۱۷ اردیبهشت، ۱۳۹۹

ناتالی امیری، خبرنگار شبکه اول آلمان، چرا از ایران خارج شد؟

ناتالی امیری، خبرنگار شبکه یک سراسری آلمان از پایان فعالیت خود در ایران نوشت و گفت سفر به ایران برایش بسیار خطرناک است. او در مصاحبه با خبرنگاری آلمانی از تهدیدهایی که در ایران به عنوان خبرنگار با آن روبرو بود می‌گوید.
    
default
ناتالی امیری، خبرنگار ایرانی- آلمانی که از سال  ۲۰۰۷ به عنوان خبرنگار برای شبکه یک سراسری آلمان (ARD) از ایران گزارش تهیه می‌کرد و از سال ۲۰۱۵ مدیر دفتر این شبکه در تهران بود، پنجشنبه (۳۰ آوریل/ ۱۱ اردیبهشت) در توییتی از پایان فعالیتش در ایران خبر داد. او پنج سال آخر فعالیتش در ایران را “دورانی چالش‌برانگیز، سخت، هیجان‌انگیز” و البته “خطرناک” نامید. او در پایان توییت خود نوشت: «در حال حاضر سفر به ایران برای من بسیار خطرناک است.»

۱۶ اردیبهشت، ۱۳۹۹

عفو بین‌الملل خواستار آزادی نسرین ستوده و دیگر زندانیان عقیدتی در جهان شد


سازمان عفو بین‌الملل در بیانیه‌ای خواهان آزادی «بی‌درنگ و بی‌قیدوشرط» تمام زندانیان عقیدتی در جهان، از جمله نسرین ستوده، وکیل ایرانی شد که برای آزادی‌شان کارزار می‌کند.
سائورو اسکارپلی، مدیر بخش کارزارهای عفو بین‌الملل، روز دوشنبه پانزدهم اردیبهشت، در این بیانیه‌ای با ابراز نگرانی درباره شیوع ویروس کرونا در زندان‌ها، نوشت: «زندانیان عقیدتی جرمی مرتکب نشده‌اند، اما در شرایطی که هرچه بیشتر مخاطره‌بار می‌شود همچنان خودسرانه در حبس نگه داشته شده‌اند.»
او ادامه داد: «جمعیت بیش از حد ظرفیت و نبود بهداشت در بسیاری از زندان‌ها در سرتاسر دنیا مانع از آن می‌شود که زندانیان بتوانند اقدامات پیشگیرانه در مقابل این بیماری، مانند فاصله‌گیری از یکدیگر و شستن دست‌ها به طور مرتب، را رعایت کنند. حبس غیرمشروع زندانیان عقیدتی آن‌ها را در معرض مخاطرات بیشتری قرار داده است.»
در بیانیه عفو بین‌الملل، به نسرین ستوده، وکیل و فعال حقوق بشر ایرانی، اشاره شده که از زندانیان عقیدتی است.
او دو سال پیش بازداشت شد و به اتهام «تشویق به فساد و فحشا» و «تظاهر به گناه … از طریق کشف حجاب در ملاعام»، به ۳۸ سال و ۶ ماه حبس و تحمل ۱۴۸ ضربه شلاق محکوم شد.
عفو بین‌الملل برای آزادی حدود ۱۵۰ زندانی عقیدتی از طریق راه‌اندازی کارزارهای بین‌المللی تلاش می‌کند.

