۴ حزب و سازمان سیاسی سکولار دمکرات، اعدام زندانیان سیاسی، صدور احکام اعدام علیه بازداشت شدگان اعتراض‌های آبان‌ماه و هر گونه تهدید به سرکوب را شدیدا محکوم می کنیم. احکام اعدام باید لغو گردند، به تهدیدها باید پایان داده شود و همه‌ی زندانیان سیاسی بی قید و شرط آزاد شوند. ما کلیه‌ی سازمان‌های سیاسی، صنفی، سندیکائی و نهادهای مدافع حقوق بشری را به اعتراض علیه صدور احکام اعدام علیه معترضان آبان‌ماه و دیگر فعالان سیاسی و مدنی، اعمال شکنجه در زندان‌های جمهوری اسلامی، پرونده‌سازی علیه بازداشت شدگان و صدور احکام ظالمانه علیه آنان فرامی خوانیم.

ما بار دیگر از هموطنان می خواهیم که در استقبال از درخواست عفو بین الملل، برای ایجاد زمینه‌ی تحقیق بین المللی در مورد کشتار سازمانیافته‌ی معترضان در آبان‌ماه، هر چه گسترده‌تر تلاش نمایند و مخالفت خود را با احکام اعدام اعلام کرده و بویژه اعتراضات فعالی را در جهت جلوگیری از احکام ننگین اعدام علیه سه زندانی سیاسی سازمان دهند. 

۰۹ تیر، ۱۳۹۹

تداوم اعتصاب غذای سهیلا حجاب در زندان قرچک ورامین

اندازه قلم متن

خبرگزاری هرانا – سهیلا حجاب، زندانی سیاسی که از تاریخ ۲۷ خرداد در اعتراض به نگهداری خود در زندان قرچک ورامین و طرح مطالباتی ازجمله انتقال به زندان اوین دست به اعتصاب غذا زد، کماکان در اعتصاب بسر می‌برد. گفته می‌شود مسئولان زندان کارت تلفن خانم حجاب را ضبط کرده و اکنون از ارتباط با خانواده خود محروم شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز یکشنبه ۸ تیر ۱۳۹۹، سهیلا حجاب، زندانی سیاسی در زندان قرچک ورامین در سیزدهمین رو اعتصاب غذای خود بسر می‌برد.

یک منبع مطلع از وضعیت خانم حجاب در خصوص آخرین وضعیت وی به هرانا گفت: «سهیلا حجاب طی این مدت به شدت کاهش وزن و فشار خون داشته است. او شب پنج‌شنبه نیز زمانی نسبت به انتقال زینب جلالیان به مکان نامعلوم اعتراض کرد، توسط ماموران مورد ضرب و شتم قرار گرفت و یک دست و یک پای او پانسمان شده است. پس از آن نیز مسئولان زندان کارت تلفن او را ضبط کرده از صحبت کردن با خانواده خود محروم شده است.»

سهیلا حجاب از تاریخ ۲۷ خرداد دست به اعتصاب غذا زد. اعتصاب غذای خانم حجاب در اعتراض به نگهداری خود در زندان قرچک ورامین و عدم انتقال به زندان اوین و همچنین خواسته آزادی بی‌قید و شرط برادرش مجید حجاب صورت گرفته است.

سهیلا حجاب، روز شنبه ۳ خردادماه ۱۳۹۹، پس از مراجعه به شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست قاضی احمد زرگر توسط ماموران اطلاعات سپاه بازداشت و جهت تحمل حبس به زندان قرچک ورامین منتقل شد.

یک منبع مطلع از وضعیت سهیلا حجاب پیشتر درخصوص بازداشت وی به هرانا گفت: “سهیلا حجاب روز سه‌شنبه ۳۰ اردیبهشت طی ابلاغیه‌ای برای روز شنبه ۳ خرداد ۹۹ به دادگاه تجدیدنظر احضار شد. خانم حجاب پس از پایان جلسه دادگاه و اعلام اینکه حکم او عینا تایید شده پس از خروج از ساختمان دادگستری توسط ماموران اطلاعات سپاه بازداشت و مورد ضرب و شتم قرار گرفت. حتی بازجوی سابقش او را با موهایش به روی آسفالت خیابان کشیده و سوار ماشین کرد و در زمان بازداشت نیز به پرونده سازی جدید تهدید شده است”.

سهیلا حجاب در تاریخ ۲۸ اسفند ۹۸ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه از بابت اتهاماتی ازجمله “تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی، تشویش اذعان عمومی به قصد آشوب و تشکیل گروه غیرقانونی” مجموعا به ۱۸ سال حبس تعزیری محکوم شد. با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس تعزیری برای وی قابل اجرا خواهد بود.