ابلاغ حکم ۱۰سال حبس تعلیقی اسماعیل عبدی، معلم زندانی

وکیل اسماعیل عبدی، معلم و فعال صنفی فرهنگیان محبوس در زندان اوین، اعلام کرد حکم ده سال حبس تعلیقی موکلش مجددا ابلاغ شده است.
حسین تاج روز دوشنبه با اعلام این موضوع به خبرگزاری ایلنا گفت امیدوار است با پیگیری‌هایی که انجام می‌شود، قبل از پایان حبس فعلی عبدی که مربوط به یک حکم دیگر است، این حکم ده ساله  بلااثر شود.
عبدی روز دوشنبه اول اردیبهشت‌ماه هنگام پیگیری برای تمدید مرخصی خود،‌ با وجود تایید مرخصی از سوی دادیار ناظر زندان، به صورت ناگهانی بازداشت و به زندان منتقل شد.
این فعال صنفی در روز ۱۸ اسفندماه به مرخصی اعزام شده بود.
عبدی پس از تجمع اعتراضی فرهنگیان در تیرماه سال ۱۳۹۴، به عنوان نماینده شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی معلمان سراسر ایران، برای شرکت در اجلاس جهانی معلمان در کانادا قصد خروج از ایران را داشت که در فرودگاه بازداشت شد.
او در بهمن همان سال در دادگاهی به ریاست قاضی صلواتی به شش سال زندان محکوم شد.

۱۴ اردیبهشت، ۱۳۹۹

تداوم اعتصاب غذای مریم ابراهیم وند در بند زنان زندان اوین

خبرگزاری هرانا – مریم ابراهیم وند، نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده سینما در چهاردهمین روز از اعتصاب خود بسر می‌برد. خانم ابراهیم‌وند که از تیرماه ۹۷ به صورت بلاتکلیف در بازداشت است، از روز دوشنبه ۱ اردیبهشت در اعتراض به تداوم بازداشت و بلاتکلیفی در بند زنان زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز یکشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۹، مریم ابراهیم وند، نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده سینما در چهاردهمین روز از اعتصاب خود بسر می‌برد.

خانم ابراهیم وند که از تیرماه ۹۷ به صورت بلاتکلیف در بازداشت است،  از روز دوشنبه ۱ اردیبهشت در اعتراض به تداوم بازداشت و بلاتکلیفی، عدم برخورداری از حق داشتن وکیل، عدم اجازه مطالعه پرونده و دخالت نهادهای امنیتی در روند رسیدگی به پرونده دست به اعتصاب غذا زده است.

از سوی دیگر مسئولان زندان طی هفته گذشته به خانم ابراهیم‌وند گفته‌اند پرونده او به شعبه ۱۰۵۹ دادگاه کارکنان دولت ارسال شده و در انتظار تعیین وقت رسیدگی است.

مریم ابراهیم وند در شهریورماه ۱۳۹۵ توسط ماموران اطلاعات سپاه در محل کار خود در تهران به دلیل تهیه فیلم ” ۲۴ سپتامبر” بازداشت و به بازداشتگاه اطلاعات سپاه موسوم به بند ۲ الف زندان اوین منتقل شد. وی پس از ۳۵ روز بازداشت در سلول انفرادی و با پایان مراحل بازجویی، با تودیع قرار وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی (به صورت وجه نقد) از بازداشتگاه این نهاد امنیتی آزاد شد.
خانم ابراهیم وند نزدیک به دو سال بعد در تاریخ ۳۱ تیرماه ۹۷ با تماس تلفنی حاجی محمدی به شعبه ۴ بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه احضار و مجددا بازداشت و به بند دو الف سپاه منتقل شد. او پس از یک ماه پس از پایان مراحل بازجویی با صدور قرار وثیقه ۱۰ میلیون تمومانی به زندان قرچک ورامین منتقل شد. او نهایتا در تاریخ ۲۶ اسفندماه ۱۳۹۸ بدون اطلاع قبلی به بند زنان زندان اوین منتقل شد.
مریم ابراهیم وند پیشتر با نوشتن نامه‌ای نسبت به شرایط خود و تداوم بلاتکلیفی در زندان اعتراض کرد. او در در بخشی از این نامه که توسط هرانا منتشر شده است، گفت: ” آنچه بیش از رسیدگی به بلاتکلیفی دو ساله و توقیف اموالم لازم به پیگیری است، این است که بدون ارائه ادله با پرونده سازی سپاه بازداشت و محبوس شده‌ام. پس از بازداشت، بعد از سی روز با صدور قرار وثیقه ۱۰ میلیارد تومانی به زندان قرچک ورامین تبعید شدم. بارها به رقم بالای وثیقه اعتراض کردم که آن نیز بی نتیجه بود. پس از یکسال پرونده دوم با شکایت اطلاعات سپاه از بابت اتهام نشر اکاذیب و شکایت سوم از طرف نهاد ریاست جمهوری به اتهام نشر اکاذیب و اعمال نفوذ برای من گشوده شد. شکایت این نهاد نیز به دلیل اعتراض من به شرایط هنرمندان و توقیف گسترده فیلم‌ها خطاب به حسن روحانی در جریان مراسم افطاری نهاد ریاست جمهوری در خردادماه ۹۷ صورت گرفته است. پس از این مراسم به دلیل شرکت من در مراسم افطاری و واکنشم به سخنرانی غیرمرتبط رئیس جمهور به مسائل هنرمندان علیرغم داشتن پرونده باز در سازمان اطلاعات سپاه، موجب خشم این دو نهاد از من شد. در متن شکایت نهاد ریاست جمهوری از من نیز آمده است، بر اساس اظهارات آقای حسن حسن پور، که خود یکی از متخلفین مالی است، به اتهام نشر اکاذیب و اعمال نفوذ از من شکایت کرده‌اند.”
مریم ابراهیم وند متولد ۱۳۷۰، نویسنده و کارگردان سینما و تهیه کننده فیلم‌های “طنز عشق”، ” ما همه تنهاییم” و “پانسیون دختران” است، از دلایل شهرت وی علاوه بر فعالیت های سینمایی و فرهنگی، نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ بود که به عنوان یکی از زنان نامزد برای انتخابات ثبت نام کرد.

بسیاری از زندانیان در ایران به عنوان آخرین راه برای رسیدن به خواسته‌هایشان دست به اعتصاب غذای اعتراضی می‌زنند. بسیاری از این اعتصاب‌ها در اعتراض به عدم رسیدگی به مشکلات پرونده، مراعات نشدن حقوق زندانی و یا بازداشتی و بلاتکلیفی‌های بلندمدت بوده است.