سهیلا حجاب خردادماه ۹۸ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بند زنان زندان اوین منتقل شد. خانم حجاب مدتی پس از بازداشت به یکی از خانه‌های امن اطلاعات سپاه منتقل و مدتی بعد مجدداً به بند زنان زندان اوین بازگردانده شد. خانم حجاب نهایتا در تاریخ ۲۴ اسفندماه ۹۸ با تودیع قرار وثیقه ۳ میلیارد تومانی به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان اوین آزاد شد.

این شهروند پیشتر نیز در دیماه ۹۷ در شیراز بازداشت و پس از طی مراحل دادرسی به ۲ سال حبس محکوم شده بود. وی پس از تحمل ۵ ماه حبس در زندان عادل آباد شیراز با اعمال عفو از زندان آزاد شد. با این حال وی ۱۰ روز پس از آزادی مجدداً توسط نیروهای اطلاعات سپاه بازداشت شد.

دلیل بازداشت وی توسط این نهاد امنیتی “هواداری از یکی از سازمان‌های مخالف نظام” عنوان شده است.

سهیلا حجاب، مجرد و متولد سال ۱۳۶۹ است.

مجید حجاب برادر سهیلا حجاب روز دوشنبه ۱۹ خرداد ۹۹ پس از احضار به دادسرای اوین بازداشت شد. گفته می‌شود این بازداشت پس از آن صورت گرفت که مادر، خواهر و برادر سهیلا حجاب پس از احضار به دادسرای اوین، در این دادسرا حاضر شدند. در جریان این احضار، خواهر و مادر سهیلا حجاب پس از چند ساعت بازجویی آزاد شدند اما مجید حجاب بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

بسیاری از زندانیان در ایران به عنوان آخرین راه برای رسیدن به خواسته‌هایشان دست به اعتصاب غذای اعتراضی می‌زنند. بسیاری از این اعتصاب‌ها در اعتراض به عدم رسیدگی به مشکلات پرونده، مراعات نشدن حقوق زندانی و یا بازداشتی و بلاتکلیفی‌های بلندمدت بوده است.

محدود کردن حقوق زنان، تنها کاری که جمهوری اسلامی بلد است : مخالفت با حضور زنان در رشته‌های پاورلیفتینگ، بوکس و زورخانه‌ای

اندازه قلم متن

مهین فرهادی‌زاد معاون زنان وزارت ورزش در مخالفت با حضور زنان در رشته‌های پاورلیفتینگ، بوکس و ورزش زورخانه‌ای گفت که زنان «ریحانه» هستند و هیچ ورزشی نباید «فیزیولوژی» آنان را تحت تاثیر قرار دهد.

 فرهادی‌زاد در مصاحبه با ایسنا گفت که نامه کتبی این سه رشته به وزارت ورزش رسیده است و در بررسی درخواست آنها «به ملاحظات فرهنگی هم توجه می‌کنیم».

او اضافه کرد:«با توجه به اینکه در مبانی اعتقادی ما از زن به عنوان ریحانه یاد شده، نمی‌توانیم رشته‌ای را قبول کنیم که کل سیستم بدنی و فیزیولوژی او را تحت‌تاثیر قرار دهد».

فرهادی‌زاد تاکید کرد که اگر در رشته پاورلیفتینگ بحث پرورش اندام مطرح باشد، وزارت ورزش «به سرعت و پس از دریافت نامه پاسخ منفی» خواهد داد.

او اضافه کرد: «بحث پرورش اندام و حجیم شدن عضلات شیوه‌های خود را دارد که با شرایط زنان جور در نمی‌آید اما مسئولان پاورلیفتینگ سه حرکت را معرفی کرده‌اند که دلایل خود را هم دارند».

معاون زنان وزارت ورزش گفت که این وزارتخانه این سه حرکت را «از نظر فیزیولوژی و سلامتی» زنان بررسی خواهد کرد. 

زهره مرزوقی، نایب رییس فدراسیون بدنسازی و پرورش اندام، پیش از این اعلام کرده بود که این فدراسیون از سه سال پیش درخواست راه اندازی رشته پاورلیفتینگ زنان را به وزارت ورزش داده اما هنوز پاسخی دریافت نکرده است.

معاون زنان وزارت ورزش و جوانان درباره ورزش زورخانه‌ای نیز گفت که «زورخانه برای مردان بوده و لباس آن هم کاملا برای مردان است مگر اینکه کار دیگری انجام بدهیم».

ماه گذشته و در پی حضور چند ورزشکار زن در زورخانه ولیعصر شهر قدس تهران، مرشد و زورخانه‌دار برکنار شدند.

این ورزشکاران زن روز جمعه ۲۳ خرداد، به همراه دختر بچه‌ای هشت‌ساله‌ به این زورخانه رفتند و در حالی که ورزشکاران مرد در زورخانه حضور نداشتند، برای لحظاتی با «پوشش کامل» به داخل گود زورخانه رفتند.