معضلات آموزش مجازی در ایران

شبکه‌ای که شاد نیست

برنامه آموزشی شاد- عکس از مرضیه نورعلی، ایرنا
کسی فکرش را نمی‌کرد که فاصله‌گذاری، این عبارت منحصر به هنرهای نمایشی، روزی پای به واقعیت بگذارد و انسان‌ها را به رعایت آن وادار کند. «برتولت برشت»، نویسنده و کارگردان آلمانی، با ابداع نظریه فاصله‌گذاری*، برخلاف نام آن، به نزدیکی انسان‌ها به صحنه تئاتر می‌اندیشید. در این روزها و در این صحنه‌ نمایش واقعی، این فاصله‌گذاری اما معنایی جز دوری ندارد و نزدیکی انسان‌ها را بنا به تمهیدات بهداشتی موکول به گذر از روزگار کرونایی کرده است.
بحران شیوع کرونا سبب شد تا مشاغل و فعالیت‌های اداری و اقتصادی در اغلب کشورها، تعلیق و دورکاری اجباری به عنوان شگردی جهت ادامه امور در نظر گرفته شود. این فاصله‌گذاری نوین، به مرور به مبحث آموزش نیز کشیده شد و نگرانی از ادامه تحصیل بیش از یک میلیارد و پانصد میلیون دانش‌آموز سراسر جهان، سبب شد تا ترفند تدریس مجازی به عنوان تنها راه چاره برای جبران این خلاء استفاده شود. تدریسی که همچنان که از نامش پیداست، نیازمند ابزاری است که از آن طریق بتوان از سخنان معلم بهره گرفت، و نبود این امکان معنایی جز دوری و بازماندن از تحصیل ندارد.
تعامل در بحران
خلاءهای آموزشی ناشی از بحران کرونا و تعطیلی مدارس که از اسفندماه گذشته ادامه داشت، مسئولان آموزش و پرورش در ایران را برآن داشت تا چاره‌ای جهت جبران کلاس‌های متروک بیندیشند. ابتدا تلویزیون برای این جبران مافات در نظر گرفته شد. شبکه‌ چهار و کانال آموزش و همچنین برخی از شبکه‌های استانی، در این مدت توانستند برخی از این دروس را پوشش دهند. با این حال، نواقص این سیستم آموزشی خیلی زود آشکار شد و وزیر آموزش و پرورش در مصاحبه‌ای، آموزش تلویزیونی را تعاملی ندانست و آن را مشروط به داشتن ۱۲ کانال آموزشی دانست، زیرا با داشتن ۲۵۰ عنوان کلاس درس و ۱۰۰۰ کتاب، این امکان که تمام دروس از رسانه ملی دنبال شود، وجود نخواهد داشت. وی تعامل را شرط آموزش از راه دور دانست و اعلام کرد که نیاز به شبکه‌ای جامعتر است.
جدا از مسئله تعامل، آنچه از دیده‌ها پنهان ماند، خانوارهایی بودند که در نقاطی از ایران از داشتن تلویزیون محروم بودند و یا در نقاط کوری بودند که هنوز پس از گذشت چهار دهه از انقلاب،  قادر به دریافت امواج شبکه‌های تلویزیون ملی نیستند. این اقلیت، صدایی نداشت و این نداری، دیده نشد و از این رو، فاز دوم آموزش از راه دور وارد مرحله‌ای شد که به اینترنت منتهی می‌شد و نام «شاد» داشت و باز هم از تعامل مورد نظر فاصله داشت.
شادی برای نخبه‎ ها 
سنگ بنای شبکه‌‌ای برای دانش‌آموزان، در سال ۱۳۹۴ گذاشته شد. حمیدرضا کفاش، معاون پرورشی آموزش وپرورش، یک سال بعد به شکل رسمی این پروژه را نرم‌افزاری با عنوان «شاد» یا «شبکه اجتماعی دانش‌آموزان» نامید که البته به دانش‌آموزان نخبه مختص می‌شد. این طرح در نهایت منتهی به طرح تلویزیونی تعاملی به نام «سینا» شد که چند ماه پس از اجرایی شدن، تعطیل شد و درنهایت رو به فراموشی رفت.
در اسفندماه ۱۳۹۸ و با طولانی شدن تعطیلات دانش‌آموزان، راه‌اندازی این شبکه به عنوان تنها راهکار جبران اختلال آموزشی ۱۴ میلیون دانش‌آموز پایه اول تا ششم ابتدایی قلمداد شد. این شبکه‌ از همان روزهای نخسیتن، مخالفانی به خود دید و باعث شد تا بحث جنبه «طبقاتی» آموزش، این بار به شکل عریان‌تری به میان آید. بحثی که پیشتر، پای عکس‌ها و فیلم‌های دانش‌آموزانِ نشسته در کپرها و کلاس‌های فاقد استانداردهای رایج دیده می‌شد، این بار محدود به مناطق محروم نشد و به طبقه متوسط نیز کشیده شد.
نداشتن گوشی هوشمند یا غیاب اینترنت در برخی خانه‌ها، از اولین معضلات این شکل از آموزش عنوان شد، والبته خیلی زود محسن حاجی میرزایی بدان پاسخ داد. وی در مصاحبه‌ای اعلام کرد که «۷۰درصد دانش‌آموزان به اینترنت و تلفن همراه دسترسی دارند.» هر چند یک روز بعد وی سخنان خود را تکذیب کرد، اما در آمار تازه‌ای که ارائه داد، اعلام کرد که تنها «۹.۶ درصد دانش‌آموزان به اینترنت دسترسی ندارند.» شبکه شاد در حالی با این آمارها به کار خود ادامه می‌دهد که خانواده‌هایی که فرزندشان به اینترنت و گوشی همراه دسترسی ندارند، در این رکود کرونایی به دنبال چاره‌ای برای عقب نماندن فرزندانشان از ادامه تحصیل هستند.
مصائب یک خانواده شاد
آنچه افتخار ملی و نقطه عطفی در تاریخ آموزش وپرورش دانسته می‌شود، باعث درد و رنجی مضاعف در روزهای کرونایی برای خانواده‌ها‌ شده است. دیگر نمی‌توان گفت تنها خانواده‌های بی‌بضاعت در مناطق محروم دچار دردسر شده‌اند. اغلب خانواده‌ها برای تهیه گوشی و نیز بسته‌های تماس اینترنتی برای فرزندانشان، یا دست به دامان قرض و وام شده‌اند، یا به راه‌های اشتراکی اندیشیده‌اند تا کودکان با استفاده از گوشی پدر یا مادر یا نزدیکان خود بتوانند وارد «کلاس درس» مجازی‌شان شوند. از مشکلات این اشتراکی بودن، در دسترس نبودن همیشگی نزدیکان است.
«شبکه شاد» برای بسیاری جز  ناشادی ارمغان دیگری نداشته است- عکس از  ایرنا
در این بین، معلمانی هستند که با امکانات شخصی خود سعی می‌کنند فقدان این ابزار را جبران کنند. یکی از معلمان روستایی در نزدیکی بستک در استان هرمزگان، به نگارنده می‌گوید که «در بسیاری از مناطق بچه‌ها مشکل رفت و آمد به کلاس‌ها را دارند، چه برسد به این که بخواهند گوشی مجهزی داشته باشند. امکان خرید مداوم اینترنت هم برای آنان وجود ندارد.» وی با اشاره به دردسرهای به‌وجود آمده در سیستم آموزشی پس از خانه‎نشینی اجباری، می‌گوید: «برای آنهایی که گوشی ندارند، مباحث را کپی می‌کنم و خانه به خانه به دست آنان می‌رسانم.» سرعت پایین اینترنت در این منطقه سبب شده است که او حتی برای کسانی که از گوشی هم برخوردارند، این آموزش خانه به خانه را به سرانجام برساند. او حالا نزدیک به هجده ساعت در شبانه‌روز کار می‌کند، در حالی که پیشتر تنها هشت ساعت درس می‌داده است، و می‌گوید:«تنها ترسم این است که این کودکان ترک تحصیل کنند، چون این شیوه‌ای نیست که به مذاق خانواده‌های کم‌بضاعت خوش بیاید. یک پدر یا مادر سرپرست خانوار از تهیه اولین مایحتاج خانواده در چنین روزهایی ناتوان است، چه برسد به تهیه گوشی و برای او چیزی جز شرمندگی مقابل فرزند محصلش در پی ندارد، و این افتخاری ندارد.»
آموزش برای همه
هر چند عادلانه بودن آموزش و فراگیری حداکثری جزو اصول مهم در طراحی برنامه «شاد» بوده است، اما مهیا نبودن امکانات و نبود زیرساخت‌های سخت‌افزاری سبب شده است تا این برنامه برای تمامی مناطق و دانش‌آموزان کشور یکسان نباشد. این درحالی است که بند ۲۲ قانون اهداف و وظایف وزارت آموزش و پرورش، به رایگان بودن این آموزش برای همه تا پایان دوره متوسطه گواهی داده است. تدریس و تحصیل مجازی و ارتباط معلم و دانش‌آموز در این کلاس مجازی، مستلزم دارا بودن حداقل امکانات از سوی بالادستان معلمان و دانش‌آموزان است تا شعار آموزش رایگان و تعامل آموزشی محقق شود.
فقدان ابزارهای تکنولوژی جهت حضور در این کلاس‌ها سبب شده است تا آنچه «تعامل» نامیده می‌شود، به مشکل بربخورد و دانش‌آموزان منفک شوند. ورود به عرصه آموزش مجازی که در دنیای نوین از ضرورت‌های یک نظام آموزشی تلقی می‌شود، با چنین امکاناتی منجر به این تفکیک شده است و اثرات نامطلوبی بر ادامه تحصیل محصلان خواهد گذاشت. در حالی که گفته می‌شود آموزش مجازی عدالت آموزشی را به تحقق رسانده است، اما «شبکه شاد» تا زمانی که تمامی ابزارهای لازم را برای دانش‌آموزان جهت حضور در بطن خود نداشته باشد، برای بسیاری جز بی‌عدالتی آموزشی و ناشادی ارمغان دیگری نخواهد داشت.
فاصله‌گذاری از اصطلاحات هنرهای نمایشی است. فرایندی در تئاتر روایی برتولت برشت است که در آن با استفاده از عناصر متعدد، از جمله نور و موسیقی و نحوهٔ بازی، از غرقه شدن تماشاگر و بازیگر در نمایش جلوگیری می‌شود.
برشت برای ممانعت از یکی شدن بازیگرانش با نقش و با این هدف که آن‌ها تنها نقش را عرضه کنند، به تأثیرات فاصله‌گذاری، که کارکرد جدیدی از فاصله زیباشناختی واقع‌گرایانه بود، روی آورد و آنان را وامی‌داشت تا با تمهیداتی، فراموششان نشود که در حال ایفای نقش‌ هستند و مانند بازیگران تئاتر دراماتیک یا شیوه موسم به «استایل» استانیسلاوسکی یا بازیگری به شیوه موسوم به «متد»، چنان با نقش یکی نشوند که تماشاگر نیز آنان و بازی را باور کند.
او می‌خواست تماشاگر نه مجذوب قصه نمایش و قهرمان آن، که جذب محتوا و پیام آن شود و این را از اصلی‌ترین وجوه تفاوت میان تئاتر دراماتیک و تئاتر روایی می‌دانست. او می‌کوشید «جادوی صحنه» را که فریبنده‌ترین تأثیر تئاتر دراماتیک است، از میان بردارد، زیرا باور داشت که در چنان حالتی، تماشاگر پس از پایان نمایش و بیرون رفتن از سالن، آن دریافت‌ها و عواطف را فراموش می‌کند، ولی با این شیوه، همواره می‌داند که دارد نمایشی را تماشا می‌کند و چه در سالن و چه در بیرون از آن، به آن محتوا و پیام‌ها خواهد اندیشید

۱۳ اردیبهشت، ۱۳۹۹

اخراج ۳۰ نفر از کادر درمان بیمارستانی در شیراز

استان‌وایر– سایت «سلامت نیوز» خبر داده که ۳۰ نفر از پرسنل کادر درمان بیمارستان پیوند اعضای ابوعلی سینای شیراز اخراج شده‌اند.
این سایت نوشته که افراد اخراج شده کارشناسان اتاق عمل و بیهوشی بوده‌اند که به کاهش ۵۰ درصدی حقوق خود در سال جدید معترض بودند.
«عدم پرداخت مطالبات سال‌های گذشته» و «عدم افزایش حقوق» از دیگر اعتراض‌های این افراد اعلام شده است.
براساس گزارش‌ها به این پرسنل حتی اجازه حضور در محوطه بیمارستان هم داده نشده و آنها با «رفتار توهین‌آمیز» از فضای بیمارستان به بیرون رانده شدند.

جبهه ملی ایران: به کارگران شریف ایران توجه کنید و مشکلات معیشتی آنان را جدی بگیرید

به کارگران شریف ایران توجه کنید ومشکلات معیشتی آنان را جدی بگیرید
بنا بر اخبار و اطلاعات منتشر شده و آنچه که به وضوح مشهود است، شرایط کنونی جامعه در تمامی حوزه‌ها در سطح «شرایط بحران» طبقه‌بندی می‌شود. اقشار مختلف مردم و به ویژه کارگران، همزمان با بحران‌ فراگیری بیماری ویروسی کووید۱۹ فشار سنگین و شدید اقتصادی را تحمل می‌کنند اما سیاست کارگشا و موثری برای حل بنیادین این مشکلات از سوی زمامداران به چشم نمی‌خورد. در این شرایط سخت اقتصادی بیشترین فشار و هزینه بر گروه کارگران محسوس میباشد و از سوی دیگر تصمیمات کلان و سیاست‌های حمایتی برای کارگران نیز شرایط بغرنجی را برای جامعه کارگری ایجاد کرده است.تعیین حداقل دستمزد کارگران در هفته‌های اخیر نشان داد که حاکمیت درد و رنج جامعه کارگری را نمی‌داند و یا نمی‌خواهد که آن را درک کند. بی شک دستمزد تعیین شده با نرخ تورم همخوانی نداشته و مشکلات معیشتی کارگران را تشدید کرده است. واگذاری شرکتها و کارخانه‌ها براساس اصل ۴۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی خصوصی‌سازی را تبدیل به خصولتی سازی کرده و به همین بهانه، بندی از همین اصل را که اذعان می‌کند بایستی ۵ درصد سهام کارخانه‌ها و شرکتها برای افزایش انگیزه به کار و تولید، کیفیت و امنیت شغلی به کارگران ارائه شود را حذف کردند.کارگرانی که ماه هاحقوق نگرفته‌اند با کمترین اعتراض بازداشت و زندانی می‌ شوند و حکم‌های طولانی حبس برای آنها صادر می‌گردد. امروزه بسیاری از کارگران به دلیل عقد قرارداد موقت و ترس از اخراج، احضار و بازداشت تمامی سختی‌های کاری را متحمل می‌شوند که این مساله شرایط زندگی و معیشت کارگران و خانواده‌های آنان را به خطر انداخته است. کارگران شریف ما از اولیه ترین حقوق خود مانند حق داشتن اتحادیه وسندیکای واقعی محرومند. با سیاست‌های پر از اشتباه وندانم کاری های حاکمیت جمهوری اسلامی، هر روز خط فقر جمع گسترده‌تری را در زیر خود جای می دهد و برخی بی‌شرمانه با استفاده از رانت‌ها، رابطه‌ها و بهره‌گیری از عناوین گوناگون سرمایه اقتصادی و اجتماعی جامعه را به یغما می‌برند و از مردم می‌خواهند که «این شرایط» را تحمل کنند!
جبهه ملی ایران با گرامی داشت روز جهانی کارگر بار دیگر اعلام می‌کند که چرخ تولید و رونق اقتصادی، با دستان پرتوان کارگران است که به حرکت درآمده و موجب توسعه و رفاه می‌شود و بنا براین حکومت نیز موظف به تامین تمامی حقوق کارگران در حد استانداردهای تعیین شده است. هیات حاکمه باید توجه کند که افزایش تولید با حرف و شعار محقق نمی شود.افزایش تولید علاوه بر تامین قشر کارگر مستلزم ایجاد و توسعه کارخانجات و موسسات تولیدی در همه ی اشکال و صور مختلف آن و کارآفرینی هرچه بیشتر است و برای ایجاد این نهادهای تولید کننده، یقینا جلب سرمایه گذاری داخلی و خارجی ضرورتی حتمی است و جلب سرمایه گذاری، شرایط امن سیاسی و اقتصادی را طلب می کند. ایجاد تنش در کشورهای منطقه و ستیز با جامعه جهانی نافی جلب سرمایه گذاری و افزایش تولیداست. از طرف دیگر اقدام نادرست باز کردن دروازه های کشور به روی کالا های خارجی به ویژه کالاهای چین که توسط برخی از نهادها و افراد وابسته به مراکز قدرت، به منظور کسب سودهای کلان با ارقام نجومی و هم با نیات سیاسی نا موجه صورت گرفته، دشمن تولیدات داخلی بوده و موجب زمین گیر شدن کارخانه ها و موسسات تولیدی گردیده و آن ها را به حالت رکود و ورشکستگی کشانده است.